معرفی و دانلود کتاب بازی بزرگ (جلد دوازدهم) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بازی بزرگ (جلد دوازدهم)
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب بازی بزرگ (جلد دوازدهم)

سرگذشت استعمار

نوع کتاب
۴.۶(از ۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مهدی میرکیایی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بازی بزرگ (جلد دوازدهم)

کتاب بازی بزرگ (جلد دوازدهم)؛ سرگذشت استعمار نوشته مهدی میرکیایی است. این کتاب را انتشارات سوره مهر منتشر کرده است.

درباره کتاب بازی بزرگ (جلد دوازدهم)

پانزده جلد کتاب در مجموعه «سرگذشت استعمار» از قلب تاریخ جهان نوشته شده است. جلد دوازدهم با اسم بازی بزرگ از توطئه و تفرقه‌های انگلیس می‌نویسد. آن هم دوران سختی که ایران در آتش جنگ با روسیه می‌سوخت؛ ماجرای این کتاب به نقش پنهان شده غرب در شکست قاجار از تزار اشاره می‌کند، بازی که پیش از لشکرکشی برنامه‌ریزی‌شده بود.

ماجراهای این رمان با مسافرت دو غریبه از تبریز به‌سوی استرآباد آغاز می‌شود. یکی از این دو مرد بیگانه ظاهراً از اهالی هند است و آن دیگری دستار سبزی را به سرش بسته و سعی دارد تا در نظر دیگران به سادات شبیه باشد. او خودش را سید کرامت علی معرفی می‌کند و در کنار هم‌سفر خود بانفوذ بین قبایل ترکمن سعی دارد تا از جنگ سختی بگوید که بین ایران و روسیه درگرفته بود و با پیروزی روس‌ها به پایان رسید. آن‌ها بدون اینکه عجله‌ای داشته باشند، مدام به افراد و گروه‌های مختلف سر می‌زنند و بحث را به جنگ‌های ایرانیان با روسیه می‌کشانند.

خواندن کتاب بازی بزرگ (جلد دوازدهم) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

مخاطبان نوجوان از شنیدن این رمان تاریخی لذت خواهند برد.

بخشی از کتاب بازی بزرگ (جلد دوازدهم)

«در همین روزها مردی که خودش را تاجری انگلیسی معرفی می‌کرد، همراه فردی هندی که مانند سادات دستار سبزی به سربسته بود و ادعا می‌کرد نامش «سیدکرامت‌علی» است، از تبریز به‌سوی استرآباد، گرگان امروزی، به راه افتادند.

تاجر انگلیسی مانند سیدکرامت‌علی، فارسی و ترکمنی را به‌خوبی صحبت می‌کرد. آن‌ها در استرآباد توقف نکردند و به‌سرعت به دیدار قبایل ترکمنی که در بیرون شهر اقامت داشتند، رفتند. مرد انگلیسی مدعی بود برای خرید پارچه از «خیوه» شهری که امروز در کشور ازبکستان قرار دارد راهی سفر شده است.

این دو مسافر در میان ترکمن‌ها از حوادثی که در قفقاز رخ‌داده بود، جنگ‌های ایران و روسیه و شکست سخت ایران صحبت می‌کردند. دو غریبه عجله‌ای برای ادامهٔ سفر نداشتند. آن‌ها پس از دیدار با گروهی از ترکمن‌ها به ملاقات دسته‌ای دیگر می‌رفتند و در هر جمعی که می‌نشستند اصرار داشتند تا آنچه را از شکست سنگین ایران از روسیه دیده بودند، تعریف کنند. سیدکرامت‌علی تأکید می‌کرد که ارتش ایران بسیار ضعیف شده است و در هر گوشهٔ کشور، اگر کسی پرچم استقلال و جدایی از ایران را بلند کند، پیروزی‌اش حتمی است. این دو مسافر، چهار ماه را در میان ترکمن‌ها گذراندند و درحالی‌که وانمود می‌کردند به‌سوی خیوه می‌روند، راه خود را کج کرده، راهی مشهد شدند.

در حقیقت، مردی که خود را تاجر معرفی می‌کرد.

«سروان آرتور کانالی» افسر ارتش انگلستان بود که سفیر انگلستان در ایران او را مأمور کرده بود تا اخبار شکست ایران و ضعف ارتش آن را میان ترکمن‌ها و افغان‌ها پراکنده، آن‌ها را به جدایی از ایران تشویق کند.

کانالی در مشهد از وجود دستیار هندی‌اش کرامت علی بهرهٔ فراوانی برد. کرامت علی که مدعی بود سید است و به بحث‌های دینی علاقه دارد، با سه نفر از روحانیون مشهد آشنا و سپس دوست صمیمی شد.

در همین روزها، وزیر شهر هرات به دیدار والی خراسان آمده بود. سروان کانالی که اینجا هم خودش را تاجر معرفی می‌کرد با کمک این سه روحانی به ملاقات وزیر هرات رفت و پس از مدتی، همراه او راهی آن شهر شد.

ورود کانالی و کرامت علی به هرات، همراه وزیر شهر، توجه مردم را به آن‌ها بیشتر کرد؛ با این وضع، اهالی هرات حرف‌های آن‌ها را بهتر قبول می‌کردند. سروان کانالی در هرات هم ماجراهایی را از شکست‌های عباس میرزا تعریف می‌کرد و با حیرت افغان‌ها مواجه می‌شد؛ آن‌ها باور نمی‌کردند که ارتش ایران از روسیه شکست‌خورده است. کانالی به‌سختی تلاش می‌کرد تا به افغان‌ها بقبولاند که ایران دیگر صاحب ارتش قدرتمندی نیست.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بازی بزرگ (جلد دوازدهم) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:بازی بزرگ (جلد دوازدهم)
عنوان دیگر:سرگذشت استعمار
موضوع:دانستنی‌های کودک و نوجوان
نویسنده:مهدی میرکیایی
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۱۰/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۴۸.۷۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۰۳۲۷۶۴۴
تعداد صفحه‌ها:۱۶۸ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه سرگذشت استعمار

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 6520174
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۰۳

خواندن تاریخ برایم هم روشنگری بهمراه دارد و هم کلی حرص و جوش میخورم از بی تدبیری و بی فکری برخی از حاکمان و مسئولین کشورمون😔

۰
کاربر 6132663
۱۴۰۵/۰۲/۱۴

سلام بسیار عالی حتما مطالعه کنید.

۰
لبیک یامولا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۱۸

عالی من چاپی دارم

۰

بریده‌هایی از کتاب

محمد
۳
«خانلرمیرزا احتشام‌الدوله» حاکم خوزستان، پس از مقاومت اندکی از مقابل دشمن گریخت و این دو شهر به آسانی به تصرف انگلیسی‌ها درآمد. مدتی بعد، در حالی که همهٔ مردم در تهران منتظر تنبیه خانلرمیرزا بودند، او یک قبضه شمشیر و خلعت شاهانه از ناصرالدین‌شاه پاداش گرفت!
محمد
۲
سردارمنصور برای اثبات دوستی، همین که به خانه برگشت الاغی را همراه نامه‌ای برای سفیر فرستاد: «امروز که در خدمت بودم، آقازاده اظهار علاقه به داشتن الاغی فرمودند. یک الاغ به زین و یراق، برای ایشان فرستادم تا همیشه مرا در نظر داشته، فراموشم نفرمایند!» این ماجرا دهان به دهان بین مردم می‌گشت و شاعر ناشناسی دربارهٔ آن سروده بود: اناالحق گفت منصوری سرِدار اناالخر گوید این سردار منصور
کاربر ۹۴۲۳۴۵۵
۲
وزیر خارجهٔ انگلیس، نظر شیل را دربارهٔ گذشتن این خط آهن از ایران پرسید و شیل پاسخ داد: تأسیس راه‌آهن، افزایش قدرت ایران را به دنبال خواهد داشت و استعدادهای آن را که تا کنون براثر فقر و نیازمندی و سستی خفته مانده، بیدار خواهد کرد. صدور کالاهای اروپایی به هند، با کمک این خط آهن، بر اهمیت و ارزش ایران خواهد افزود و از نظر نظامی، حمله به هند را برای ایران بسیار آسان خواهد کرد. پس با کشیدن این راه‌آهن، منافع ملت متمدن انگلستان را بازیچهٔ دولتی نیمه وحشی خواهیم کرد که شور و احساسات بر آن غلبه دارد. ویرانی، ناتوانی، فقر و وحشیگری، ویژگی همهٔ کشورهایی است که در غرب هندوستان قرار دارند و همین وضعیت، انگلستان را در هند قدرتمند کرده است.
محمد
۱
بعد از انقلاب در روسیه، فرماندهان روسی لشکر قزاق از ایران رفته بودند و فرماندهی ایرانی به نام «سردار همایون» برای آن انتخاب شده بود. اکنون نیروی قزاق هم در خدمت انگلستان قرار گرفته بود. انگلیسی‌ها در میان فرماندهان همین نیرو، فرد مورد نظر خودشان را برای آیندهٔ ایران پیدا کردند: «رضاخان میرپنج».
Zeinab
۱
بورنس در ساحل رود سند، پیرمردی را دید که نماز می‌خواند. پیرمرد وقتی نمازش را به پایان رساند و چشمش به او افتاد، از ته دل آهی کشید و گفت: «خدایا! چشم انگلیسی‌ها به رود سند افتاد. دیگر این بخش از هند هم از دست خواهد رفت.»
Zeinab
۱
اتفاق عجیبی در قوچان رخ داد؛ حادثه‌ای که برای مردم آن روزگار عجیب نبود. زلزله، خانه‌های بسیاری را در شهر ویران کرد. «مؤیدالدوله» حاکم خراسان، راهی قوچان شد. زلزله‌زده‌ها منتظر غذا، دارو و طبیب بودند. اما حاکم دستور داد در بیرون شهر سراپرده‌ای بزنند و از هر یک از خانه‌هایی که سالم مانده بودند پنج تومان جهت مخارج سفر حاکم به قوچان دریافت کنند. مؤیدالدوله پس از گرفتن این پول‌ها شهر را ترک کرد. اما روس‌ها به کمک مردم زلزله‌زده رفتند. غذا، پزشک، جراح و حتی چند گورکن به شهر فرستادند.
Zeinab
۱
زمین‌های کشاورزی از جنگ آسیب دیده بودند و سربازان روس و انگلیس و عثمانی که در خاک ایران می‌جنگیدند به آذوقهٔ فراوانی نیاز داشتند. این شرایط، دست در دست هم، کشور را به سوی قحطی برد. مخصوصاً روس‌ها و انگلیسی‌ها در به وجود آمدن این وضعیت تأثیر فراوانی داشتند. گرسنگی هر روز تعداد بیشتری از مردم را از پا درمی‌آورد. گرسنگان از شهرهایشان آواره می‌شدند تا در جایی لقمه‌نانی به دست آورند، اما هیچ‌جا وضعیت بهتری نداشت. جاده‌ها از جنازه پوشیده شده بود. جنگ، بدترین چهره‌اش را به ایرانی‌ها نشان داد.
Ashkan..
۱
احمدشاه علاقهٔ زیادی به سلطنت نداشت و این جملهٔ او به گوش بسیاری از مردم رسیده بود که: «اگر در سوئیس کلم بفروشم، بهتر است که در ایران شاه باشم.»
Zeinab
۰
انگلیسی‌ها دویست‌وپنجاه سال برای تسخیر هند تلاش کرده بودند و حاضر نبودند آن را از دست بدهند. پس باید کشوری بین ایران و هندوستان به وجود می‌آمد تا مانعی در برابر روس‌ها باشد. سرزمین افغانستان باید به چنین مانعی تبدیل می‌شد. انگلیسی‌ها افغان‌ها را به مقاومت در برابر ایران تشویق می‌کردند و به آن‌ها وعده می‌دادند که حمایتشان خواهند کرد.
Zeinab
۰
پیمانی که امپراتور فرانسه در سال ۱۲۷۳ هجری قمری واسطهٔ آن شده بود به «معاهدهٔ پاریس» مشهور شد. طبق این قرارداد ایران برای همیشه از هرات و افغانستان چشم‌پوشی می‌کرد و انگلستان هم سربازانش را از خاک ایران بیرون می‌برد. در همین عهدنامه شرایط بازگشت سفیر انگلستان که با توهین به پادشاه ایران کشور را ترک کرده بود ذکر شده بود؛ نامهٔ عذرخواهی از او که باید به خط صدراعظم نوشته می‌شد، تعداد و درجهٔ شخصیت‌های درباری و اشراف که باید در ایستگاه‌های مختلف مسیر از او استقبال می‌کردند، کسانی که در پایتخت باید از او استقبال می‌کردند و فاصله‌ای که در بیرون شهر باید به پیشواز از او می‌رفتند، تمام جزئیات مراسم دیدار با شاه و درجهٔ تمام مهمان‌داران ایرانی او در راه رسیدن به پایتخت.