معرفی و دانلود کتاب گنج های کلات + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گنج های کلات
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب گنج های کلات

سرگذشت استعمار

نوع کتاب
۴.۳(از ۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مهدی میرکیایی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گنج های کلات

کتاب گنج های کلات نوشتۀ مهدی میرکیایی است. این کتاب را انتشارات سوره مهر منتشر کرده است.

درباره کتاب گنج های کلات

در مجموعۀ «سرگذشت استعمار» پانزده جلد کتاب هست که مهدی میرکیایی نوشته ‌است. جلد دهم با نام گنج های کلات به ایران دوران پس از صفویه می‌رسد، تغییر حکومت نقطه حساسی برای مردم هر سرزمین است؛ اما این دفعه، برای استعمارگران هم شروع تازه‌ای بود.

مهدی میرکیایی به بخش‌هایی از تاریخ پرچالش ایران در دوران سلطنت شاه‌طهماسب دوم و تسخیر اصفهان به دست افغان‌ها و جنگ با حکومت عثمانی می‌پردازد. در نیمۀ دوم کتاب گنج‌های کلات، مهدی میرکیایی به سراغ حواشی قتل جان التون، تاجر و دریانورد انگلیسی در گیلان می‌رود.

خواندن کتاب گنج های کلات را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر به مطالعۀ تاریخ ایران و سرگذشت حکومت‌های استعمارگر علاقه دارید، خواندن این کتاب را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

درباره مهدی میرکیایی

مهدی میرکیایی متولد ۱۳۵۲ در تهران است. او دارای مدرک دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام است و عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی است. از فعالیت‌های او می‌توان به تألیف چهل و چهار کتاب در حوزۀ رمان، داستان کوتاه و تاریخ معاصر و همچنین ترجمۀ آثاری چون: فرشتۀ گیسو بلند (کره جنوبی) جادو در شهر بازی (بوسنی و هرزگوین) است.

بخشی از کتاب گنج های کلات

«روس‌ها به اردوی تهماسب در مازندران آمده بودند و منتظر بودند وضع او از این هم بدتر شود تا شرایط آن‌ها را برای کمک به ایران قبول کند؛ اما تهماسب کمتر به این اوضاع سخت فکر می‌کرد. او بیشتر ساعات خود را در مستی می‌گذراند و به آوای ساز نوازندگان گوش می‌کرد. در یکی از همین روزها، حسینقلی بیک، یکی از نزدیکان خود را صدا کرد و گفت: «چیخیر می خواهم.»

چیخیر، نام شرابی بود که در قفقاز، سرزمین‌های شمال رود ارس تولید می‌شد.

حسینقلی‌بیک گفت: «نداریم.»

اما فریاد تهماسب او را وحشت‌زده کرد: «باید برای من حاضر کنی.»

حسینقلی بیک چند لحظه به فکر فرو رفت و بعد گفت: «سیمون آوراموف سفیر روسیه، کمی چیخیر دارد؛ اما به ما نمی‌دهد.»

تهماسب از جا بلند شد و گفت: «گردنش را می‌زنم.» و از چادر بیرون رفت و به‌طرف چادرهای روس‌ها دوید. مقابل چادرها فریاد زد: «همه روس‌ها باید کشته شوند.»

سربازان تهماسب که به دنبال او تا آنجا دویده بودند، وارد چادر آوراموف شدند و او را با لباس‌خواب از چادر بیرون آوردند. آوراموف که نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده، خود را روی پاهای تهماسب انداخت و از او عذرخواهی کرد.

تهماسب گفت: «تو از من نمی‌ترسی؟»

آوراموف جواب داد: «چطور مکن است از اعلیحضرت نترسم؟»

تهماسب گفت: «پس چرا برای من چیخیر نمی‌آوری؟»

آوراموف به‌سرعت به چادر دوید و تهماسب هم به‌سوی چادرش برگشت. اما در راه روی زمین افتاد و سر و لباسش گل‌آلود شد.

هنگامی که آوراموف با ظرف شراب از راه رسید، تهماسب دوباره عصبانی بود: «خیلی کثیف شده‌ام، همهٔ این‌ها تقصیر توست.» اما به‌سرعت ظرف شراب را از دست ا و گرفت و سرکشید؛ بعد به نوازندگانش دستور داد آهنگ روسی «بالالایکا» را بنوازند و همراه موسیقی شروع به کف‌زدن کرد. سپس دوباره به‌طرف سفیر روسیه برگشت: «شما برای بیرون‌کردن افغان‌ها، گیلان، مازندران، استرآباد، باکو و دربند را می‌خواهید؟»

آوراموف می‌خواست پاسخ بدهد که تهماسب گفت: «بس است، ما را با حرف سرگرم نکن، بگذار خوش باشیم. برو و کمی چیخیر برای من ذخیره کن.»

تهماسب مرد روزهای سخت نبود و در بدترین وضعیت که بخش‌های بزرگی از کشور در اشغال افغان‌ها و کشور عثمانی بود به خوشگذرانی و لذت‌بردن از زندگی فکر می‌کرد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گنج های کلات و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گنج های کلات
عنوان دیگر:سرگذشت استعمار
موضوع:دانستنی‌های کودک و نوجوان
نویسنده:مهدی میرکیایی
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۱۰/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۴.۳۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۰۳۲۷۶۲۰
تعداد صفحه‌ها:۱۰۴ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه سرگذشت استعمار

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

Zeinab
۰
تهماسب تلاش کرد در چشم‌های خیس پیرزن خیره شود و سرانجام در چشم‌های بی‌رمق او نگاه مادرش را شناخت. مادر تهماسب، همسر شاه سلطان‌حسین، ملکهٔ ایران، هنگامی که افغان‌ها به قصر هجوم آورده بودند، لباس خدمتکارها را پوشیده بود تا جان خود را نجات دهد. افغان‌ها تمام خاندان صفویه را قتل‌عام کرده بودند، اما به او که فکر می‌کردند یکی از کلفت‌های قصر است کاری نداشتند. ملکهٔ ایران، هشت سال به آن‌ها خدمت کرده و درد و رنج این دوران آن‌قدر پیر و شکسته‌اش کرده بود که حتی پسرش هم او را نشناخت.
Zeinab
۰
در این میانه گلوله مردی دقیقاً به وسط حلقه اصابت کرد. نادر از او خواست دوباره شلیک کند، مرد حلقه را نشانه رفت و دوباره گلوله‌اش را در وسط هدف نشاند. نادر که از دقت تیراندازی او شگفت‌زده شده بود از او خواست یک بار دیگر هم حلقه را هدف‌گیری کند. مرد قزوینی این بار هم به هدف زد. نادر با نگاهی پر از ستایش به طرف او رفت و گفت: «وقتی افغان‌ها حمله کردند، تو کجا بودی؟» و منظورش این بود که با وجود جزایرچی‌هایی با این قدرت، دشمن چگونه توانست کشور را اشغال کند. مرد قزوینی به سرعت پاسخ داد: «من بودم، نادرقلی نبود!»
Zeinab
۰
هم انگلیسی‌ها و هم هلندی‌ها مراقب بودند از سویی نادرقلی‌بیگ را خشمگین نکنند و از طرفی از دست یافتن او به یک نیروی دریایی قوی جلوگیری کنند. به همین علت هنگامی که لطیف‌خان قصد داشت به جزیرهٔ کیش حمله کند، هر دو شرکت حاضر شدند کشتی‌هایشان را به جای فروش به او اجاره دهند؛ این شیوه ممکن بود فکر دستیابی به یک ناوگان مستقل را از ذهن ایرانی‌ها دور کند.
Zeinab
۰
نادرشاه برای آغاز عملیات کشتی‌سازی از انگلیسی‌ها کمک خواست اما آن‌ها به بهانه اینکه مهندس کشتی‌سازی ندارند، زیر بار نرفتند. سپس یکی از مأموران نادر در اصفهان با هلندی‌ها گفت‌وگو کرد و یکی از آن‌ها به نام لاپورتری را استخدام کرد. لاپورتری ادعا می‌کرد که چیزی از کشتی‌سازی نمی‌داند و فقط با اصرار زیاد فرستادهٔ شاه، حاضر شده به بوشهر سفر کند. لاپورتری نظارت بر ساختن کشتی را در ساحل بوشهر آغاز کرد، اما پس از مدتی آب و هوای گرم بوشهر او را از پا انداخت و از دنیا رفت. چند نفر دیگر جانشین لاپورتری شدند؛ اما مدتی بعد به نادر خبر رسید آن‌ها هزینه‌هایی را که دولت ایران به این کار اختصاص داده، بالا می‌کشند و کار ساخت کشتی پیشرفت زیادی نکرده است. نادر در سال ۱۱۵۵ هجری قمری دستور داد کشتی‌سازی در بوشهر را متوقف کنند
Zeinab
۰
یاران میرمهنا که از غافلگیر شدن هلندی‌ها بیشترین بهره را می‌بردند توانستند با راهنمایی‌های میرعلی که راه‌های نفوذ به قلعه را شناسایی کرده بودند وارد آنجا شوند و قلعه را تصرف کنند. میرمهنا که در کشتن سریع دشمنانش مشهور شده بود، فرماندهٔ هلندی‌ها را شگفت‌زده کرد و اجازه داد با گروهی از هم‌وطنانش از جزیره خارج شود. هلندی‌ها پس از این دیگر به خلیج‌فارس برنگشتند.
Zeinab
۰
در این چند سال فقط یک بار روابط آن‌ها با کریم‌خان تیره شده بود. انگلیسی‌ها کالاهای خود را در ایران با سکه‌های طلا عوض می‌کردند و خان زند که می‌دانست چنین معامله‌ای کشور را دچار فقر می‌کند با آن مخالفت کرده و دستور داده بود اجناس انگلیسی باید با کالای ایرانی مبادله شوند و کسی پول به آن‌ها ندهد.
Zeinab
۰
لطفعلی‌خان، سر هارفورد جونز، نمایندهٔ شرکت هند شرقی انگلستان را به ارگ شیراز دعوت کرد و در دیداری دوستانه بازوبند خود را باز کرد و پیش روی او گذاشت. الماس دریای نور، بزرگ‌ترین الماس صورتی‌رنگ جهان و یاقوت زردرنگ درشتی به نام تاج ماه روی بازوبند می‌درخشیدند. لطفعلی‌خان به جونز گفت: در حقیقت روی این جواهرات نمی‌توان قیمت گذاشت اما امروز مجبوریم آن‌ها را بفروشیم. قیمتی که جونز برای خرید این دو جواهر پیشنهاد می‌کرد موجب خنده مشاوران لطفعلی‌خان می‌شد
مقدسه کرمانچی
۰
ماجرای تلاش هلندی‌ها و انگلیسی‌ها برای جلوگیری از قدرتمند شدن ایران در خلیج‌فارس همچنان ادامه داشت؛ آن‌ها پنهانی به عرب‌هایی که در دریا راهزنی و یاغی‌گری می‌کردند، کمک می‌رساندند تا جزیره‌ها و سواحل ایران را از دسترس حکومت مرکزی خارج و لنج‌ها و کشتی‌های کوچکی را که ارتش ایران آماده کرده بود غرق کنند.
Ashkan..
۰
نادر، پیش از این بخشی از غنیمت‌های جنگ را به عنوان پاداش بین سربازان تقسیم کرده بود، اما حاضر نبود آن‌ها بیش از اندازه ثروتمند شوند و فکر می‌کرد همان‌طور که سگ سیر به شکار نمی‌رود، سرباز پولدار هم به جنگ نخواهد رفت.