معرفی و دانلود کتاب پروانه پیامبر (ص) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پروانه پیامبر (ص)subscriptionAvailable

کتاب پروانه پیامبر (ص)

نوع کتاب
۵.۰(از ۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
عبدالرضا کوهمال جهرمی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پروانه پیامبر (ص)

«پروانه پیامبر (ص)» مجموعه اشعار برگزیده ده دوره کنگره شعر فاطمی جهرم است که به کوشش عبدالرضا کوهمال جهرمی(-۱۳۴۷) است. سروده‌های آمده در این کتاب به دو گروه کلاسیک و سپید و نو تقسیم شده است. در یکی از غزل‌های آمده در این کتاب می‌خوانیم: «می‌خواستم ببینمت اما کبود نه! در لابه‌لای آتش و شلاق و دود نه! کابین آب و آینه‌ات سهم کوچکی ست دنیا به‌پای سهم تو چیزی نبود نه! بی اذن تو که جرئت جاری شدن نداشت نه چشمه‌های آب و نه دریا، نه رود نه! اما به‌حکم منطق و قانون آب‌ها آن آب، داغ از دل تو می‌زدود؟ نه لبریز کرده است تو را زخم شانه‌ها جز من کسی برای تو شرمنده بود؟ نه! حالا که کوچه داغ مرا تازه می‌کند دیگر گذر نمی‌کنم از آن حدود نه! می‌خواستم ببینمت ای زخم کوثری دیدی مرا که این‌همه طاقت نبود نه!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پروانه پیامبر (ص) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پروانه پیامبر (ص)
موضوع:شعر کهن، شعر نو، شعر معاصر
نویسنده:عبدالرضا کوهمال جهرمی
انتشارات:انتشارات اقلیما
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۷/۰۶
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۷۶ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۷۴۲۶۰۷۴
تعداد صفحه‌ها:۳۲۰ صفحه
قیمت کتاب:۷۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۳/۳۱

کتاب چهاردهم برنامه مطالعه از طرح خوب و جذاب کتابخانه همگانی کتاب خوبی بود و البته غمناک و دردآور، بخاطر بیان مصیبت های بعد از شهادت پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اکثر شعر ها مستند هستند...بیشتر

۲۴
sadeghi
۱۳۹۷/۰۵/۱۳

هر ‌دم به ‌ضر‌یح بی ‌نشانت ای ماه بسته ‌ست دخیل قلب من با هر آه عمریست ‌تپش ‌ها ‌ی دلم می گوید: «یا فاطمه ا‌شفعی لنا عنداللّه» این کتاب را باید درسکوت مطلق خواند تا بیت به بیتش را بتوان با گوش...بیشتر

۲

بریده‌هایی از کتاب

سیّد جواد
۱۳
در ازدحام هرزگی کوچه‌ها شبی یک مرد می‌وزد که به ما می‌کند نگاه آن مرد اسب دارد و با شیهه‌ی طلوع... بانوی آب‌ها، تو دعا کن رسد ز راه
مادربزرگ💝
۱۲
او فاطمه ست معنی این نام را هنوز از هر زبان که می‌شنوم نامکرر است از زخم او اگر بنویسی قلم، بدان نامت از این به بعد قلم نیست  خنجر است ننویس فتنه پشت‌دری شعله می‌کشد در کوچه شر به پا شده در خانه محشر است در کوچه بوی آتش و در خانه عطر گل مرز بهشت و دوزخ ازآن‌روز این در است با پهلوی شکسته هم از کوه کوه‌تر با قامت خمیده هم از آسمان سر است لبخند می‌زند که بخندند بچه‌ها مادر اگر که جان بدهد، باز مادر است مولا هنوز اول بی‌هم‌نفس شدن بانو در انتظار نفس‌های آخر است!
sadeghi
۹
آه زینب! خواهر خوب حسین! همدم و هم‌عهد محبوب حسین! بعد از این بار غمم بر دوش توست جامه‌ی خونین من تن‌پوش توست از حسینم لحظه‌ای غافل مشو دور از آن پرچم فراز دل مشو آه زینب! کربلایی می‌شوی خطبه‌خوان نینوایی می‌شوی
sadeghi
۹
تویی که دختر دردانه‌ی پیامبری چراغ روشن کاشانه‌ی پیامبری اگرچه یاس کبودت سروده‌اند اما گل محمدی خانه‌ی پیامبری
مادربزرگ💝
۹
آه زینب! کربلایی می‌شوی خطبه‌خوان نینوایی می‌شوی تا حسینم ظهر عاشورای خون خواست نوشد باده از صحبای خون تا احدگو ساز میدان ساز کرد بال‌وپر بهر شهادت باز کرد مادری کن ماه رویش را ببوس جای من زیر گلویش را ببوس
مادربزرگ💝
۸
بهبود صادقیان‌نژاد می‌خواستم ببینمت اما کبود نه! در لابه‌لای آتش و شلاق و دود نه! کابین آب و آینه‌ات سهم کوچکی ست دنیا به‌پای سهم تو چیزی نبود نه! بی اذن تو که جرئت جاری شدن نداشت نه چشمه‌های آب و نه دریا، نه رود نه! اما به‌حکم منطق و قانون آب‌ها آن آب، داغ از دل تو می‌زدود؟ نه لبریز کرده است تو را زخم شانه‌ها جز من کسی برای تو شرمنده بود؟ نه! حالا که کوچه داغ مرا تازه می‌کند دیگر گذر نمی‌کنم از آن حدود نه! می‌خواستم ببینمت ای زخم کوثری دیدی مرا که این‌همه طاقت نبود نه!
سیّد جواد
۷
برای فاطمه (س) از هر گناه می‌گذرد حق اگر که روز قیامت به هم نهد مژگان را
sadeghi
۷
راضی چو با یقین به نکاح علی شدی تا پای جان امیر سپاه علی شدی یک‌بار در جواب سؤالش بلی شنید از آن به بعد از تو فقط یا علی شنید
مادربزرگ💝
۷
آه زینب! خواهر خوب حسین! همدم و هم‌عهد محبوب حسین! بعد از این بار غمم بر دوش توست جامه‌ی خونین من تن‌پوش توست از حسینم لحظه‌ای غافل مشو دور از آن پرچم فراز دل مشو
مادربزرگ💝
۷
آرش پورعلی‌زاده خاموش باش گوش زمین و زمان کر است درد تو را به چاه بگویند بهتر است این‌قدر توی کوچه به قرآن قسم نخور بیهوده است فاطمه! این قوم کافر است ضارب دلش به حال حسن هم نسوخته شاید مدینه دشمن آل پیمبر است روح تو را کجای زمین دفن کرده‌اند؟ بعد از هزار سال مزارت معطر است آسوده گریه کن همه‌ی شهر خفته‌اند گویا سر حسین در آغوش مادر است پهلوی ما سری ست که افتاده بر زمین داغ حسین دیگر و داغ تو دیگر است