
کتاب پسر جنگل
معرفی کتاب پسر جنگل
کتاب پسر جنگل نوشته حمیدرضا رضوانیاول است که با عنوان فرعی «محمدجواد رحمانی رویایمان را با کومه ساخت» در نشر ارسس به چاپ رسیده است. این کتاب ۶۸ صفحهای درباره سفر به مکانی رویایی در میان جنگلهای مازندران است و تجربههای جذابی که این سیر و سیاحت در پی دارد.
درباره کتاب
این کتاب کمحجم و خوشخوان شما را با قهرمان داستان به دل جنگلهای مازندران میبرد. قدم به قدم با او در این سیاحت همراه میشوید. با خطرات ناشناختهای دست و پنجه نرم میکنید و پس از یک روز سخت در کلبههای جنگلی استراحت میکنید تا برای ماجراجوییهای روز بعد آماده شوید. اما حتی این کلبههای جنگلی هم هرکدام داستانی مخصوص به خود دارند که باعث میشود هیچ کدام از لحظات شب و روزتان بدون جذابیت نگذرد. عقیده دارند که افراد با اقامت در هرکدام از این کلبهها، خصوصیات آن درخت و کومه را میگیرند. مثلا از بلوط میتوان بخشندگی را یاد گرفت. یا انار برازنده عاشقان است.
برای اینکه لذت دیدن هیچ زمان و مکانی در این سفر از دست نرود، گردشها اغلب بدون استفاده از وسایل نقلیه است تا با هر قدم و نگاهی که سر فرصت به اطراف میاندازد، قدم به قدم این سفر در حافظه او ثبت گردد و همچنین از طلوع صبح آغاز میشود تا بتواند لحظات مختلف روز را بهتر تجربه کند. اگر به زیبایی و دلنشینی جنگلهای مازندران، نم باران و هوای بهاری را هم اضافه کنید، میبینید که خیلی سخت است بر وسوسه همراهی با پسر جنگل غلبه کنید.
خواندن کتاب پسر جنگل را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب مخصوص این افراد است: علاقهمندان به تجربههای ناب و جدید، دوستداران طبیعت و طبیعتگردی و هرکسی که بخواهد از حاشیه امن خود بیرون بیاید و دنیا را ببیند و تجربه کند.
درباره نویسنده
حمیدرضا رضوانیاول نویسنده و مدیر مسئول انتشارات آرسس است. از او تا به حال کتابهای بسیاری منتشر شده است که اکثر آنها را میتوانید از طاقچه دریافت کنید. از کتابهای او میتوان به کورونا، خودت باش پسر، آدمبرفی، ماجراجویی دو گوسپند و... اشاره کرد.
بخشی از کتاب پسر جنگل
در قسمتی از کتاب میخوانیم: در یک آن، درختهای در هم تنیده، آبهای رودخانه، پرندگان زیبا، چشمم را نوازش میدهند. زیباتر از آن چیزی بود که فکر میکردم. در نگاه نخست، با کلبهی ساز و فال روبرو میشوم. کلبهای که زمانی برای خودش برو بیایی داشت و حالا همچون پیر کلبهها خودنمایی میکند. در این کلبه عمو جعفر و عمو رجب را میبینم که خوشآمد میگویند.
و در قسمتی دیگر از مسلکهای خاص این سفر و کلبهها آشنا میشویم:
در آنسوی کومه، کلبهای دنج در جایی خلوت را میبینم که مخصوص افراد تنهاست، و یا بهتر بگویم کسانی که قصد گذراندن لحظاتی به تنهایی دارند. کسانی که در پی یافتن خود هستند و نیاز به سکوت دارند. قانون این کلبه هم این است، گردشگری که در آن اقامت میکند باید کتابی تأثیرگذار در زندگیاش را به یادگار بیاورد و آنجا بگذارد تا دیگران هم از نعمت خواندنش بهره ببرند. در گام بعدی، باید نام افراد بدی که در ذهن دارد و یا خاطرات ناراحتکنندهای که با خود حمل میکند را روی کاغذ بیاورد و بعد کاغذ را مچاله کند و بسوزاند و به خودش قول بدهد که آنها را برای همیشه ببخشد و فراموش کند.
حجم
۳۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۶۸ صفحه
حجم
۳۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۶۸ صفحه
نظرات کاربران
کتاب کوتاه و دلنشینی بود. دوست دارم بدانم کومه های محمدجواد کجاست
خوبه
با آرزوی سلامت و موفقیت برای آقای رحمانی مدیریت مجموعه کومه و آقای رضوانی اول برای ثبت تلاش و تجربه های یکی از جوانان پرتلاش هم استانیم. داستان «ورگ چشم» که در خلال این اثر به اون اشاره شد با نام