معرفی و دانلود کتاب سفر الماس (جلد هفتم) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سفر الماس (جلد هفتم)
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب سفر الماس (جلد هفتم)

سرگذشت استعمار

نوع کتاب
۴.۶(از ۱۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مهدی میرکیایی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سفر الماس (جلد هفتم)

کتاب سفر الماس (جلد هفتم از مجموعهٔ سرگذشت استعمار) نوشتهٔ مهدی میرکیایی است و انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرده است. این جلد از این مجموعه از انگلستان می‌گوید؛ سرزمینی با بیش از دویست سال جنگ و غارت و سلطه بر هندوستان. میرکیایی در این کتاب به الماس بزرگ کوه نور می‌پردازد و سرنوشت آن را از ابتدای حکومت بابر کورگانی، نوادهٔ تیمور لنگ تا رسیدن به تاج ملکه الیزابت در انگلستان بیان می‌کند.

درباره کتاب سفر الماس

سرگذشت استعمار یک مجموعهٔ ۱۵ جلدی است که در هر جلد آن به بخشی از تاریخ کشورهای استعمارگر و روش‌های استثمار دیگر ملت‌ها توسط آنان پرداخته می‌شود. در این جلد نویسنده ما را با الماس بزرگ کوه نور همراه می‌کند و سرنوشت آن را از ابتدای حکومت بابر کورگانی، نواده تیمور لنگ، تا رسیدن به تاج ملکه الیزابت در انگلستان بیان می‌کند. در این سرگذشت، ما با مراحل مختلف استعمار هند آشنا می‌شویم؛ از زمان پادشاهان مقتدری مثل همایون و اکبر گورکانی تا زمان سلاطین خوشگذرانی چون جهانگیر. کتاب سفر الماس از یک طرف به مناسبات نزدیک و دوستانه بین پادشاهان هند و ایران چون شاه تهماسب صفوی و از طرف دیگر به حملات کشورگشایانه‌ٔ نادرشاه افشار به هندوستان می‌پردازد و نقش ایرانیان دیگری چون محمد سعید اردستانی را در هند بیان می‌کند؛ همه‌ٔ اتفاقاتی که منجر به دوبار سفر کوه نور به ایران می‌شود.

خواندن کتاب سفر الماس را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران مطالعهٔ تاریخ جهان پیشنهاد می‌کنیم. نوجوانان بالای ۱۳ سال می‌توانند با خواندن این کتابْ از اطلاعات تاریخی آن استفاده کنند.

درباره مهدی میرکیایی

مهدی میرکیایی متولد سال ۱۳۵۲ در شهر تهران است. او دارای مدرک دکتری تاریخ و عضو هیئت علمی گروه آموزشی تاریخ دانشگاه علامه طباطبایی است. وی در مجموعه سرگذشت استعمار با زبانی ساده و نثری روان که می‌تواند مخاطب نوجوان را جذب کند، به تاریخ کشورهای اروپایی بعد از دوران رنسانس می‌پردازد؛ زمانی که به‌واسطه سفرنامه‌ٔ معروف مارکوپلو، اروپایی‌ها با فرهنگ و جغرافیای کشورهای شرق آسیا آشنا شده بودند و سودای به‌دست‌آوردن ثروت آن‌ها را در سر می‌پروراندند. 

بخشی از کتاب سفر الماس

«هنوز مدتی از به تخت نشستن دوبارهٔ همایون نگذشته بود که درباریان از به‌خدمت گرفتن یک بازرگان فرنگی در قصرشاهی خبر دادند؛ این بازرگان، یک انگلیسی به نام «لیدز» بود که پس از رهایی از زندان هلندی‌ها در جنوب هند و سرگردانی فراوان، به دهلی رسید و شغلی در دربار پیدا کرد. دو تاجر دیگر هم با او به دست هلندی‌ها زندانی شده بودند که هرکدام سرنوشت متفاوتی پیدا کردند.

این سه تاجر، نخستین انگلیسی‌هایی نبودند که به هند رسیدند. پیش از آن‌ها یک جهانگرد انگلیسی به نام «سِرتوماس استیفنز» به هند رسیده بود که توصیف‌های او از ثروت هند، بسیاری از انگلیسی‌ها را شیفتهٔ هند کرده بود.

سه سال بعد، در ۱۵۵۳ میلادی، سه بازرگان انگلیسی به نام‌های «رالف فیتیچ»، «جیمز نیوبری» و «لیدز» از راه خشکی، عازم هند شدند. اما هلندی‌هایی که در هند مشغول تجارت بودند و به نام «دفتر تجاری» پایگاهی را در آنجا تأسیس کرده بودند، هر سه تاجر انگلیسی را ربودند، ثروتشان را از چنگشان بیرون کشیدند و در زندان خودشان از آن‌ها پذیرایی کردند.

سه تاجر انگلیسی هنگامی که از بند هلندی‌ها رها شدند، فقیر و درمانده در شهرهای هند آواره بودند تا راه نجاتی پیدا کنند.

رالف فیتیچ پس از مدت‌ها پرسه‌زدن در هند، از آوارگی خسته شد و به کشورش برگشت. جیمزنیوبری دکانی باز کرد و با کسب و کاری کوچک سرگرم شد و لیدز، در دهلی، در قصر امپراتور گورکانی به کار مشغول شد. او نخستین اروپایی بود که ثروت خیره‌کننده هند را از نزدیک می‌دید. یکی از شگفتی‌های قصرهای سلطنتی در دهلی، تالار تختگاه بود. در این تالار، تختی با قطر زیاد از طلا ساخته شده بود که سایه‌بانی از طلا و نقره داشت و این سایه‌بان را دوازده ستون ضخیم طلا بالای تخت نگه می‌داشت. همهٔ بالش‌های دورتادور تخت با الماس و سنگ‌های گران‌بها تزئین شده بودند.

لیدز به نامه‌نگاری با انگلستان مشغول شد و بازرگانان وطنش را به سفر به هندوستان تشویق کرد؛ اما او به جای سخن گفتن از معادن الماس گلکنده و ذخیرهٔ انبوه طلا در هند، از سودآوری تجارت فلفل در جنوب هند می‌نوشت. او کینهٔ هلندی‌ها را در دل داشت و دلش می‌خواست هموطنانش سرسختانه، با هلندی‌ها رقابت و دست آن‌ها را از هند کوتاه کنند. تجار انگلیسی بیشتری راهی هند شدند تا با خرید فلفل به پخش‌کنندهٔ اصلی آن در اروپا تبدیل شوند. اما هلندی‌ها انحصار تجارت فلفل را در هند به دست گرفته بودند. آن‌ها تمام محصول را از هندی‌ها می‌خریدند و چیزی باقی نمی‌ماند که به دست انگلیسی‌ها برسد. هنگامی که تاجران انگلیسی به هلندی‌ها پیشنهاد فروش فلفل دادند، هلندی‌ها به سرعت قیمت‌ها را برای هر کیلو، از شش شلینگ به دوازده و سپس شانزده شلینگ رساندند. انگلیسی‌ها نمی‌توانستند با آن‌ها رقابت کنند و باید چاره دیگری پیدا می‌کردند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سفر الماس (جلد هفتم) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سفر الماس (جلد هفتم)
عنوان دیگر:سرگذشت استعمار
موضوع:دانستنی‌های کودک و نوجوان
نویسنده:مهدی میرکیایی
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۱۰/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲۱.۷۹ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۰۳۲۷۵۸۳
تعداد صفحه‌ها:۱۱۲ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه سرگذشت استعمار، مجموعه استعمار هند

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

REZA
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۲۲

این جلد و جلد بعدی درباره حضور استعمار در هند بود و مطالب قابل توجه و مفیدی داشت

۰
فاطمه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۱۱

پیشنهاد میکنم حتما از اولین جلد تا آخرین جلد این مجموعه رو بخونید تا بفهمید دنیای غرب چه به سر مردم دنیا آورد و حالا ادعای مردم دوستی و نوع دوستی میکنه

۰
Zeinab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۹

جلد هفتم مجموعهٔ سرگذشت استعمار روایتی است از ورود اروپاییان (پرتغالی‌ها، هلندی‌ها، فرانسوی‌ها، و انگلیسی‌ها) به هند، که بعدها به استعمار هند منجر می‌شود. همزمان سرنوشت الماس کوه نور را می‌خوانیم، گوهری که بین پادشاهان هند، ایران و افغانستان دست...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

saqqa
۱
پرتغالی‌ها که سال‌ها پیش از انگلستان مناطقی را در جنوب هند تصرف کرده بودند، ملکه الیزابت را «پادشاه ماهیگیران» و «رهبر کشوری بی‌ارزش» می‌نامیدند. در آن سال‌ها کف اتاق‌های کاخ ملکه مانند بسیاری از خانه‌های انگلستان با علف پوشیده شده بود و از فرش یا هر پوشش دیگری در آن‌ها خبری نبود. تنها تفاوت کاخ ملکه با خانه‌های دیگر آن بود که گاهی اوقات کف اتاق‌های او با علف خوشبو و گاهی وقت‌ها با گل تزئین می‌شد. مدت‌ها طول کشید تا انگلستان به ثروتی دست پیدا کند که پادشاه بتواند فرش‌ها و قالیچه‌های ایرانی را در اتاق‌هایش پهن کند و از علف‌های تر و خشکی که جانورانی در میان آن‌ها می‌لولیدند آسوده شود.
saqqa
۱
انگلیسی‌ها در یکی از گذرگاه‌های دریایی در کمین پرتغالی‌ها نشستند و همین که ناوگان آن‌ها نزدیک شد حمله را آغاز کردند. پرتغالی‌ها که غافلگیر شده بودند تسلیم شدند، کشتی‌هایشان به دست انگلیسی‌ها غارت شد و تمام انبارهایشان که انباشته از فلفل بود به تاراج رفت. نخستین کاروان تجاری کمپانی هند شرقی با فلفل‌هایی که از پرتغالی‌ها دزدیده بود در هشتم ماه می ۱۶۰۳ میلادی به لندن رسید. وزن این فلفل‌ها ۴۶۸, ۱۸۲ کیلو بود که در بازار لندن با قیمت خوبی به فروش رسید و «جیمز اول» پادشاه انگلستان که جانشین ملکه الیزابت شده بود به ناخدا لنکستر لقب «سِر» اعطا کرد.
محمد
۱
جنگ پلاسی، آغاز حکومت رسمی انگلستان در هند به شمار می‌رود. جنگی که در آن انگلیسی‌ها نخست از اختلاف هندوها با مسلمانان و سپس از اختلاف درباریان بنگال بهره بردند و به پیروزی رسیدند.
منصور
۱
محمدسعید پس از سال‌ها خدمت در دکان جواهرفروشی، در یکی از سفرها با استادش راهی هند شد. مرد جواهرفروش در این سفر نیز تعدادی اسب را با الماس معاوضه کرد و به ایران برگشت؛ اما محمدسعید در حیدرآباد ماندگار شد. محمدسعید در این شهر هم به عنوان شاگرد یک جواهرساز به کار مشغول شد، اما به سرعت زیر و بم‌های تجارت الماس را آموخت و صاحب دستگاه و دکان مستقلی شد. هوش و زیرکی عجیبش باعث شد در زمانی کوتاه ثروتش را چندبرابر کند و مدتی بعد با اجاره کردن چند معدن الماس به بازرگانی مشهور تبدیل شود. چهارسال پس از ورود به هند تصمیم گرفت خودش را به دربار گلکنده نزدیک کند. پادشاه گلکنده «عبدالله‌قطب‌شاه» نام داشت و وزیر دارایی‌اش فردی ایرانی به نام «شیخ‌محمدبن‌خاتون» بود. محمدسعید با هم‌وطنش ارتباط گرفت و از او خواست شغلی را در دربار برای او دست و پا کند
کاربر ۹۹۵۵۲۷۵
۰
در همان زمان که اروپایی‌ها، یکی‌یکی، به جنوب هند وارد می‌شدند، در شمال هند، جنگ بین فرمانروایان مختلف جریان داشت. «بابر» در سال ۱۵۳۰ میلادی از دنیا رفت و «همایون» جانشین او شد. همایون لذت‌بردن از زندگی را به کشورگشایی ترجیح می‌داد. کسانی که به تاج‌وتخت
fati
۰
نگامی که محمدشاه از نادر خواست تا صرف شام را آغاز کند نادر دستش را به جیب برد و تکه نان خشکیده‌ای را بیرون آورد؛ نانی که پس از مدت‌ها به رنگ سبز درآمده بود. نادر به محمدشاه گفت: «این نان دو سال پیش در ایران پخته شده است. سربازان من هم از همین نان می‌خورند.» و به سختی تکه‌ای از نان را شکست و در دهان گذاشت. محمدشاه کنایه نادر را دریافت کرده بود. سردار پیروز می‌خواست به امپراتور هند که در لذت و خوشگذرانی غرق بود بفهماند که علت شکست او و پیروزی سپاه ایران چیست.
fati
۰
جنگ پلاسی، آغاز حکومت رسمی انگلستان در هند به شمار می‌رود. جنگی که در آن انگلیسی‌ها نخست از اختلاف هندوها با مسلمانان و سپس از اختلاف درباریان بنگال بهره بردند و به پیروزی رسیدند. آن‌ها می‌دانستند کسانی که به هموطنان خود خیانت کرده‌اند ممکن است به آن‌ها هم از پشت خنجر بزنند؛ برای همین به‌شدت مراقب میرجعفر بودند.
r b
۰
سرانجام رزم‌ناو مدیا در بیست‌ونهم ژوئن ۱۸۵۰ میلادی به بندر «پرتسموث» انگلستان رسید. لرد دالهوزی در سوم ژوئیه به قصر باکینگهام در لندن رفت و در یک دیدار خصوصی، الماس کوه‌نور را رسماً به ملکه ویکتوریا تقدیم کرد؛ الماسی به وزن ۱۸۶ قیراط که هیچ کس نمی‌دانست نخستین صاحب آن کیست، چه کسی آن را یافته و کدام هنرمند آن را تراش داده است، الماسی که ردپای آن در تاریخ از حدود سیصدوپنجاه سال پیش پیدا شده بود، بین پادشاهان مختلف و کشورهای هندوستان، ایران و افغانستان دست‌به‌دست شده بود و اکنون در چنگ انگلیسی‌ها بود. داستان رسیدن الماس به دست انگلیسی‌ها همانند ماجرای فتح هند به دست آن‌ها شگفت‌انگیز و باورنکردنی است.
Zeinab
۰
در سال ۱۴۹۸ میلادی «واسکودوگاما»، دریانورد پرتغالی، به بندر «کالیکوت» در جنوب غربی هندوستان رسید. گاما به حاکم کالیکوت گفت برای یافتن گروهی از مسیحیان که قرن‌هاست در هند زندگی می‌کنند و همچنین خرید ادویه به آن سرزمین آمده است. از مسیحیان در هند خبری نبود. اما ادویه در آن فراوان بود؛ کالایی که از سال‌های دور بازرگانان ایرانی و عرب آن را از هند به سواحل دریای مدیترانه می‌رساندند و در آنجا به تاجران ونیزی می‌فروختند و این تاجران، ادویه را در سراسر اروپا پخش می‌کردند
Zeinab
۰
همایون هنگامی که به اقامتگاهش بازگشت، الماس کوه‌نور و یاقوت‌هایی را که همراه داشت در جعبه‌ای که از صدف ساخته شده بود گذاشت و آن را به دست بایرام‌بیگ داد تا برای پادشاه ایران ببرد. همایون هنگامی که نگاه شگفت‌زدهٔ سردارش را دید گفت: «نمی‌خواهم مدیون پادشاه باشم. این جواهرات هر کمکی را که به من بکند جبران خواهد کرد.» بایرام‌بیگ به قصر بازگشت و جعبهٔ صدفی را به شاه‌تهماسب تقدیم کرد. شاه جعبه را گشود و از دیدن الماس شگفت‌زده شد؛ تا آن روز سنگی به این درخشندگی و جواهری به این بزرگی ندیده بود. همهٔ درباریان با شاه موافق بودند که روی این سنگ نمی‌توان قیمت گذاشت
فاخته ها لانه ندارند (جلد ششم)
مهدی میرکیایی
شکار انسان (جلد سوم)
مهدی میرکیایی
صلیب خونین
مهدی میرکیایی
فارغ التحصیل زندان (جلد چهاردهم)
مهدی میرکیایی
به دنبال کادی (جلد هشتم)
مهدی میرکیایی
ملکه تهی دست (جلد پانزدهم)
مهدی میرکیایی
راهپیمایی اشک ها (جلد پنجم)
مهدی میرکیایی
ماجرا هنوز تمام نشده (جلد سیزدهم)
مهدی میرکیایی
جوانه های آتش (جلد یازدهم)
مهدی میرکیایی
گنج های کلات
مهدی میرکیایی
گرگ ها با چشم باز می خوابند (جلد دوم)
مهدی میرکیایی
افطار در کلیسا (جلد نهم)
مهدی میرکیایی
بازی بزرگ (جلد دوازدهم)
مهدی میرکیایی
سفر به آن سوی دریاها
مهدی میرکیایی
مهمان مهتاب
فرهاد حسن زاده
مهاجر کوچک
محمدرضا سرشار
سرگذشت استعمار (جلد پانزدهم: ملکه تهی دست)
مهدی میرکیایی
سرگذشت استعمار (جلد دوازدهم: بازی بزرگ)
مهدی میرکیایی
سرگذشت استعمار (جلد هشتم: به دنبال کادی)
مهدی میرکیایی
روزی خواهم خفت برای همیشه؛ روایتی داستانی از زندگی شهید آیت الله محمد صدوقی (قهرمانان انقلاب ۱۲)
شمسی خسروی