معرفی کتاب کتاب سعیدی: روایت زندگی حجتالاسلام شهید سیدمحمدرضا سعیدی
«کتاب سعیدی» روایت زندگی حجتالاسلام شهید سیدمحمدرضا سعیدی(۱۳۴۹-۱۳۰۸)، نوشته زهرا رجبی متین(-۱۳۶۱) است.
در بریدهای از مقدمه کتاب میخوانیم:
«شهید آیتالله سیدمحمدرضا سعیدی یکی از آن انسانهای بزرگ تاریخ انقلاب و روحانیت ایران است که هنوز در میان مردم بهخوبی شناخته نشده است. او در دههی چهل، برای ساواک یک واعظ خطرناک بهشمار میرفت اما برای مردمی که پای حرفهایش مینشستند واعظ مخلص و بیپروایی بود که حرفهایش بوی امامخمینی را میداد. سعیدی بعد از تبعید امام به ترکیه، تمام تلاشش را میکرد تا پرچم او بر زمین نماند. کسی که در زندانهای طاغوت زیر شکنجه گفته بود: «اگر خونم را به زمین بریزید هر قطرهی خون من نام خمینی را فریاد خواهد زد» . سعیدی را در تهران، اغلب به مسجدی که امامجماعتش بود میشناختند؛ «مسجد موسیبن جعفر (ع)» در خیابان غیاثی سابق و خیابان سعیدی امروز. اما در خیلی شهرهای دیگر بهعنوان یک روحانی مبارز شهرت داشت.
سعیدی، واعظ بود؛ طلبه بود؛ امامجماعت بود؛ اهل مطالعه و درس و بحث بود؛ اما ویژگی خاصش عشق خالصانه به امامخمینی بود. از زمانی که امام را شناخت، شیفتهی مرام و مسلک آن مرد بزرگ شد و تمام زندگیاش را برای نهضتی که او شروع کرده بود، وقف کرد. زمانی که خیلیها حقیقت نهضت امام را درک نکرده بودند، سعیدی با تمام وجود، امام را نایب امامزمان (ع) تشخیص داد و برمبنای همین تشخیص، مبارزهی علنی را آغاز کرد.»
معرفی این کتاب در تاریخ ۲۳ تیر ۱۴۰۵ بهروزرسانی شده است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب کتاب سعیدی: روایت زندگی حجتالاسلام شهید سیدمحمدرضا سعیدی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
کتاب سعیدی: روایت زندگی حجتالاسلام شهید سیدمحمدرضا سعیدی
کتاب صد و چهل و هفتم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی ،
عالی بود ، روحشون شاد ،
تشکر از نشر خیمه ، هم مجله عالی است و همکتب این انتشارات ، خدا قوت به مدیر این نشر و همکارانشون
۴
sadeghi
۱۳۹۷/۰۷/۱۵
***...و به انان که در راه خدا کشته شده اند مرده نگویید ،بلکه در عالم برزخ دارای حیات ویژه اند ....ایه ۱۵۴ سوره بقره***
بسیار عالی ،روحشان قرین رحمت بی انتهای پروردگار انشاالله💕
۲
3741
۱۳۹۶/۱۱/۳۰
خداوند رحمان روح این شهید بزرگوار وجمیع شهدارابا مولایشان آقا اباعبدالله سلام الله علیه محشور بفرماید
۱
مهدی میرجلیلی
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۶
کتاب خوبی بود.
۰
هامان
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۵/۰۹
خدا رحمتشون کنه
۰
فرزانه
۱۴۰۳/۰۱/۰۸
خیلی زیبا نوشته شده. نامه های امام خمینی به ایشون تا موقع شهادت آیت الله سعیدی تو کتاب صحیفه امام هست.
علاقهی زیادی به خرید کتاب و نگهداری در منزل داشت. دوست داشت هر کتاب جدیدی که چاپ میشود را بخرد. برای همین به بیشترِ کتابفروشیهای قم بدهکار بود.
سیّد جواد
۱۵
سعیدی را در زندان خفه کردند؛ ولی صدای او در حنجرهها خفه نشد
sadeghi
۸
مجموعه کتابهای قصههای خوب برای بچههای خوب را بهمحض آنکه چاپ شد، خرید. بچهها را دور هم جمع میکرد و داستانهایش را برای آنها میخواند
sadeghi
۷
حکایت دیروز و امروز نیست. مردمان این دیار، قرنهاست دل در گرو مهر حسین (ع) بستهاند و بر مصیبت شهادت او و فرزندان و یارانش گریستهاند. قرنهاست محرم که میرسد، حال و هواشان عوض میشود، ابر غم میآید به آسمان دلشان، و چشمشان بارانی میشود. قرنهاست با نام حسین (ع) زیستهاند و شور حسین (ع) نمک زندگیشان شده است و مایهی برکتش.
sadeghi
۷
رفقا! اشخاصی که از ترس امربهمعروف نمیکنند، آمرزیده نمیشوند. ای مسلمانان! شما که میبینید زن بیحجاب است، قمارباز زیاد است، شرابخوار همهجا را فرا گرفته و موسیقی در ماه رمضان گوش مردم را پاره کرده و میکند، اگر از ترس چیزی نگویید مؤمن و شجاع نیستید.
هامان
۱
قهوهچی هم آدم بدی نبود. تا فهمید یک روحانی میخواهد رد بشود، رادیو را خاموش کرد. سعیدی نزدیک که شد، با صدای بلند سلام کرد و رو به قهوهچی گفت: «آقا روشن کن! چرا خاموش کردی؟» قهوهچی جواب داد: «نه حاجآقا! آهنگ خوبی نبود» . سعیدی با لحن آرامی گفت: «ترس من از این است که در آن دنیا از من بپرسند، سعیدی تو چه کار کردی که مردم از تو حساب میبرند، ولی از خدا حساب نمیبرند؟ اگر برای من خاموش کردی، روشن کن!» بعد هم عبایش را کشید و رفت.
حميدرضا عسکری
۰
رابطهی سعیدی و امامخمینی، رابطهی عاشق و معشوق بود. وقتی صحبت امام میشد، به وجد میآمد. به او افتخار میکرد. ذوب در شخصیت امام شده بود. اعتقاد داشت مراجع و علمای دیگر باید پشتیبان امام باشند. بارها در سخنرانیهایش از مرجعیت امام میگفت و از مردم میخواست برای سلامتی او صلوات بفرستند. کاری که خیلی از وعاظ دیگر جرأتش را نداشتند.
هامان
۰
سال ۴۲، یک شب رفت خدمت امامخمینی. بین علما گشته بود تا بفهمد چه کسی با ایشان برای نهضت اسلامی همراه است. امام میخواست برای نماز مغرب قامت ببندد. سعیدی گفت: «چند لحظه تأمل کنید تا من حرفهایم را بزنم. من خیلی دستپاچه هستم. آقا! در این نهضتی که شما شروع کردهاید هیچکس با شما نیست» . امام جوابش داد: «آقای سعیدی! چه میگویید؟ به خدا قسم اگر همه به من پشت کنند و من را تنها بگذارند، حرف همین است که میگویم» . سعیدی این را که شنید، دلش آرام شد. ایستادند به نماز.
هامان
۰
سعیدی روی زمین خوابیده بود. کبودیهای صورتش نشان میداد که بقیهی بدن هم اثری از کبودی دارد، ولی زیر کفن پنهان شده است. سیدمحمد چند لحظه به پدر چشم دوخت. مبهوت شده بود. ساواکیها منتظر بودند ببینند چه میگوید. گفت: «پدر! شما پیش رسولالله روسفیدید. پدر! شما پیش خمینی روسفیدید. پدر! خودت بهتر از ما میدانستی که الدنیا سجن المؤمن و جنة الکافر. پدر! تو به آرزوی خودت رسیدی. پدر! بخند! من هم به سعادتی که تو به آن رسیدی میخندم. تو عزیز هستی ولی اینها ذلیلند. ما پسران تو هرکدام یک سعیدی خواهیم شد» .
مأموران ساواک با چشمان از حدقه بیرونآمده ایستاده بودند و فقط تماشا میکردند. انگار لال شده بودند. آقای متبحری لبخند رضایتی زد و در دلش به شجاعت سیدمحمد آفرین گفت. بعد بر بدن سعیدی نماز میت خواند و او را دفن کردند. ساده و بدون هیچ تشریفاتی.
فرزانه
۰
یک بار قرار شد امام برود منزلش بازدید. وارد خانه که شدند یکی از دوستان گفت: «الحمدلله سعیدی کتابخانهی خوبی دارد» . امام لبخندی زد و گفت: «اما کتاب زیاد باعث میشود آدم در انتخاب کتاب برای مطالعه مردد باشه و به کُنه مطلب نرسد» .
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب صد و چهل و هفتم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی ، عالی بود ، روحشون شاد ، تشکر از نشر خیمه ، هم مجله عالی است و همکتب این انتشارات ، خدا قوت به مدیر این نشر و همکارانشون
***...و به انان که در راه خدا کشته شده اند مرده نگویید ،بلکه در عالم برزخ دارای حیات ویژه اند ....ایه ۱۵۴ سوره بقره*** بسیار عالی ،روحشان قرین رحمت بی انتهای پروردگار انشاالله💕
خداوند رحمان روح این شهید بزرگوار وجمیع شهدارابا مولایشان آقا اباعبدالله سلام الله علیه محشور بفرماید
کتاب خوبی بود.
خدا رحمتشون کنه
خیلی زیبا نوشته شده. نامه های امام خمینی به ایشون تا موقع شهادت آیت الله سعیدی تو کتاب صحیفه امام هست.