با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب صوتی دختر شینا اثر بهناز ضرابی‌زاده

دانلود و خرید کتاب صوتی دختر شینا

خاطرات قدم خیر محمدی، همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی

۴٫۷ از ۲۷۹ نظر
۴٫۷ از ۲۷۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی دختر شینا  نوشته  بهناز ضرابی‌زاده  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی دختر شینا

کتاب صوتی دختر شینا نوشتهٔ بهناز ضرابی زاده است. مهرخ افضلی گویندگی این کتاب صوتی را انجام داده و انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرده است. این اثر صوتی خاطرات «قدم‌خیر محمدی» همسر سردار شهید حاج «ستار ابراهیمی» را روایت می‌کند. این کتاب جایزهٔ «کتاب دفاع مقدس» را دریافت کرده است.

درباره کتاب صوتی دختر شینا

کتاب صوتی دختر شینا حاوی زندگینامهٔ دختری است به نام «قدم‌خیر». اسم او را به‌خاطر قدم خوشی که داشت قدم‌خیر گذاشتند. او عزیزدردانهٔ پدر و مادرش بود؛ کسی که دختران روستا آرزو داشتند جایش باشند. پدر و مادر این دختر به‌خاطر اعتقاداتشان او را به مدرسه نفرستادند و او بی‌سواد ماند اما به‌خاطر ایمان قوی‌ای که داشت بارها افتاد و دوباره ایستاد. وقتی جنگ ایران و عراق آغاز شد، نام قدم‌خیر به‌عنوان همسر شهید در سرزمینش ماندگار شد.

قدم‌خیر در ۱۴سالگی با «ستار ابراهیمی» ازدواج کرد و صاحب ۵ فرزند شد. او وقتی ۲۴ سال داشت همسرش را در جنگ از دست داد و از آن زمان به بعد به‌تنهایی فرزندانش را بزرگ کرد. این کتاب صوتی حاوی عاشقانه‌های این طوج است.

شهید ستار ابراهیمی از شهدای «عملیات والفجر ۸» بوده است. یک اتفاق خاص باعث شده تا نویسنده اسم دختر شینا را بر روی کتاب بگذارد که تنها با خواندن کتاب آن را در خواهید یافت.

شنیدن کتاب صوتی دختر شینا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

شنیدن این کتاب صوتی را به دوستداران کتاب‌های زندگی‌نامه‌ای و خاطرات پیشنهاد می‌کنیم.

بخش‌هایی از کتاب صوتی دختر شینا

«فصل گوجه سبز بود. می‌آمدم خانه‌ات؛ می‌نشستم روبه رویت. ام.پی.تری را روشن می‌کردم. برایم می‌گفتی؛ از خاطراتت، پدرت، مادرت، روستای باصفایتان، کودکی‌ات. تا رسیدی به حاج ستار و جنگ. بار سنگین جنگ ریخته بود توی خانه کوچکت، روی شانه‌های نحیف و ضعیف تو؛ یعنی قدم‌خیر محمدی کنعان و هیچ‌کس این را نفهمید. ماه رمضان کار مصاحبه تمام شد. خوشحال بودی به روزهایت می‌رسی. دست آخر هم گفتی: «نمی‌خواستم چیزی بگویم؛ اما انگار همه چیز را گفتم.» خوشحال‌تر از تو من بودم. رفتم سراغ پیاده کردن مصاحبه‌ها.

قرار گذاشتیم وقتی خاطرات آماده شد، مطالب را تمام و کمال بدهم بخوانی، اگر چیزی از قلم افتاده بود، اصلاح کنم؛ اما وقتی آن اتفاق افتاد، همه چیز به هم ریخت.

تا شنیدم، سراسیمه آمدم سراغت؛ اما نه با یک دسته کاغذ، با چند قوطی کمپوت و آبمیوه. حالا کی بود، دهم دی‌ماه ۱۳۸۸. دیدم افتاده‌ای روی تخت؛ با چشمانی باز. نگاهم می‌کردی و مرا نمی‌شناختی. باورم نمی‌شد، گفتم: «دورت بگردم، قدم‌خیر! منم، ضرابی‌زاده. یادت می‌آید فصل گوجه سبز بود. تو برایم تعریف می‌کردی و من گوجه سبز می‌خوردم. ترشی گوجه‌ها را بهانه می‌کردم و چشم‌هایم را می‌بستم تا تو اشک‌هایم را نبینی؟ آخر نیامده بودم درددل و غصه‌هایت را تازه کنم.»

می‌گفتی: «خوشحالی‌ام این است که بعد از این همه سال، یک نفر از جنس خودم آمده، نشسته روبه‌رویم تا غصه تنهایی این همه سال را برایش تعریف کنم. غم و غصه‌هایی که به هیچ‌کس نگفتم.» می‌گفتی: «وقتی با شما از حاجی می‌گویم، تازه یادم می‌آید چقدر دلم برایش تنگ شده. هشت سال با او زندگی کردم؛ اما یک دل سیر ندیدمش. عاشق هم بودیم؛ اما همیشه دور از هم. حاجی شوهر من بود و مال من نبود. بچه‌هایم همیشه بهانه‌اش را می‌گرفتند؛ چه آن‌وقت‌هایی که زنده بود، چه بعد از شهادتش. می‌گفتند مامان، همه باباهایشان می‌آید مدرسه دنبالشان، ما چرا بابا نداریم؟! می‌گفتم مامان که دارید. پنج‌تا بچه را می‌انداختم پشت سرم، می‌رفتیم خدیجه را به مدرسه برسانیم. معصومه شیفت بعدازظهر بود، ظهر که می‌شد، می‌رفتیم او را می‌رساندیم...»»

نظرات کاربران

دلتنگِ ماه
۱۳۹۷/۰۶/۱۶

خیلی کتاب لطیف و زیبایی است،در عین حال مشکلات و سختیهای دوران جنگ رو خیلی ملموس بیان میکنه،من نسخه چاپی کتاب رو مطالعه کردم،تا چند روز با خودم فکر میکردم اگر من در اون دوران زندگی می کردم آیا میتونستم

- بیشتر
محمد مهدی
۱۳۹۶/۰۱/۰۷

تشکر فراوان از تیم فوق العاده طاقچه یک دنیا تشکر بسیار بسیار زیبا

merida
۱۳۹۷/۰۴/۰۷

کتاب که عالیه .واقعا درهر لحظه خودم رو جای اون طرف گذاشتم . چه قدر سخت بوده برای ایشون که از اون عزیز دردونه بودن به سختی های زیاد برسن . خوشحالم که ایشون پس از سختی های زیاد به

- بیشتر
maedeh
۱۳۹۶/۰۹/۱۹

این کتاب شیرین ترین کتاب دفاع مقدس هست

Mina
۱۳۹۶/۱۱/۲۲

کتاب فوق العاده ایی است.خیلی خوب حال و هوای خانومها رو در اوایل انقلاب و دفاع مقدس به تصویر کشیده کتاب من زنده ام هم عالیه پیشنهاد میکنم بخونید

Fa Farghedani
۱۳۹۶/۰۷/۲۰

بهترین رمانی که تو کل عمرم خوندم وهیچ وقت خاطره این رمان از ذهنم نخواهد رفت....

ریحانه باقریه
۱۳۹۶/۰۸/۰۷

بسیار شیرین و دوست داشتنی. عشقی پاک و زلال.

ben
۱۳۹۸/۰۳/۱۴

بسیار عالی بود.

جان نثاری
۱۳۹۶/۰۹/۰۸

کتاب خیلی زیبایی هست پیشنهاد میکنم بخونیدش

🌹🌹🌹🌹
۱۳۹۹/۰۱/۰۸

حرف نداره

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۲/۰۱
شابکundefined
زمان۰۸ ساعت و ۱۹ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۳۷۸٫۰ مگابایت
دسته بندی
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۲/۰۱
زمان۰۸ ساعت و ۱۹ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۳۷۸٫۰ مگابایت