
کتاب مطب دکتر میم
معرفی کتاب مطب دکتر میم
کتاب مطب دکتر میم نوشتهٔ آر. ال. استاین و ترجمهٔ شهره نورصالحی است. نشر پیدایش این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این داستان در دستهٔ آثار ترسناک قرار میگیرد و برای نوجوانان نوشته شده است.
درباره کتاب مطب دکتر میم
کتاب مطب دکتر میم (Dr. maniac will see you now) که با قلم آر. ال. استاین منتشر شده، جلد چهارم از مجموعهٔ «ترس و لرز؛ تحت تعقیب» است. «رابی»، شخصیت اصلی داستان، شیفتهٔ کمیکاستریپ است و خودش هم دست به خلق شخصیتهای کارتونی میزند، برایشان داستان مینویسد و نقاشیهایشان را میکشد. قالب کمیک استریپ (Comic Strip) یا داستان مصور، مجموعهای از نقاشیهای دنبالهدار است که ماجرایی را روایت میکند. کمیک معمولاً توسط یک تیم دونفره که یکی داستان را مینویسد و دیگری تصویرگری میکند، ساخته میشود. اولین کمیک استریپهایی که در دههٔ ۱۹۳۰ میلادی پا به عرصهٔ وجود گذاشتند، شامل ماجراهای خندهدار و ماجراجویانهٔ قهرمانانی همچون «باک راجرز»، «تارزان» و «ماجراهای تنتن» بود. جدیدترین آفریدٔ رابی، موجودی خبیث و خلوضع به نام «دکتر منیاک» است. رابی برای جذابتر کردن و مرموزتر نشان دادن داستانش، به قول خودش، از حرف «م»"، حرف اول منیاک، استفاده کرده و نام کتابش را «دکتر میم» گذاشته است. چه ماجراهای پیش روی رابی و شخصیت دکتر میم است؟ این داستان را بخوانید تا بدانید.
خواندن کتاب مطب دکتر میم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به همهٔ نوجوانانی که به خواندن داستانهای ترسناک علاقه دارند، پیشنهاد میکنیم.
درباره آر. ال. استاین
رابرت لارنس استاین (R.L.Stine) اهل اوهایوست و در ۱۹۴۳ در شهر کلمبوس دنیا آمده و نویسندگی را از ۹سالگی با نوشتن لطیفه و داستانهای کوتاه برای همکلاسیهایش شروع کرده است. آر. ال. استاین تا به حال چندین مجموعهٔ مفصل و پرطرفدار نوشته و از سال ۱۹۸۶ به ادبیات وحشت برای نوجوانان روی آورده است. مجموعهٔ «ترس و لرز» (Goosebumps) معروفترین و پرخوانندهترین مجموعهٔ این نویسنده است و بیشتر عنوانهایش (حدود ۱۲۰ کتاب) به ۳۲ زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده، میلیونها نسخه از آنها در آمریکا به فروش رفته و سه سال متوالی، عنوان پرفروشترین نویسندهٔ آمریکا را آر. ال. استاین به ارمغان آورده است. استاین چندینبار تصمیم گرفته نوشتن این مجموعه را متوقف کند، اما هربار نوجوانها با ایمیل و تلفن و نامه از او خواستهاند به نوشتن ادامه بدهد.
بخشی از کتاب مطب دکتر میم
«فکر کردم کارم تمام است و فرو رفتنم تا ابد ادامه خواهد داشت. شنا کن! به خودم گفتم، تکون بخور! یه کاری بکن! داری غرق میشی!
سینهام به حالت انفجار افتاده بود. دستهایم را به شدت توی آب تکان دادم و تقلا کردم با پاهایم به آب ضربه بزنم. لباسهایم به پوستم چسبیده بودند و حس میکردم کفشهایم پنجاه کیلو وزن دارند. اما به زور شنا کردم. با ضربههای محکم خودم را کشیدم بالا... بالاتر به طرف سطح آب.
تاریکی رفت و نور سبز زیتونی آب را روشن کرد. باید خودم را به سطح آب میرساندم. باید نفس میکشیدم.
باز هم خودم را کشیدم بالا... و بالاتر... تا بالاخره سرم از آب سبزی که لملم میزد، بیرون آمد. پشت هم هوا را میمکیدم و تو ریههایم میفرستادم و چشمم به آسمانِ خاکستریِ مایل به سیاهِ بالای سرم بود.
هنوز نفسم جا نیامده بود که بازوی غولآسایی از زیر آب بیرون آمد. قهوهای پررنگ بود و پر از گرههای مکنده.
جانور یک بازوی دیگرش را هم از زیر آب بیرون آورد و به طرف من حرکت کرد. و بعد... با وحشت متوجه شدم که دو تا جانور غولآسا با چشمهای وقزده خیال دارند بهم حمله کنند.
دو تا مرکبماهی غولآسا شلللللپی جلو رویم از آب بیرون آمدند. بازوهایشان عین شاخهٔ درخت بود و طوری آنها را جلو رویم تاب میدادند که انگار میخواستند مرا بگیرند. تنههای چاقشان مثل نبض پِتپِت میکرد و... و...
و... از روی کتاب کمیکشان آنها را شناختم. فشارَک و چِلانَک، مرکبماهیهای دوقلو. آن دوقلوهای ناز و دوستداشتنی رسمشان این بود که دشمنشان را آنقدر فشار میدادند و میچلاندند تا بمیرد. بعدش میافتادند به جان همدیگر تا معلوم شود کدام یکی میتواند طعمه را درسته قورت بدهد.»
حجم
۹۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۹۶ صفحه
حجم
۹۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۹۶ صفحه