معرفی و دانلود رایگان کتاب شوابی‌ها
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب شوابی‌ها
off

کتاب شوابی‌ها

نوع کتاب
۲.۷ امتیاز(از ۶۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
هرتا مولر، اسدالله امرایی
انتشارات: 
خانه داستان چوک

معرفی کتاب شوابی‌ها

«شوابی‌ها» داستان کوتاهی از هرتا مولر(-۱۹۵۳)، نویسنده رومانیایی‌تبار برنده جایزه نوبل ادبیات است. زمان تقریبی مطالعه: ۳ دقیقه

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شوابی‌ها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابشوابی‌ها
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندههرتا مولر
مترجماسدالله امرایی
انتشاراتخانه داستان چوک
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۵۷ مگابایت
تعداد صفحه‌ها۱۰ صفحه
قیمت کتابرایگان
برچسببرنده نوبل، مجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه زیر ۵ دقیقه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

fateme
۱۳۹۷/۰۴/۱۱

فقر و شرایط سخت زندگی ، مثل اون چرک ها بودن ، که وقتی جامعه ای از اون رهایی پیدا کنه ، حال خوش نصیب مردم میشه مثل سرحالی آدم بعد از یک حمام

۱
mehregan
۱۳۹۵/۱۱/۱۹

شو اب اسم محلی در جنوب آلمان است که در قلمرو رومانی قرار دارد، و داستان شوابی ها توصیفی است از شرایط سخت زندگی مردم در دوران حکومت نیکلای چائوشسکو دیکتاتور رومانی و عاقبت چائوشسکو در سال 1989 پیش از...بیشتر

۱۳
neda
۱۳۹۷/۰۹/۱۳

داستان زیبایی است اما بسیار تلخ و تکان دهنده! چه حقیقت ترسناکی!

۱
m.a.m
۱۳۹۵/۱۰/۲۳

برخلاف سایر دوستان بنظرم خیلی داستان خوبی روایتی زیبا از زندگی خانواده ای که به درد و رنج تنگدستی تن داده و در نهایت با مسکنی خود را تسکین می دهند

۰
Mohammad Bagheri
۱۳۹۸/۰۳/۳۰

تعریفی از زندگی فقیرانه، سخت و اما محبت آمیز.

۰
Prhaaam
۱۳۹۶/۱۰/۲۰

فضاسازی جالبی داشت

۰
Hassan Yousefzadeh
۱۳۹۶/۰۵/۱۶

اتفاقا به نظرم جالب بود گرچه فقیر اما ساده و همدل و مهربان

۰
mehregan
۱۳۹۵/۱۰/۲۳

کوتاه و بدون حاشیه جالب بود ، زندگی تو فقر باعث نمیشه آدمها کثیف زندگی کنند و شاد نباشند و سریال نبینند .

۱
▪︎ sᴀʟᴠᴀᴅᴏʀ
۱۳۹۷/۰۵/۲۰

نظر ندم بهتره 😑😑😑

۰
mostapha
۱۳۹۵/۱۱/۱۸

کاش طاقچه بخش نظرات "مجموعه مطالعه در وقت اضافه" رو ببنده. . . اینطوری شاید قشنگتر باشه همه چی!!!!!!!! داستان خوب بود. ممنون. والبته اسدا.. امرایی کبیر که انتخابهاش همیشه بی نقص و فوق العاده ست.

۳
کاربر 11838904
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

واقعا فوق العاده فقر و تنگدستی و خفقان و شرایط بد زندگی و ... رو به تصویر کشیده بود. دوستانی که میگن بده حداقل به خودشون زحمت بدن و برن نقد داستان رو بخونن. من واقعا فهمیدنش برام سخت بود ولی...بیشتر

۰
مژگان معمار زاده
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۶

هرتا مولر خدای استعاره هست و نقد نوشته‌هایش سخت است و براحتی نمی‌شود جمله به جمله را تفسیر کرد وگفت در سرش چه می‌گذرد اما کلی می‌شود درک کرد. از خانم مولر سرزمین گوجه‌های سبز را خواندم. داستان شوابی ها...بیشتر

۰
دیدمــش‌شناختــم‌اش‌ولی‌اونشناخــت🌿
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۰۸

کتاب، داستانی از یک خانواده فقیر بود. از نظر من این کتاب بیانگر این بود که با اینکه زندگی تلخ هست، اما تو با چیز های کوچک شاد باش. به نظر من برای اوقات فراغت بسیار خوب است.

۰
Nice
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۲

پس شوابی ها هم مثل شهر نشینهای ایرانی خوشپختند.

۰
دانیال
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۵

با دقت به تک تک کلمات نگاه کنید و بخونید از کلمات خیلی خوب استفاده شده

۱

بریده‌هایی از کتاب

neda
۵
شنبه شب است. بخاری حمام گداخته و شکم‌داده مثل پول.
:)
۰
شنبه شب است. بخاری حمام گداخته و شکم‌داده مثل پول. پنجره‌ی هواکش محکم بسته شده. آرنی کوچولوی دو ساله تو هوای یخ چاییده بود. مامان پشت آرنی کوچولو را با شورت کهنه‌ای می‌شوید. آرنی کوچولو بی‌تابی می‌کند. مادر آرنی کوچولو را از توی وان بلند می‌کند. مادربزرگ می‌گوید، حیوونی بچه‌ام. مادربزرگ می‌گوید بچه‌ی اینقدری را که به حمام نمی‌برند. مادر می‌رود توی وان. آب هنوز داغ است. صابون کف می‌کند. مادر فتیله‌ی چرک‌های پس گردنش را کیسه می‌کشد. فتیله‌های چرک مادر روی سطح آب پخش شده. وان حلقه‌ی زردی دورش است. مادر از وان بیرون می‌آید. آب هنوز داغ است، مادر پدر را صدا می‌زند. پدر داخل وان می‌شود. آب گرم است. صابون کف می‌کند.
:)
۰
پدر چرک سینه‌اش را فتیله می‌کند. فتیله‌های چرک پدر کنار فتیله‌های چرک مادر در سطح آب شناور است. حلقه‌ی دور وان قهوه‌ای می‌شود. پدر از وان بیرون می‌آید. آب هنوز داغ است. پدر داد می‌زند و مادربزرگ را صدا می‌کند. مادر بزرگ پا می‌گذارد توی وان. آب ولرم است. صابون کف می‌کند. مادر بزرگ فتیله‌های کوچک چرک را از روی شانه‌اش می‌شوید. فتیله‌های چرک مادر، پدر و مادر بزرگ روی سطح آب شناور است. حلقه‌ی دور وان سیاه شده. مادر بزرگ از وان بیرون می‌آید. آب هنوز داغ است. پدربزرگ را صدا می‌کند. پدربزرگ داخل وان می‌شود. آب یخ است. صابون کف می‌کند. پدربزرگ فتیله‌های چرک دستش را می‌مالد. چرک پدربزرگ، همراه چرک مادر، پدر و مادربزرگ در سطح آب شناور است. مادربزرگ در حمام را باز می‌کند. مادر بزرگ توی وان را نگاه می‌کند. مادربزرگ پدربزرگ را نمی‌بیند. آب سیاه شلپ شلپ از لبه‌ی سیاه شده‌ی وان سرریز می‌کند. مادربزرگ فکر می‌کند پدربزرگ توی وان است. مادر بزرگ در حمام را پشت سرش می‌بندد. پدربزرگ آب وان را خالی می‌کند. فتیله‌های کوچک چرک تن مادر، پدر، مادربزرگ و پدربزرگ می‌چرخد و از راه آب وان پایین می‌رود.
:)
۰
خانواده‌ی شوابی‌ها تازه حمام کرده و سرحال جلو تلویزیون می‌نشینند. خانواده‌ی شوابی‌ها تازه حمام کرده و سر حال منتظرند، فیلم سینمایی شنبه شب را تماشا کنند. پایان
محمدرضا
۰
مادربزرگ می‌گوید، حیوونی بچه‌ام. مادربزرگ می‌گوید بچه‌ی اینقدری را که به حمام نمی‌برند.