معرفی و دانلود کتاب کمپانی دو نفره + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب کمپانی دو نفره

کتاب کمپانی دو نفره

این سو و آن سوی پسامدرنیسم؛ پساپسامدرنیسم؟ پیش از پسامدرنیسم؛ به همراه داستان‌های برگزیده

نوع کتاب
۲.۵(از ۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
علی معصومی
انتشارات: 
بوتیمار
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کمپانی دو نفره

لیندا هاچیون ، منتقد ادبی سرشناس، خواندن آثار این نویسندگان را جستوجوی سررشته‌های درهم تنیده‌ی روایت و از سرگذراندن آزمونی دشوار و سیر ناگزیر در جهانی می‌داند که خواننده باید همواره از داستانی و خیالی بودن آن آگاه بماند و بداند که شگردهایی چون تقلید هزل آمیز و بازتابدادن ِخود درکارند تا نگذارند آب خوش ِهمانی یافتن با شخصیت‌ها از گلویش پایین برود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کمپانی دو نفره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:کمپانی دو نفره
عنوان دیگر:این سو و آن سوی پسامدرنیسم؛ پساپسامدرنیسم؟ پیش از پسامدرنیسم؛ به همراه داستان‌های برگزیده
موضوع:رمان، داستان خارجی
مترجم:علی معصومی
انتشارات:بوتیمار
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۲/۰۸/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۲۷ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۶۹۳-۸۸۹-۹
تعداد صفحه‌ها:۲۴۰ صفحه
قیمت کتاب:۳۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

وحید
۱۳۹۵/۱۰/۱۸

خیلی خوشم نیومد، ب نظرم بیشتر ب درد کسایی میخوره ک بخوان ی مروری بر تاریخ ادبیات معاصر داشته باشند.

۰

بریده‌هایی از کتاب

وحید
۰
چشم‌های او از من می‌پرسیدند: «چه انتظاری داشتی؟» پاسخ من آن بود که: «می‌خواستم بدانم که مانند یک سوسک نمی‌میرم.» گفت: «متأسفم. این آدم‌ها مردند، مومیایی شدند، و دزدیده شدند. آن‌ها را بارها و بارها فروختند. کل آن‌چه از آن‌ها بازمانده بود، یعنی استخوان‌هایشان هم با طلا مبادله شد. تو هم سرنوشت بهتری نخواهی داشت.» گفتم: «دلیلی نیست که ما وارد این هرم‌ها شویم.» گفت: «نه، واقعاً نیست.» گفتم: «از رفتن به داخل هرم‌ها چیزی دستگیرمان نشد.» گفت: «نه، چیزی دستگیرمان نشد.» گفتم: «اگر این پادشاهان ایمان داشتند چرا باید خود را در این صندوق‌های سنگی در زیر این قطعه‌های سنگین سنگ پنهان کنند؟» گفت: «آه، ولی آن‌ها ایمان نداشتند.» گفتم: «اگر این‌طور باشد همه چیز روشن است.»