
کتاب صوتی اجازه نده او بماند
قیمت:
۲۲۲,۰۰۰
تومان
اشتراک بینهایت چیست؟
معرفی کتاب صوتی اجازه نده او بماند
کتاب صوتی اجازه نده او بماند نوشته نیکولا ساندرز، داستانی معاصر، پرتعلیق و خانوادگی است که در فضایی بهظاهر آرام و روستایی آغاز میشود و بهتدریج بهسمت تنش، سوءظن و ترس پیش میرود. نشر صوتی نیک (نارنگی) این اثر صوتی را با ترجمه شقایق رضازاده و گویندگی شهره روحی، فریاد موسویان، عاطفه رضوان نیا و گروه گویندگان منتشر کرده است. روایت چندصدایی و حضور چند گوینده باعث شده فضای خانه، رابطهی زن و شوهر، حضور نوزاد و ورود یک دختر جوان به این خانه، برای شنونده زنده و ملموس شود. در مرکز ماجرا جوآن قرار دارد، زنی ۳۳ ساله که تازه مادر شده و در خانهای بزرگ و نسبتا دورافتاده با همسرش ریچارد و نوزادشان اوی زندگی میکند. در همان صفحات آغازین، شنونده با صحنهای نفسگیر روبهرو میشود: جوآن درحال فرار از خانهای است که دود از آن بلند میشود و هر صدای گریهی نوزاد میتواند به قیمت جانشان تمام شود، سپس روایت به سه هفته قبل برمیگردد و آرامآرام زندگی روزمره، تنهایی، خستگی و اضطرابهای جوآن را نشان میدهد. ورود کلویی، دختر بزرگسال ریچارد از ازدواج قبلی و همچنین استخدام پرستار کودک، این تعادل شکننده را به هم میزند و شنونده را وارد مسیری میکند که معلوم نیست چه کسی قابلاعتماد است.
درباره کتاب صوتی اجازه نده او بماند اثر نیکولا ساندرز
کتاب صوتی اجازه نده او بماند با تمرکز بر زندگی جوآن، مادر جوانی که در خانهای بزرگ و بهظاهر امن در روستا زندگی میکند، شروع میشود و از همان ابتدا نشان میدهد که پشت این آرامش، چیزی نگرانکننده جریان دارد. نیکولا ساندرز در این کتاب از زاویهدید جوآن، احساس خستگی، انزوا، فراموشیهای کوچک، وابستگی شدید به نوزاد و فاصلهی عاطفی روبهافزایش با همسرش ریچارد را به تصویر کشیده است.
شنونده با جزئیات خانه، اتاقها، باغ، سگ سالخوردهی خانواده و روال روزمرهی جوآن آشنا میشود، از چای دمکردن و ورقزدن مجلههای دکوراسیون تا حرفزدنهای کوتاه و نصفهنیمه با نظافتچی خانه، رکسان. در همین بستر روزمره است که چند خط داستانی مهم شکل میگیرد: تلاش جوآن برای بازگشت به کار سابقش در آژانس املاک بهصورت دورکاری، تصمیم برای استخدام پرستار کودک و مهمتر از همه، نامهای که از طرف کلویی، دختر ریچارد، میرسد و خبر از آمدن او به این خانه میدهد.
در ادامهی کتاب صوتی اجازه نده او بماند اثر نیکولا ساندرز، شنونده وارد مرحلهای میشود که روابط خانوادگی و روانی شخصیتها پیچیدهتر میشود. ساختار کتاب فصلبهفصل پیش میرود و در همان بخشهای ابتدایی، چند فصل کوتاه و پشتسرهم شنیده میشود که هرکدام تکهای از گذشته و حال را روشن میکند: فصلهایی مثل سه هفته قبل که از صحنهی فرار و آتشسوزی به عقب برمیگردد، فصلهایی که به آشنایی جوآن و ریچارد، ازدواج قبلی ریچارد با دایان و مرگ او و فرستادن کلویی به مدرسهی شبانهروزی میپردازد و فصلهایی که ورود کلویی به خانه، واکنشهای سرد و چندپهلوی او و حساسیت شدید ریچارد نسبت به امنیت اوی را نشان میدهد.
در کنار این خط اصلی، خط فرعی استخدام پرستار جوانی به نام پائولا و حضور او در خانه و همچنین بازگشت تدریجی جوآن به کار، لایههای تازهای از تنش و سوءظن را اضافه کرده است. این کتاب با ترکیب صحنههای صمیمی خانوادگی، گفتوگوهای روزمره و لحظههای ناگهانی ترس و خطر، فضایی میسازد که شنونده مدام بین همدلی با جوآن و تردید نسبت به برداشتهای او در نوسان میماند.
خلاصه داستان صوتی اجازه نده او بماند
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان صوتی اجازه نده او بماند با صحنهای هولناک آغاز میشود: جوآن نیمهشب نوزاد چهارماههاش، اوی، را در آغوش گرفته و با التماس از او میخواهد بیدار نشود، زیرا میداند گریهی او ممکن است این بار به مرگشان منجر شود. جوآن از خانهای که دود از آن بلند شده فرار میکند و در سکوت شب، پس از پیداکردن سوییچ ماشین روی شنها، آمادهی رفتن میشود، اما ناگهان کلویی را میبیند که از پنجرهی طبقهی دوم به شیشه میکوبد و از میان دود به او خیره شده است. روایت سپس سه هفته به عقب برمیگردد تا ماجرایی را بازگو کند که به این لحظهی مرگبار انجامیده است.
جوآن در خانهای روستایی و دورافتاده زندگی میکند که همسرش، ریچارد، برای او خریده است. او که پیشتر مشاور املاک بوده، پس از تولد اوی بیشتر وقتش را صرف مراقبت از نوزاد میکند و از تنهایی، بیخوابی و یکنواختی روزها به ستوه آمده است. رابطهی او با ریچارد، مرد موفق و پرمشغلهی حوزهی تأمین سرمایه، ترکیبی از عشق و قدردانی در کنار دلخوریهای پنهان است، بهویژه آنکه حساسیت افراطی ریچارد نسبت به امنیت اوی، زندگی روزمرهی آنها را تحتتأثیر قرار میدهد. جوآن برای بازگشت به فعالیت حرفهای، با دوست و همکار سابقش شلی تماس میگیرد و پیشنهاد همکاری دورکاری با آژانس املاک را مطرح میکند. همزمان، برای هماهنگکردن کار و مراقبت از فرزندش، به فکر استخدام پرستار کودک میافتد.
در همین دوران، نامهای دستنویس به نام ریچارد میرسد که فرستندهی آن برخلاف تصور جوآن، ایزابلا، نامزد سابق ریچارد، نیست، بلکه کلویی، دختر جوان ریچارد از ازدواج قبلیاش با دایان است. کلویی در نامه از دلتنگی برای پدرش مینویسد و درخواست میکند تعطیلات ترم را در خانهی آنها بگذراند تا خواهر کوچکش را ببیند. این خبر ریچارد را که پس از ازدواج با جوآن تقریباً ارتباطش با دخترش قطع شده بود، بهشدت خوشحال میکند. جوآن نیز امیدوار است با آمدن کلویی، خانوادهشان کاملتر شود و بتواند بهجای نامادریای کلیشهای، رابطهای صمیمانه با او بسازد.
در همین فاصله، جوآن پرستاری به نام پائولا را از طریق مرکزی معتبر استخدام میکند؛ دختری ۲۸ ساله و دانشجوی روانشناسی نوزادان که چند سال سابقهی کار با خانوادههای دیگر دارد. هرچند ظاهر امروزی و خالکوبیهای پائولا در ابتدا جوآن را غافلگیر میکند، اما مصاحبه باعث میشود احساس کند میتواند به او اعتماد کند. حضور رکسان، نظافتچی جوان خانه، که معمولاً با هدفون کار میکند و از گفتوگو پرهیز دارد، نیز در پسزمینهی داستان ادامه مییابد، بهخصوص وقتی جوآن احساس میکند رکسان پنهانی او را زیر نظر دارد.
با نزدیکشدن روز ورود کلویی، جوآن برای استقبال از او با دقت اتاق مهمان را آماده میکند، از باغ گل میچیند و میکوشد همهچیز بینقص باشد. اما کلویی، دختری زیبا و آراسته با رفتاری سرد و حسابگرانه، از همان ابتدا فاصلهاش را با جوآن حفظ میکند. او جوآن را جوآنا صدا میزند، ظاهر خسته و لباسهای لکدارش را زیر نظر میگیرد و با طعنههایی دربارهی فراموشکاری و سن او، ناراحتیاش را نشان میدهد.
کلویی در نخستین برخورد تمایلی به دیدن اویِ خوابیده ندارد و بیشتر توجهش به پدرش معطوف است. بهتدریج، گذشتهی دردناک او آشکار میشود: مادرش دایان بهطور ناگهانی در خانه مرده و کلویی، که آن زمان تنها بوده، تا صبح کنار جسد او مانده است. این تجربه احساس گناه و خشم عمیقی در او به جا گذاشته است، بهویژه چون ریچارد هنگام مرگ همسرش در سفر کاری بوده و پس از آن، کلویی را به مدرسهای شبانهروزی در کشوری دیگر فرستاده است. این خاطرات تلخ زمینهی رابطهی پرزخم و آمیخته به سوءظن او با پدرش را شکل میدهند.
با ورود کلویی، تنشهای پنهان خانواده کمکم نمایان میشوند. تلاش جوآن برای بازگشت به کار، استخدام پائولا، حساسیت ریچارد نسبت به اوی و رفتار مبهم رکسان، شبکهای از روابط و تردیدها میسازند که هنوز معنای روشنی ندارند. شنونده از همان آغاز میداند که سه هفته بعد، آتشسوزی، دود و فرار جوآن رخ خواهد داد و کلویی پشت پنجره گرفتار خواهد شد، اما علت این اتفاق نقش هریک از شخصیتها و حقیقت ماجرا همچنان در هالهای از ابهام باقی میماند.
چرا باید کتاب صوتی اجازه نده او بماند را بشنویم؟
کتاب صوتی اجازه نده او بماند برای شنوندهای که به داستانهای پرتعلیق خانوادگی علاقه دارد، چند ویژگی برجسته دارد. نخست اینکه این کتاب از دل یک موقعیت بسیار روزمره و آشنا شروع شده است: مادری که با نوزادش در خانهای بزرگ تنهاست، همسری که زیاد کار میکند و احساس فرسودگی و انزوایی که کمکم روی ذهن و رفتار او سایه میاندازد. همین زمینهی آشنا باعث میشود شنونده بهراحتی با جوآن همراه شود و هر تغییر کوچک در رفتار اطرافیان، هر نگاه و هر سکوت، برایش معنیدار شود.
دوم اینکه ساختار زمانی کتاب، با بازگشت از صحنهی فرار و آتشسوزی به سه هفته قبل، نوعی تعلیق مداوم ایجاد کرده است. شنونده از همان ابتدا میداند که قرار است اتفاقی فاجعهبار رخ دهد، اما مسیر رسیدن به آن اتفاق، پر از جزئیات زندگی روزمره، خاطرات گذشته و گفتوگوهای ظاهرا ساده است. همین تضاد بین صحنههای آرام آشپزخانه، چایخوردن، حرفزدن دربارهی دکوراسیون یا دوچرخه و صحنهی آغازینِ پر از دود و ترس، کشش داستان را بالا نگه میدارد.
سوم اینکه این کتاب بهشکل پررنگی به موضوعاتی مثل نقش مادری، فشارهای بعد از زایمان، احساس ناکافیبودن، وابستگی عاطفی به نوزاد و ترس از قضاوت دیگران پرداخته است. جوآن مدام خودش را با تصویر مادر ایدهآل مقایسه میکند، از نداشتن شیر کافی برای اوی خجالت میکشد، از ظاهر نامرتبش در برابر کلویی خجالتزده میشود و درعینحال میخواهد دوباره هویت شغلیاش را زنده کند. این کشمکش درونی در کنار روابط پیچیده با ریچارد، کلویی، رکسان و پائولا، لایهی روانشناختی داستان را پررنگ کرده است.
شنیدن کتاب صوتی اجازه نده او بماند را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی اجازه نده او بماند به کسانی که به داستانهای معاصر پرتعلیق با محوریت خانواده، رابطهی همسران و نقش مادری علاقه دارند، کسانی که دوست دارند در کنار یک خط معمایی و حس خطر، وارد جزئیات روانی شخصیتها شوند، شنوندههایی که تجربهی مادرشدن، تنهایی در خانه یا بازگشت به کار بعد از بچهدارشدن برایشان آشناست و علاقهمندان به داستانهایی که در آنها اعتماد، حسادت، گذشتهی حلنشده و حضور یک غریبه در خانه، آرامآرام همهچیز را تغییر میدهد، پیشنهاد میشود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب صوتی اجازه نده او بماند و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب صوتی | اجازه نده او بماند |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان خارجی، جنایی |
| نویسنده | نیکولا ساندرز |
| مترجم | شقایق رضازاده |
| گوینده | شهره روحی، فریاد موسویان، عاطفه رضوان نیا، گروه گویندگان |
| انتشارات | انتشارات نارنگی |
| فرمت کتاب صوتی | MP3 |
| حجم فایل کتاب صوتی | ۵۶۷.۸۲ مگابایت |
| مدتزمان | ۱۰ ساعت و ۱۲ دقیقه |
| قیمت کتاب صوتی | ۲۲۲۰۰۰ تومان |
| زبان کتاب | فارسی |
| نسخۀ الکترونیکی | خرید کتاب الکترونیکی اجازه نده او بماند |
نظر شما دربارهٔ این کتاب صوتی
نظرات کاربران
هنوز کتاب تموم نشده اما موزیکمتن و انتهای هر فصل خیلی اذیت کننده هست ای کاش ادیت میشد و موزیکهای اضافه حذف میشد
عالی و پر هیجان بود
بسیاررر جذاب بودددد خوانندگی که فوق العاده بود بسیار با احساس. و عالی اینقدر هیجانش زیاد بود ۱۰ قسمت اخرشو پشت سر هم گوش دادم دم شما گرم که همچین بستر خوبی فراهم کردین
داستان بد نبود ولی چند تا عیب داشت که از جذابیت داستان کم کرد . توضیح هم نمیشه داد چون داستان لو میره. گرچه کاملا قابل پیش بینی بود. پدره که میدونستم دخترش چجوریه چطور اصلا حرفهای زنش و باور...بیشتر
خود داستان خوب بود ولی زیادی پایانش باز بود رو مخ بود
واقعااااا دلممیخواد با این پایان سرمو بکوبم تو دیواررررررر، این نصفه کاره بازیا چیه نویسنده ها از خودشون در میارن ، در کل بد نبود تا حدی ام غیرقابل پیش بینی بود.🙄
داستان جذابی داشت خوانش هم فوقالعاده بود
با اینکه نظر منفی زیاد داشت و کتاب پر استرسی بود از ثانیه اولش، ولی من خوشم اومد
بینظیر بود. طبق معمول تیم گویندگی انتشارات نارنگی ترکوند. دومین کتابی بود که از این تیم گوش دادم و واقعا ناراحتم که چرا بیشتر از دوتا کتاب صوتی منتشر نکردن. داستان هم پرکشش، جذاب و مهیج بود. تا آخر داستان...بیشتر
استرسش زیادە. من دوست نداشتم
خطر اسپویل عزیزان اگه این کتاب رو شروع نکردین که پیشنهاد میکنم حتما این کار رو بکنین اصلا این نظر رو نخونین ولی بعد تموم کردن کتاب حتما بهش برگردین 😂 (خودتون متوجه میشین چرا) آخر کتاب باز نیست پایان کتاب همون...بیشتر
چه کتاب خوب و پر هیجانی بود👏👏👏
خیلی جذاب بود هر چی پیش میره داستان جذاب تر میشه✨
حتما تا اخر گوش کنید
پیشنهاد میکنم اگر از کتاب های معمایی و جنایی خوشتون میاد بخونیدش