معرفی و دانلود کتاب روزهای آخر آبان + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب روزهای آخر آبان
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب روزهای آخر آبان

نوع کتاب
۴.۲(از ۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
پانته‌آ صفایی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب روزهای آخر آبان

«روزهای آخر آبان» مجموعه شعری از پانته‌آ صفایی( -۱۳۵۹)، شاعر ایرانی است. در یکی از سروده‌های آمده در این کتاب می‌خوانیم: «پیچیده در ملّافه‌ای از تب سراپایم امشب چه خوشبخت‌اند در دست تو موهایم یک باغ بی‌آواز بودم با نفس‌هایت برگشته‌اند امشب قناری‌ها به دنیایم مثل نسیم آهسته می‌آیی و من مثل توفانی از آیینه برمی‌خیزم از جایم هوهوکنان تصویر در تصویر می‌رقصم تا واکنی آغوش و یک ساعت بیاسایم من روح گندمزارم، امشب دانه می‌چینند گنجشک‌های بوسه‌ات از شانه تا پایم»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب روزهای آخر آبان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:روزهای آخر آبان
موضوع:شعر معاصر، شعر کلاسیک
نویسنده:پانته‌آ صفایی
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۹/۰۴/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۱۸ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۱۷۵۱۰۶۶
تعداد صفحه‌ها:۸۸ صفحه
قیمت کتاب:۶۱۵۰۰ تومان
برچسب:شعر معاصر، مجموعه شعر امروز سوره مهر

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

S
۱۳۹۵/۰۹/۲۷

خوب بود طبع شعر قوی دارند خانم صفایی .پیشنهاد میکنم حتما بخوانید هر چند بیشتر اشعار رنگ زنانه داشت و حال و هوایش بیشتر برای خانم ها مناسب بود .

۱۳
Saeid
۱۳۹۷/۰۴/۰۴

نه فقط این کتاب ، همه ی اشعار خانم دکتر صفایی از ظرافت خاصی برخورداره.اون حس زنانه توی همه ی اشعار ملموس.آرزوی سلامتی و موفقیت های بیشتر برای این شاعر عزیز و گرانقدر.

۰
bcb131@mozej.com
۱۳۹۶/۱۲/۲۷

عالی تر از عالی خییلییی تمثیل های قویی داشت...هرکی میخواد کتابو ولی نمیتونه بگه هدیه بدم بهش

۰

بریده‌هایی از کتاب

bcb131@mozej.com
۷
گنجایشِ این جام‌ها اندازۀ هم نیست من استکانم شد به لب تر کردنی خالی
آیدا
۰
بیل و کلنگ و ریشه‌بُر و گاوآهن‌اند بیل و کلنگ و ریشه‌بُر و گاوآهن‌اند دارند روستای مرا شخم می‌زنند دارند دانه‌دانه درختان سبز را با داس و تیشه، از کمر، از ریشه می‌زنند اینجا در آسمان همۀ شب ستاره‌ها مانند شمع‌های عزاخانه روشن‌اند اینجا تمام روز زنانی سیاه‌پوش در سوگ سروهای جوان موی می‌کنند گیرم تمامِ باغچه را زیر و رو کنند شایع کنند غنچه و پروانه دشمن‌اند گیرم که زیرِ ضرب تبرهای تیزشان حتی درخت‌های تنومند بشکنند... من جلگۀ وسیعِ شمالم، چه می‌کنند با این همه جوانه که در سینۀ من‌اند؟
آیدا
۰
طی می‌شود در وحشت پاییزِ بعد از تو شب‌های بی‌اندازه حزن‌انگیزِ بعد از تو باور نمی‌کردم به خواب مرگ خواهد برد حتی درخت سرو را پاییزِ بعد از تو از دامن آرام صحرا قاصدک‌ها را رم می‌دهد این باد وهم‌انگیزِ بعد از تو دارند حتی کاج‌های سبز می‌پوسند این روزها در بارش یکریزِ بعد از تو دارد به پایان می‌رسد دنیا و می‌ترسم افسانه باشد صبح رستاخیز بعد از تو بی من تو سرگرم بهاری تازه خواهی شد ای کاش ای پاییزِ من! من نیز بعد از تو...
آیدا
۰
پیچیده در ملّافه‌ای از تب سراپایم امشب چه خوشبخت‌اند در دست تو موهایم یک باغ بی‌آواز بودم با نفس‌هایت برگشته‌اند امشب قناری‌ها به دنیایم مثل نسیم آهسته می‌آیی و من مثل توفانی از آیینه برمی‌خیزم از جایم هوهوکنان تصویر در تصویر می‌رقصم تا واکنی آغوش و یک ساعت بیاسایم من روح گندمزارم، امشب دانه می‌چینند گنجشک‌های بوسه‌ات از شانه تا پایم
زینب هاشم‌زاده
۰
نگاهت طعم باران‌های بادآورده را دارد که بعد از سال‌ها بر سرزمینی خشک می‌بارد شبیه دارویی که روی زخمی‌کهنه بگذارند اگر چه حرف‌هایت گاه روحم را می‌آزارد ولی من باز هم مثل کویرِ تشنه‌ای هستم که بی‌تاب است تا خود را به باران تو بسپارد
زینب هاشم‌زاده
۰
پیچیده است عطرِ نفس‌هایت، در حلقه حلقه حلقۀ گیسویم
زینب هاشم‌زاده
۰
من؛ خاک سرزمینِ صبوری که هیچ وقت... در انتظار عابرِ دوری که هیچ وقت... تو؛ جاده‌ای شلوغ که دائم سرت پُر است از کثرت عبور و مروری که هیچ وقت...