
دانلود و خرید کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۱ (شهید عبدالله میثمی)
معرفی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۱ (شهید عبدالله میثمی)
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۱؛ شهید عبدالله میثمی نوشتهی زهرا رجبی متین روایتی صمیمی از زندگی و شهادت روحانی مبارز و فرمانده جبهه، عبدالله میثمی است که بخش عمدهی آن از زبان همسرش مریم شکوهنده نقل شده است. در این کتاب صوتی شنونده با کودکی، خانواده، مبارزات پیش از انقلاب، سالهای زندان، حضور در جبهه و زندگی خانوادگی این شهید آشنا میشود و در کنار روایت جنگ، با جزئیات زندگی روزمره، دغدغهها و احساسات یک زن جوان در میانهی انقلاب و جنگ همراه میشود. کتاب با گویندگی معصومه سادات علوی منتشر شده و نشر روایت فتح آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی در قالب جلد یازدهم مجموعهی نیمه پنهان ماه شکل گرفته است و تمرکز آن بر «نیمهی پنهان» زندگی شهید است؛ یعنی خانه، همسر، فرزندان، رابطهها و لحظههایی که معمولاً در روایتهای رسمی جنگ کمتر دیده میشود. از باغچهی ۸۰۰ متری خانهی پدری مریم در اصفهان و روزهای توزیع اعلامیههای امام در مدرسه، تا جلسات قرآن، خواستگاری غیرمنتظرهی عبدالله، عقد ساده با مهریهی ۱۴ سکه و رفتن مستقیم داماد به جبهه، همه در این کتاب صوتی با جزئیات فراوان و لحن گفتوگویی بازسازی شده است. شنونده در طول اثر نهتنها با یک فرمانده و طلبهی مبارز، که با یک همسر، پدر، برادر و فرزند درگیر جنگ و انقلاب روبهرو میشود.
درباره کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۱ (شهید عبدالله میثمی)
کتاب نیمه پنهان ماه ۱۱؛ شهید عبدالله میثمی با تمرکز بر روایت مریم شکوهنده همسر شهید، زندگی عبدالله میثمی را از زاویهای خانوادگی و نزدیک دنبال کرده است. ساختار کتاب بر پایهی گفتوگو و خاطره است و نویسنده یعنی زهرا رجبی متین با کنار هم گذاشتن روایتهای طولانی و جزئینگر مریم، تصویری پیوسته از زندگی این خانواده ارائه کرده است. از همان صفحات آغازین، مقدمهی ناشر با تصویرسازی از «فصل سرخ انقلاب در کتاب قطور تاریخ» فضا را به سمت درک عاطفی و معنوی از انقلاب و جنگ میبرد و بعد مقدمهی نویسنده تأکید میکند که این زندگی «اتفاق عاشقانهی عجیب» یا سفرهای پرزرقوبرق ندارد و قصهی زن و مردی است که با صبر و تسلیم، راهی سخت را انتخاب کردهاند. کتاب نیمه پنهان ماه ۱۱؛ شهید عبدالله میثمی در چند بخش پیوسته، از کودکی و نوجوانی مریم در اصفهان شروع میشود؛ از پدری معلم و قرآندوست با باغچهای پر از گل، مادری صبور و پرکار، جلسات عقیدتی، مدرسهی زیر نظر حاج خانم امین، پخش اعلامیههای امام، دستگیریها و فرار برادران از ساواک. سپس روایت به خواستگاری و ازدواج با عبدالله میرسد؛ خوابی که مریم دیده، خوابی که دوستان عبدالله دیدهاند، معرفی او از سوی ردانیپور، بلهبرون در هفدهم ربیعالاول، عقد با مهریهی ۱۴ سکه و رفتن داماد به جبهه فردای عقد. در ادامه، فصلهای نانوشته اما پررنگی از زندگی مشترک در شیراز و اهواز شکل میگیرد: نقلمکانهای پیاپی، مهمانسراهای سپاه، شهرکهای نزدیک فرودگاه، خانههای ساده با آشپزخانهی عمومی، سفر به مشهد و شاهچراغ، تولد سه پسر خانواده (محمدهادی، حسین و مهدی)، شهادت برادران مریم و عبدالله، تصادف شدید در مسیر بندرعباس، انتقال عبدالله به جبهه بهعنوان مسئول، روزهای طولانی بیخبری، بمباران اهواز و اصفهان، و درنهایت مجروحیت و شهادت عبدالله پس از اصابت ترکش به سر و انتقال او از اهواز به تهران. کتاب در فصلهای پایانی به روزهای بعد از شهادت، زایمان سوم، بزرگکردن بچهها، رفتوآمد به گلستان شهدا و درنهایت ازدواج مریم با برادر عبدالله میپردازد؛ ازدواجی که خود مریم آن را ادامهی مسئولیتش در قبال فرزندان شهید میبیند.
خلاصه کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۱ (شهید عبدالله میثمی)
در این کتاب صوتی، محور اصلی روایت، زندگی مشترک مریم شکوهنده و عبدالله میثمی است؛ اما نویسنده با تکیهبر خاطرات مریم، ریشههای این زندگی را در خانواده و فضای اجتماعی قبل از انقلاب جستوجو کرده است. مریم در خانهای بزرگ در اصفهان به دنیا آمده؛ پدری معلم و مربی قرآن دارد که هم عاشق کتاب است هم عاشق گل و باغچه، و مادری که با صبر و کار بیوقفه، خانه و بچهها را اداره میکند. فضای خانه پر از اعلامیههای امام است، برادرانش یا طلبهاند یا فراری از سربازی، ساواک چند بار به خانه میریزد و مادر با توسل و نماز، از این بحرانها عبور میکند. مریم از همان سالهای راهنمایی در جلسات عقیدتی شرکت کرده، اعلامیه پخش کرده و در تظاهرات حضور داشته است. با پیروزی انقلاب و شروع جنگ، میل رفتن به جبهه در دل او شکل میگیرد اما خانواده اجازه نمیدهند. او در جهاد دانشگاهی و بسیج، لباس رزمندهها میدوزد و گاز استریل آماده میکند، درحالیکه برادرانش یکییکی راهی جبهه میشوند و خبر شهادت محمدسعید و بعد محمدعلی، فضای خانه را عوض میکند. در همین دوران، خوابی میبیند که تعبیرکننده به او میگوید اولین خواستگار بعد از این خواب را بپذیرد، چون «آدم خیلی خوبی است اما زندگی سختی خواهد بود». چند ماه بعد، مادر عبدالله میثمی برای خواستگاری زنگ میزند. عبدالله طلبهای است که سالهایی را در زندان قصر و زندان اصفهان گذرانده، با ردانیپور و دیگر روحانیون مبارز رفاقت دارد و پدر مریم او را از جلسات قرآن میشناسد. خواستگاری و عقد در فضایی ساده و مذهبی انجام میشود؛ مهریه ۱۴ سکه به نیت ۱۴ معصوم و مهریهی حضرت زهرا، عقد در روز میلاد پیامبر، و نماز شکر مشترک عروس و داماد با یک مهر مشترک. فردای عقد عبدالله به جبهه میرود و از همان ابتدا، زندگی مشترک با رفتوآمدهای کوتاه و مأموریتهای طولانی گره میخورد. مریم به شیراز میرود؛ در مهمانسراهای سپاه، اتاقهای کوچک، بالکنهای ساده و شهرکهای دور از مرکز شهر زندگی میکند. او در کنار تنهایی و دلتنگی، درسهای دبیرستان را متفرقه میخواند، آشپزی را کمکم یاد میگیرد و با توصیههای عبدالله، به تغذیه و تربیت فرزند آینده فکر میکند. با تولد محمدهادی، بعد حسین و بعد مهدی، چهرهی پدری عبدالله پررنگ میشود: از خرید بادام و موز برای همسر باردار، تا بستن ننو، شستن بچه، پهنکردن لباسها، بیدارماندن شبانه برای تکاندادن ننو، و حتی تراشیدن موهای هر دو پسر برای کمکردن دعواهایشان. او در عین حال، نسبت به غذای حلال و سادهزیستی حساس است؛ در زندان غذای عمومی را نمیخورده و با نان خشک روزگار گذرانده، بعد از آزادی هم معمولاً یک وعده در روز غذا میخورد و از تجمل و هدیههای گرانقیمت پرهیز میکند. هدیهی تولد فرزند اول را تبدیل به مجموعهی بحارالانوار میکند و هرجا میرود، کتاب مذهبی با خود میبرد. در میانهی این زندگی خانوادگی، جنگ حضور دائمی دارد: شهادت برادران مریم و عبدالله، کاشتن لالهی کوهی در باغچهی خانهی پدری بهجای گلهای رنگارنگ، رفتنهای پیاپی به اهواز و شیراز، بمباران شهرها، دعاهای کمیل در گلستان شهدا، و روضههایی که عبدالله برای آرامکردن مادرزن و همسرش میخواند. تصادف شدید در مسیر بندرعباس و زندهماندن معجزهآسای عبدالله، او را مصممتر میکند که «خودش را وقف جبهه کند» و بهطور کامل به منطقه منتقل شود. او به همسرش میگوید اگر در اهواز بماند، دلواپس او و بچهها خواهد بود و اصرار میکند که به اصفهان بروند، هرچند خود مریم بارها با دو کودک و در دوران بارداری، سختی سفر به اهواز را به جان میخرد تا فاصله را کمتر کند. در روزهای نزدیک به شهادت، نشانههایی در روایت دیده میشود: خواندن زیارت حضرت زهرا بعد از نماز صبح، بوی عطری که مریم احساس میکند و عبدالله انکار میکند، و آیهای که هنگام خداحافظی میخواند و از «چهل شب میقات» موسی میگوید. در یکی از عملیاتها، ترکش به سر عبدالله میخورد؛ او در بیمارستان گلستان اهواز بیهوش است و بعد با هلیکوپتر به تهران منتقل میشود. مریم تنها برای لحظاتی او را پشت شیشهی آیسییو میبیند، دست سردش را لمس میکند و با امید به بهبود، به اهواز برمیگردد تا بچهها را همراه بیاورد. اما خبر شهادت در روز شهادت حضرت زهرا به خانواده میرسد. پیکر عبدالله در تهران تشییع و در قم غسل داده میشود و بعد در اصفهان، در گلستان شهدا به خاک سپرده میشود. بخش پایانی کتاب به روزها و ماههای بعد از شهادت میپردازد: زایمان سوم، شیر دادن مهدی با اشک، تلاش برای انجام کارها بدون تکیهبر دیگران، کمک مادر و خواهر، رفتوآمد برادر عبدالله، و خوابهایی که مریم میبیند؛ خوابهایی که در آن عبدالله دست او را در دست برادرش امینالله میگذارد. درنهایت، با اصرار خانوادهی شهید و تکرار آن خوابها، مریم به ازدواج با برادر عبدالله رضایت میدهد تا «بالای سر بچهها» باشد. او در جمعبندی خود، عبدالله را «معلم زندگی» مینامد؛ مردی که شاید فرصت نداد درس عربی بدهد اما در پنج سال زندگی مشترک، هر روز به او درس صبر، قناعت، توکل و مسئولیتآشنایی آموخت.
چرا باید کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۱ (شهید عبدالله میثمی) را بشنویم؟
این کتاب صوتی برای شنونده فرصتی فراهم کرده است تا جنگ و انقلاب را نه از زاویهی عملیاتها و آمار، بلکه از دل یک زندگی خانوادگی ببیند. در روایت مریم شکوهنده، جنگ در جزئیات روزمره حضور دارد: از نداشتن تلفن در خانههای سپاه و دلواپسیهای شبانه، تا بستن ننو در اتاق کوچک، بردن بچهها به حیاط مهمانسرا، و دویدن بین بیمارستان و خانه در شهر بمبارانشده. شنونده در این کتاب صوتی با چهرهای انسانی و ملموس از یک روحانی مبارز روبهرو میشود؛ عبدالله میثمی همزمان که فرمانده و طلبه است، پدری است که برای بچهها سهچرخه و کتاب نقاشی میخرد، موهایشان را برای کمکردن دعوا میتراشد، از آنها عذرخواهی میکند و برای آیندهشان کتاب حدیث میخرد. این کتاب صوتی همچنین تصویری روشن از نقش زنان در سالهای انقلاب و جنگ ارائه کرده است؛ از دختر نوجوانی که اعلامیه پخش میکند و در جلسات عقیدتی شرکت میکند، تا زنی که با سه فرزند خردسال، میان اصفهان و اهواز و شیراز در رفتوآمد است و در عین دلتنگی، سعی میکند هم درس بخواند هم خانه را اداره کند. شنونده در خلال این روایت با نوعی از ایمان و توکل آشنا میشود که در آن، روضهخوانی صبحگاهی برای تخلیهی غم، توسل مادر به امام زمان برای نجات فرزند، و رضایت به تقدیر الهی در اوج داغ و دلتنگی کنار هم قرار گرفته است. برای کسانی که به دنبال شناخت لایههای عاطفی و خانوادگی زندگی شهدا هستند، این کتاب صوتی نمونهای پرجزئیات و صریح از «نیمهی پنهان» زندگی یک شهید است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به خاطرات جنگ ایران و عراق، زندگی شهدا و روایتهای خانوادگی از آن دوران علاقهمند هستند. همچنین به پژوهشگران و دانشجویان حوزههای تاریخ شفاهی، مطالعات زنان و مطالعات جنگ که بهدنبال منابع روایی از تجربهی همسران شهدا هستند پیشنهاد میشود. برای مخاطبانی که دغدغهی تربیت دینی فرزند، سادهزیستی، قناعت و نسبت میان زندگی خانوادگی و مسئولیت اجتماعی دارند نیز این کتاب صوتی میتواند الهامبخش و قابلتأمل باشد.
زمان
۱ ساعت و ۱۳ دقیقه
حجم
۶۷٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۱۳ دقیقه
حجم
۶۷٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد