
کتاب سیم های جادویی فرانکی پرستو
معرفی کتاب سیم های جادویی فرانکی پرستو
کتاب الکترونیکی «سیمهای جادویی فرانکی پرستو» نوشتهٔ میچ آلبوم و با ترجمهٔ مهرآیین اخوت، توسط نشر هیرمند منتشر شده است. این اثر در دستهٔ رمانهای معاصر قرار میگیرد و داستان زندگی پرفرازونشیب یک موسیقیدان خیالی به نام «فرانکی پرستو» را روایت میکند. روایت کتاب با محوریت موسیقی و تأثیر آن بر زندگی انسانها شکل گرفته و در بستری از وقایع تاریخی و اجتماعی قرن بیستم پیش میرود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سیم های جادویی فرانکی پرستو
«سیمهای جادویی فرانکی پرستو» اثری داستانی است که در قالب یک رمان بلند روایت میشود. میچ آلبوم در این کتاب، زندگی یک نوازندهٔ گیتار اسپانیایی به نام «فرانکی پرستو» را از تولد تا مرگ به تصویر کشیده است. روایت کتاب از زبان «موسیقی» بهعنوان راوی اصلی بیان میشود؛ روایتی که بهگونهای استعاری، موسیقی را موجودی زنده و ناظر بر زندگی انسانها معرفی میکند. داستان در بستر قرن بیستم و در نقاط مختلف جهان، بهویژه اسپانیا و آمریکا، جریان دارد و با حضور شخصیتهای واقعی دنیای موسیقی و رویدادهای تاریخی، مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ میکند. ساختار کتاب بهصورت اپیزودیک و با بازگشتهای زمانی متعدد است و هر بخش از زندگی فرانکی با نگاهی به تأثیر موسیقی بر سرنوشت او و اطرافیانش روایت میشود. این رمان با ترکیب عناصر واقعگرایانه و جادویی، به بررسی قدرت هنر و موسیقی در تغییر زندگی انسانها میپردازد.
خلاصه داستان سیم های جادویی فرانکی پرستو
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان «سیمهای جادویی فرانکی پرستو» با مرگ فرانکی، نوازندهٔ افسانهای گیتار، آغاز میشود؛ مراسم تشییع جنازهٔ او صحنهٔ گردهمایی موسیقیدانان و دوستدارانش است. راوی داستان، «موسیقی»، مخاطب را به گذشته میبرد تا زندگی فرانکی را از تولدش در اسپانیا، در بحبوحهٔ جنگ داخلی، دنبال کند. فرانکی در کودکی مادرش را از دست میدهد و توسط مردی به نام بافا روبیو به فرزندی پذیرفته میشود. او از همان ابتدا استعداد شگفتانگیزی در موسیقی دارد و با کمک معلم نابینایش، المایسترو، نواختن گیتار را میآموزد. فرانکی در نوجوانی به آمریکا مهاجرت میکند و با ورود به دنیای موسیقی، با چهرههای سرشناس موسیقی جهان آشنا میشود. او بهتدریج به شهرت میرسد، اما زندگیاش با رنج، تنهایی و جستوجوی هویت همراه است. سیمهای گیتار فرانکی ویژگی جادویی دارند و هر بار که او با نواختن خود زندگی کسی را تغییر میدهد، یکی از سیمها به رنگ آبی درمیآید. روایت داستان با خاطرات اطرافیان فرانکی و روایتهایی از زبان شخصیتهای مختلف، بهویژه موسیقیدانان واقعی، تکمیل میشود. در طول داستان، فرانکی با گذشتهٔ خود، عشق، فقدان و معنای واقعی موسیقی روبهرو میشود و در نهایت، سرنوشتش بهگونهای رقم میخورد که راز مرگ او و تأثیرش بر دنیای موسیقی آشکار میشود.
چرا باید کتاب سیم های جادویی فرانکی پرستو را بخوانیم؟
این کتاب با روایت زندگی یک موسیقیدان خیالی و حضور شخصیتهای واقعی دنیای موسیقی، تجربهای متفاوت از خواندن یک رمان را رقم میزند. روایت از زبان «موسیقی» بهعنوان راوی، زاویهٔ دیدی منحصربهفرد به داستان میبخشد و خواننده را به تأمل دربارهٔ نقش هنر و موسیقی در زندگی انسانها دعوت میکند. ترکیب واقعیت و خیال، پرداختن به موضوعاتی چون هویت، رنج، عشق و قدرت تغییر هنر، از ویژگیهای شاخص این اثر است. همچنین، حضور موسیقیدانان مشهور و اشاره به رویدادهای تاریخی، جذابیت داستان را برای علاقهمندان به موسیقی و تاریخ دوچندان میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهٔ این کتاب برای علاقهمندان به رمانهای معاصر، دوستداران موسیقی، کسانی که به روایتهای چندلایه و شخصیتپردازی عمیق علاقه دارند و همچنین افرادی که به دنبال داستانهایی با مضامین هویت، هنر و تأثیرگذاری فردی هستند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب سیم های جادویی فرانکی پرستو
«آمدهام تا جایزهای که دادهام پس بگیرم. همین جاست؛ توی تابوت. راستش همین الانش هم مال من است. میتوانم بردارم. اما هر موسیقیدان محترمی تا اجرای آخرین نت صبر میکند. ملودی این مرد تمام شده اما عزادارانش از جاهای دور آمدهاند تا چند بند یا استانزای دیگر هم به اثر اضافه کنند. انگار میخواهند خاتمه یا کوّدای زندگیاش را بنویسند. گوش کنیم و ببینیم ماجرا چیست. بهشت مشکلی ندارد که منتظر بماند. ترساندمتان؟ نباید این کار را میکردم. من مرگ نیستم. یعنی خیال کردید ملکالموت هستم و باشلتق سیاه روی سرم انداختهام و عفن مرگ میدهم؟ به قول شما جوانها... بیخیال! قاضی محشر هم نیستم که همهتان از او میترسید. کی باشم که بخواهم یک زندگی را قضاوت کنم! من با خوبها و بدها بودهام با پرهیزگاران و شرافتمندها با دَغل کارها و مستها. به من ربطی ندارد که این مرد چه اشتباهاتی مرتکب شده یا نشده. هیچطور هم نمیتوانم فضایل و خوبیهایش را اندازه بگیرم. ولی چیزهای بسیاری از او میدانم: جادوهایی که با گیتارش در کار میبست. مردمی که با آن صدای بم و سوزناکش مسحور میکرد. زندگیهایی که با آن شش سیم آبیرنگ سازش زیر و رو کرده بود. میتوانم همهی اینها را با شما در میان بگذارم. میتوانم هم استراحت کنم. همیشه حواسم هست که استراحت کنم. خیال میکنید خیلی محجوب هستم؟ گاهی هستم راستش. ولی دلنشین و آرامشبخش و ناساز و خشمگین و بغرنج هم هستم؛ گاهی روانام مثل شنی که از روی تلماسهها میریزد و گاهی نافذ مثل نوک سوزن. من «موسیقی» هستم. آمدهام دنبال روح فرانکی پرستو. البته نه همهی روحش. فقط آن بخش کمابیش بزرگ روحش که وقتی به دنیا آمد از من گرفت. هر قدر هم از آن تکهی روح خوب استفاده کرده باشد من امانت هستم. نه ملک طلق. موقع رفتن باید امانتی را پس بدهید. قریحهی فرانکی را جمع میکنم و بین ارواح نوزادان بعدی پخش میکنم. یک روز هم با شما همین کار را خواهم کرد. بیخود نیست وقتی ناگهان آهنگ تازهای میشنوید سرتان را بالا میگیرید پا با شنیدن صدای طبل و درام پا به زمین میکوبید. تمام انسانها موسیقایی هستند. وگرنه چرا پروردگار به انسان قلب تپنده داده؟»
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۵۳۲ صفحه
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۵۳۲ صفحه