معرفی و دانلود کتاب تاوان کلمات + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب تاوان کلمات

کتاب تاوان کلمات

نوع کتاب
۳.۴(از ۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
عبدالجبار کاکایی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تاوان کلمات

کتاب تاوان کلمات نوشتهٔ عبدالجبار کاکایی در انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.

درباره کتاب تاوان کلمات

کتاب تاوان کلمات گزیده‌ای از اشعار عبدالجبار کاکایی از ابتدای پیروزی انقلاب تا چند سال اخیر است.

شعر یکی از راه‌های انتقال احساسات است. شاعر برای بیان حقیقت احساسات و عواطفش به زبانی نیاز دارد که او را از سردی مکالمه روزمره دور کند و بتواند با آن خیالش را معنا کند و شعر همین زبان است. با شعر از زندگی ماشینی و شلوغ روزمره فاصله می‌گیرید و گمشده وجودتان را پیدا می‌کنید. این احساس گمشده عشق، دلتنگی، دوری و تنهایی و چیزهای دیگری است که قرن‌ها شاعران در شعرشان بازگو کرده‌اند.

شعر کاکایی شعری اجتماعی است که در غزلیاتش بیشتر نمود دارد. کاکایی در این اشعار نشان داده که سعی دارد به راه‌ورسم ابتدایی غزل مدرن ایران که در سال‌های اول پیروزی انقلاب به دست قیصر امین‌پور و سیدحسن حسینی بنا شد، وفادار باشد. او در شعرش از تجربه‌هایی می‌گوید که آرمان و آرزوی مردم به‌شمار می‌روند؛ از کلماتی که مردم همیشه به ساده‌ترین شکل ممکن در ناخودآگاهشان مرور می‌کنند و گاهی برایشان یادآور حسرت‌های همیشگی است.

این کتاب از قلب مردم ایران بیرون آمده و از احساسات آن‌ها سخن می‌گوید.

خواندن کتاب تاوان کلمات را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به شعر معاصر پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب تاوان کلمات

«هر هفت خط جام تو ما بودیم

حتی بلال بام تو ما بودیم

ای صبح آفتابی دینداران

زیباترین سلام تو ما بودیم

گلدسته شاهد است که در دنیا

آواز خوان نام تو ما بودیم

در نقش‌های ساده اسلیمی

صورتگر کلام تو ما بودیم

پشت هزار سال پریشانی

نظم تو و نظام تو ما بودیم

هم پرده‌دار حرمت تاریخت

هم کعبه هم مقام تو ما بودیم

سودا و سود دام جهالت شد

سوداگران خام تو ما بودیم

افسوس با جلیقه خودسوزی

در کار انهدام تو ما بودیم

ای موج مهربانی پی در پی

تاریخ بی‌دوام تو ما بودیم

کج می‌کشند عکس تو را، اما

تصویر نا تمام تو ما بودیم»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تاوان کلمات و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:تاوان کلمات
موضوع:شعر معاصر
نویسنده:عبدالجبار کاکایی
انتشارات:انتشارات نیستان هنر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۶/۱۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۵۸ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۳۷۸۰۴۲
تعداد صفحه‌ها:۲۵۵ صفحه
قیمت کتاب:۵۷۳۷۵ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی تاوان کلمات

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

erfanmk
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۴

من جناب آقای عبدالجبار کاکایی رو مولانای عصر میدونم ، چند وقتی بود عادتم شده بود هر شب به شعر خوانی ایشون گوش میدادم ،متاسفانه از زمانی که اینترنت قطع شد این موضوع رو از دست دادم

۰
R.Khabazian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۵

یه مجموعه شعر عالی و متنوع از اشعار عبدالجبار کاکایی که مثل همیشه با کلام لطیف، درست و نو شون انسان رو برای لحظاتی به ساحت‌های دیگر می‌برند🌱 . خوندنش رو به اونایی که دنبال مضامین بکر و تازه هستند، توصیه می‌کنم👍🌹

۰
کاربر ۵۹۲۷۴۴۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۴

راضی هستم ازاین کتاب چندین بارگوش کردم ممنونم ازشما

۰

بریده‌هایی از کتاب

R.Khabazian
۷
تا شب هراسانم، غرورم هست و شورم نه تا صبح بیدارم، خیالم هست و خوابم نیست
R.Khabazian
۶
عشق تو آشنا شد با آتش درونم زخمی که تا قیامت در جسم و جان ما بود
R.Khabazian
۶
گم کرده‌ام در خنده‌هایت، گریه‌هایم را در چشم‌ها، در چشم‌هایت، دست و پایم را
R.Khabazian
۵
فردا سراغ ما را از لاله‌ها بگیرید اینجا نشان ما بود، آنجا نشان ما بود
R.Khabazian
۵
کجای گریه بخندم، کجای خنده بگریم که پشت گریه و لبخند، توأمان تو نباشی کدام قصه بسازم که بی‌تو رنگ نبازد کدام شعر بخوانم که در دهان تو نباشی
R.Khabazian
۴
ای جان و دل به گنبد و گلدسته‌ات مقیم جان را کجا گذارم و دل را کجا برم؟
R.Khabazian
۳
چشم می‌دوزم در چشم رفیقام، حیف عشق در باورشان قد سر سوزن نیست دست برداشتم از عشق که هر دست سلام لمس آرامش سردی ست که در آهن نیست
R.Khabazian
۳
می‌وزد به سمت چشم‌های من گرمی نگاه عاشقانه‌ات شبنم لطیف کوچه باغ‌هاست اشک‌های روشن شبانه‌ات
R.Khabazian
۳
چنان ز دست خویش می‌گریزم که سایه‌ام خبر ز من ندارد تنم، به هیچ، تن نمی‌سپارد سرم، ارادتی به تن ندارد نمی‌تواند از دلم بگوید کسی که شعله در دهن ندارد مرا مپیچ در غباری از آه شهید عشق تو، کفن ندارد
R.Khabazian
۲
بی‌حاصلی از برزخ سی سال تکاپو نه طالع نحسی، نه سرانجام شهیدی