
دانلود و خرید کتاب صوتی بی ستاره
معرفی کتاب صوتی بی ستاره
کتاب صوتی بی ستاره نوشته مریم ریاحی روایتی بلند و پیوسته از زندگی زنی به نام ستاره است که در میانهی ازدواجی فرسوده، مادری خسته و رؤیاهایی نیمهجان، تلاش میکند معنای عزتنفس و دوستداشتهشدن را دوباره پیدا کند. این کتاب صوتی با گویندگی بهجت توجه و به تهیهکنندگی استودیو نوار و با همکاری انتشارات پرسمان منتشر شده است. در این کتاب صوتی شنونده وارد جهان درونی ستاره میشود؛ زنی که روزگاری «خورشید خانم» صدایش میکردند و حالا در ازدواجی پر از تحقیر، خیانت و بیتوجهی، احساس میکند دیگر «ستاره» نیست. روایت از دل روزمرگیها آغاز میشود؛ از سوارشدن در تاکسی و خستگیِ بغلکردن یحیی، تا رسیدن به خانهای کوچک که در آن زهرا و یحیی تنها دلخوشیهای او هستند. بهتدریج لایههای گذشته باز میشود؛ عشق نوجوانی به ماهان، ازدواج، مادرشدن، قطعشدن مسیر تحصیل و کار، و فرورفتن در نقش همسر و مادر «همیشه در دسترس». بی ستاره در قالب فصلهای متعدد، با زبانی نزدیک به گفتار و سرشار از مونولوگهای درونی، فضای یک زندگی شهری طبقه متوسط را تصویر کرده است؛ خانههای آپارتمانی، همسایهها، نانوایی سر کوچه، کافیشاپ شلوغ، و مهمانیهای خانوادگی پر از نیش و کنایه. در کنار این فضا، حضور کتابها، شعرها و موسیقی، بهویژه شعرهای سهراب سپهری و داستان سگ ولگرد، به جهان ستاره عمق و رنگ دیگری میدهد و نشان میدهد چگونه ادبیات برای او تنها پناهگاه باقیمانده است. این کتاب صوتی با تمرکز بر احساسات، جزئیات روابط خانوادگی و کشمکشهای درونی، شنونده را در مسیری همراه میکند که در آن ستاره میان ترس از بیآبرویی، وابستگی مالی، عشق به فرزندان و وسوسهی رهایی، مدام در رفتوآمد است.
درباره کتاب بی ستاره
کتاب صوتی بی ستاره داستان زندگی ستاره است؛ زنی که در آغاز روایت، در تاکسیای خسته و شلوغ، با کودکش در آغوش، به خانه برمیگردد و در همان چند صفحه نخست، خستگی مزمن، دلخوری از همسرش ماهان و دلبستگی عمیق به یحیی و زهرا را به زبان میآورد. مریم ریاحی در این کتاب صوتی، زندگی ستاره را در قالب فصلهای پیدرپی و کوتاه روایت کرده است؛ فصلهایی مثل «الان بهترم»، «یک صدای مزاحم»، «یک نفر زنگ میزند» و «آوای خوش او» که هرکدام برشی از روزها و شبهای او هستند. در این فصلها شنونده با گذشتهی ستاره آشنا میشود؛ از آشنایی تصادفی با ماهان کنار میوهفروشی، سه سال تعقیب و نگاههای عاشقانه، تا ازدواجی که خیلی زود از شور و شیدایی خالی میشود و جای خود را به بیتفاوتی و دروغ میدهد. کتاب صوتی بی ستاره در ادامه، فضای خانه و روابط خانوادگی را با جزئیات نشان میدهد: مهمانیهای خانهی عشرت جون، مادر ماهان، که در آن فتانه، آذر، مهناز و دیگر اعضای خانواده هرکدام نقشی در تحقیر یا نادیدهگرفتن ستاره دارند؛ صحنههایی که در آن ماهان با تلفن همراه و پیامهای پنهانیاش، از همسر و فرزندان فاصله میگیرد؛ و لحظههایی که ستاره در آشپزخانه، میان ظرفها و بوی غذا، ناگهان با شعری از سهراب یا داستان سگ ولگرد صادق هدایت، به دنیایی دیگر پناه میبرد. در میانهی این فضای خفقانآور، ورود همسایهی جدید طبقه سوم، طاها، که صدای خوب، گیتار و کتاب شعر دارد، نقطهی عطفی در روایت میسازد. طاها با چند برخورد ساده، از کمککردن در راهپله تا آموزش دوچرخهسواری به یحیی، به آینهای تبدیل میشود که در آن ستاره دوباره زیبایی، جوانی و امکان دیدهشدن را حس میکند، هرچند همزمان احساس گناه و ترس از «خطا» در وجودش اوج میگیرد. در فصلهای بعدی کتاب صوتی بی ستاره، تنش میان ستاره و ماهان شدت میگیرد؛ از دعواهای تلفنی و رانندگیهای پرخطر تا صحنهی خشونت فیزیکی و قهر ماهان. در کنار این فرازونشیبها، رابطهی ستاره با سوسن، دخترخاله و تنها همرازش، و همچنین گفتوگوهای درونی او با خدا، با آسمان و با خودش، لایهای معنوی و عاطفی به روایت میدهد. ساختار کتاب بر پایهی مونولوگهای طولانی ستاره شکل گرفته است؛ او مدام در حال فکرکردن، مقایسهکردن، سؤالکردن از خودش و جهان است و شنونده از خلال همین جریان سیال ذهن، به تدریج با عمق تنهایی، ترس از بیآبرویی، وابستگی مالی و عشق بیقیدوشرط او به فرزندانش روبهرو میشود.
خلاصه داستان بی ستاره
در مرکز کتاب صوتی بی ستاره، ستاره زنی است که میان دو قطب اصلی زندگیاش گرفتار شده است: از یک سو ماهان، همسری که روزگاری عشق نوجوانیاش بوده و حالا به مردی دروغگو، خشن، خودشیفته و خیانتکار تبدیل شده؛ و از سوی دیگر زهرا و یحیی، دو فرزندی که تنها دلیل ادامهدادن او هستند. روایت با روزمرگیهای ستاره آغاز میشود؛ رفتوآمد در شهر، خستگی جسمی، بغلکردن یحیی در پلهها، غرزدنهای درونی دربارهی اسبابکشی همسایهها و بیزاری از «سمساریبازار» خانههای پر از وسیله. خیلی زود شنونده میفهمد که این خستگی فقط جسمی نیست؛ ستاره سالهاست که از حق کارکردن، تحصیل و حتی اندکی استراحت محروم شده و تمام وقتش صرف آشپزی، شستن ظرفها، رسیدگی به بچهها و تحمل بدخلقیهای ماهان شده است. در فصلهای میانی، گذشتهی عاشقانهی ستاره و ماهان بازخوانی میشود: نگاه اول کنار میوهفروشی، سه سال تعقیب و انتظار، خواستگاری و ازدواجی که برای ستاره با رؤیای عشقی جاودان همراه است. اما بعد از ازدواج، ماهان که «آتشی سوزاننده» بوده، با رسیدن به خواستهاش سرد میشود؛ اجازهی کارکردن به ستاره نمیدهد، او را در خانه حبس میکند و با تولد زهرا و یحیی، ستاره را به «سرآشپز، مسئول تربیت بچهها و مدیر خانه بدون حق توقع» تقلیل میدهد. در همین حال، تلفن همراه و پیامهای پنهانی وارد زندگی ماهان میشود؛ صدای زنگ موبایل برای ستاره به «صدای مزاحم» تبدیل میشود که هر بار او را به سمت کیف ماهان و جستوجوی نشانههای خیانت میکشاند. پیدا شدن عکس زنی دیگر در کیف، استخدام مهناز، خواهر جعفر، در شرکت ماهان، و صحنههای کافیشاپ و نگاههای سنگین مردان غریبه، همه این حس خیانت و ناامنی را تشدید میکند. در نقطهای دیگر از روایت، طاها، همسایهی جدید طبقه سوم، وارد میشود؛ مردی با صدای خوش، گیتار، کتاب شعر و رفتاری مؤدبانه. برخوردهای کوچک اما تأثیرگذار او ـ از کمک در جمعکردن کتابهای ریختهشده در راهپله، تا آوردن زنبیل سنگین ستاره، تا آموزش دوچرخهسواری به یحیی و همراهی با بچهها در کوچه ـ در ستاره حسی دوگانه ایجاد میکند: از یک سو احساس دیدهشدن، جوانی و زیبایی دوباره، و از سوی دیگر احساس گناه و ترس از لغزش. ستاره نام طاها را در قرآن جستوجو میکند، معنای «مشتاق حق و هادی خلق» را میخواند و نام او را زیر لب تکرار میکند، اما بلافاصله در درونش صدایی او را سرزنش میکند که «او غریبهتر از هر غریبهای است». در ادامه، تنش با ماهان به اوج میرسد. دعوای شدید شبانه، افشای عکس، خشونت فیزیکی، خون روی دهان ستاره و دخالت طاها که با شنیدن سروصدا به در خانه میآید، نقطهای است که در آن ستاره همزمان هم تحقیر و هم حمایت را تجربه میکند. ماهان قهر میکند و خانه را ترک میکند، خرجی را قطع میکند و ستاره را با دو کودک و نگرانی اجاره و هزینهها تنها میگذارد. در تمام این فرازونشیبها، ستاره مدام میان دو قطب درونی در رفتوآمد است: از یک سو میل به رهایی، حقخواهی و حتی رؤیای «یک نفر که بیاید و همه چیز را عوض کند»، و از سوی دیگر ترس از بیآبرویی، وابستگی مالی، فشار خانوادهها و آیندهی زهرا و یحیی. او بارها به خدا، به آسمان، به شعر و به خودش پناه میبرد و در دل میگوید «خدایا منو ببخش»، درحالیکه هنوز نمیداند گناه واقعی از نگاه او چیست: خیانت ماهان، سکوت خودش، یا حتی لحظههای کوتاه لذت از شنیدن صدای گیتار طاها.
چرا باید کتاب بی ستاره را بشنویم؟
بی ستاره شنونده را به دل زندگی زنی میبرد که نه قهرمان است و نه قربانی مطلق؛ انسانی است میان این دو قطب، با تناقضها، ترسها و امیدهای کوچک. شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای لمس از نزدیک تجربههایی که در بسیاری از خانهها وجود دارد اما کمتر با این صراحت و جزئیات بیان میشود: خشونت پنهان و آشکار در روابط زناشویی، خیانت عاطفی، وابستگی مالی، فشار خانوادههای گسترده، و ترس از قضاوت و بیآبرویی. در این کتاب صوتی، مریم ریاحی بهجای ارائهی شعار یا نسخه، ستاره را در حال فکرکردن، تردید، عقبنشینی و گاهی جسارت نشان داده است. شنونده میتواند روند فرسایش یک رابطه، شکلگیری نفرت، و همزمان زندهماندن جرقههای عشق به فرزندان و میل به زندگی را در طول فصلها دنبال کند. حضور مداوم کتابها، شعرها و موسیقی در زندگی ستاره، بعد دیگری به روایت میدهد و نشان میدهد چگونه ادبیات و هنر میتواند برای فردی در تنگنای عاطفی و اقتصادی، نقش تکیهگاه و راه نفس را بازی کند. از سوی دیگر، ورود طاها به داستان، فقط یک خط عاشقانهی احتمالی نیست؛ آینهای است که در آن ستاره با تصویر دیگری از خودش روبهرو میشود: زنی هنوز زیبا، هنوز جوان، هنوز قابلدیدن. این مواجهه، شنونده را با پرسشهای مهمی روبهرو میکند: مرز وفاداری کجاست؟ مسئولیت فرد در برابر خودش و فرزندانش چیست؟ تا کجا باید برای حفظ ظاهر و آبرو سکوت کرد؟ و آیا میتوان بدون فروپاشی کامل، تغییری در مسیر زندگی ایجاد کرد؟ شنیدن بی ستاره برای کسانی که به روایتهای شخصیتمحور و سرشار از مونولوگ درونی علاقه دارند، تجربهای نزدیک و احساسی فراهم میکند. این کتاب صوتی نه راهحل آماده میدهد و نه پایانی سادهسازیشده، بلکه شنونده را در دل یک وضعیت پیچیده انسانی نگه میدارد تا خود دربارهی آن بیندیشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
بی ستاره به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای واقعگرایانه درباره زندگی زناشویی، روابط خانوادگی و تنهایی زنان در شهرهای امروز علاقه دارند. به شنوندههایی پیشنهاد میشود که دوست دارند از زاویه دید اولشخص و از دل مونولوگهای درونی، با جهان ذهنی یک شخصیت زن آشنا شوند. به کسانی پیشنهاد میشود که با موضوعاتی مثل خیانت، وابستگی مالی، فشار خانواده، ترس از بیآبرویی و کشمکش میان نقش مادری و خواستههای فردی درگیرند یا میخواهند آن را بهتر بفهمند. همچنین به علاقهمندان شعر و ادبیات که دوست دارند حضور کتاب، شعر و موسیقی را در متن یک روایت بلند دنبال کنند، شنیدن این کتاب صوتی پیشنهاد میشود.
زمان
۶ ساعت و ۴۱ دقیقه
حجم
۲۷۵٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۶ ساعت و ۴۱ دقیقه
حجم
۲۷۵٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد