معرفی و دانلود کتاب زندگی کن! (جلد اول) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب زندگی کن! (جلد اول)
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب زندگی کن! (جلد اول)

داستان‌های کوتاه و شگفت‌انگیز، نکته‌های زیبای زندگی

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۱۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
امیررضا آرمیون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب زندگی کن! (جلد اول)

زندگی کن!؛ جلد اول اثر امیررضا آرمیون کتابی با داستان‌های کوتاه و شگفت‌انگیز و نکته‌های زیبایی از زندگی است.

 درباره کتاب زندگی کن؛ جلد اول

امیررضا آرمیون در این کتاب داستان‌های کوتاه و نکاتی زیبا در باره زندگی را از منابع گوناگون گرد آورده است. 

برای تأثیرپذیری بیشتر از مطالب این کتاب، داستان‌ها را به‌طور پیوسته مطالعه نکنید! هر روز تعداد محدودی را خوانده و در آخر هر داستان، در مورد آن خوب فکر کنید (حتی اگر آن داستان را قبلا شنیده‌اید). مفاهیم عمیق و مهمی در پشت این داستان‌های کوتاه و به ظاهر ساده، نهفته است؛ مفاهیمی که شاید روزها، شما را به خود مشغول کند!

از معجزه تکرار، در اثربخشی بیشتر، غافل نشوید.

خواندن کتاب زندگی کن؛ جلد اول را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

همه علاقه‌مندان به داستان‌های کوتاه و شگفت‌انگیز را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

بخشی از کتاب زندگی کن؛ جلد اول

مفهوم زندگی

روزی مرد عاقلی از خدا پرسید: «خدایا، مفهوم زندگی چیست؟»

خدا پاسخ داد: «زندگی به خودی خود مفهومی ندارد؛ زندگی فرصتی‌ست برای ایجاد یک مفهوم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب زندگی کن! (جلد اول) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابزندگی کن! (جلد اول)
عنوان دیگرداستان‌های کوتاه و شگفت‌انگیز، نکته‌های زیبای زندگی
موضوعداستان کوتاه، موفقیت و خودیاری
گردآورندهامیررضا آرمیون
انتشاراتانتشارات ذهن آویز
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۸/۰۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۶۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۱۱۸۲۰۸۲‬
تعداد صفحه‌ها۲۴۷ صفحه
قیمت کتاب۲۵۵۰۰ تومان
برچسبمجموعه زندگی کن

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

معین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۴

اینم در ادامه ی کتاب های آقای آرمیون (من منم و تو تویی ها ) و در همون سبک ....ماجراهای کوتاه و خیلی مفید برای زندگی 🌺 ، در کنار بقیه کتاب هایی که میخونم روزی یکی دو تا ماجرا...بیشتر

۰
سوفی تیلور
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۱

من خوداین کتاب رادارم وداستان های کوتاهش راخواندم وبسیاربسیارزیباهستند وواقعا آموزنده وبه همه ی گروه سنی پیش نهادش میکنم

۲
Nilpar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۱

مجموعه ای از داستان های کوتاه، پند آموز و کمی انگیزشی. کتاب خوبی هست. مخصوصا برای اون روزایی که نا امید یا سرخورده هستیم!

۰

بریده‌هایی از کتاب

kaito
۶
گفتم: «مثلا اگر همین حالا این خانه آتش بگیرد و فقط مجبور باشید که یک چیز را با خودتان ببرید، کدام‌یک از این چیزها را انتخاب می‌کنید؟» ژان کوکتو قدری مکث کرد، سپس با اعتماد به نفس همیشگی‌اش گفت: «آتش را انتخاب می‌کردم!»
معین
۵
این‌گونه به زندگی نگاه کنید: مرد را به عقلش، نه به ثروتش. زن را به وفایش، نه به جمالش. دوست را به محبتش، نه به کلامش. عاشق را به صبرش، نه به ادعایش. مال را به برکتش، نه به مقدارش. خانه را به آرامشش، نه به اندازه‌اش. اتومبیل را به کارایی‌اش، نه به مدلش. غذا را به کیفیتش، نه به کمیتش. درس را به استادش، نه به سختیش. دانشمند را به علمش، نه به مدرکش. مدیر را به عملکردش، نه به جایگاهش. نویسنده را به باورهایش، نه به تعداد کتاب‌هایش. شخص را به انسانیتش، نه به ظاهرش. دل را به پاکیش، نه به صاحبش. جسم را به سلامتیش، نه به لاغریش. سخنان را به عمق معنایش، نه به گوینده‌اش.
حسین آقا
۵
زنجیر را باور نکن آزاد شو از بند خویش، زنجیر را باور نکن اکنون زمان زندگی‌ست، تأخیر را باور نکن حرف از هیاهو کم بزن، از آشتی‌ها دم بزن از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را باور نکن خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان تو شاهکار خلقتی، تحقیر را باور نکن بر روی بوم زندگی، هر چیز می‌خواهی بکش زیبا و زشتش پای توست، تقدیر را باور نکن تصویر اگر زیبا نبود، نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن، تصویر را باور نکن خالق تو را شاد آفرید، آزادِ آزاد آفرید پرواز کن تا آرزو، زنجیر را باور نکن
معین
۴
«نورمن وینسنت پیل» را برای اوّلین‌بار هنگامی دیدار کردم که ۸۶ ساله بود. آنچه در خصوص او مرا بیش از هر چیز دیگر شگفت‌زده کرد، دلبستگی و هیجان وی برای آغاز روز جدید بود! ــ چرا؟! برای اینکه هرگز نمی‌دانست در آن روز چه چیز تازه‌ای خواهد آموخت. او بارها می‌گفت: «هنگامی که از یاد گرفتن باز بایستم، دست و پایم را به سمت قبله بکشید؛ چون دیگر مرده‌ام!» او تا آخرین لحظات زندگی‌اش (در سن ۹۵ سالگی) در حال آموختن بود. زمانی که از یادگیری بازماندید، به رشد خود پایان داده‌اید. کنت بلانکارد
معین
۴
دوستت اگه تنهاست، اگه غم داره توی دلش، اگه می‌بینی زل زده به مونیتورش و هر از گاهی می‌خنده، از اون تلخاش؛ تو هواش‌رو داشته باش و تنهاش نذار. باور کن روزی هزار بار می‌میره، کسی که فکر می‌کنه برای کسی مهم نیست...
حسین آقا
۳
پیر عاقل تبسمی کرد و گفت: بدانید که در طول زندگی‌تان لحظاتی رخ می‌دهد که از یکدیگر تا سرحد مرگ متنفر خواهید شد و اصلا هیچ نشانه‌ای از علاقه الان‌تان در دل خود پیدا نخواهید کرد و حتی حاضر نخواهید بود که یک لحظه چهره همدیگر را ببینید! در آن لحظات سخت، عجله نکنید و بگذارید ابرهای ناپایدار نفرت از آسمان عشق شما پراکنده شود و دوباره خورشید محبت بر کانون گرمتان پرتو افکنی کند. در آن ایام، اصلا به فکر جدایی نیفتید و بدانید که «تا سرحد مرگ متنفر بودن» تاوانی است که برای «تا سرحد مرگ دوست داشتن» می‌پردازید.
حسین آقا
۳
فراموش نکنید که خوشبختی به سراغ کسانی می‌رود که برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند.
mahani
۳
تمام غصه‌ها دقیقآ از همان‌جایی آغاز می‌شوند که ترازو برمی‌داری و می‌افتی به جان دوست داشتنت...
حسین آقا
۲
نسل دوست‌داشتنی از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند: «شما چطور ۶۰ سال با هم زندگی کردید؟» گفتند: «ما متعلق به نسلی هستیم که وقتی چیزی خراب می‌شد، تعمیرش می‌کردیم نه تعویضش...!» وقتی به مسئله مشکلی برخورد کردید، سعی کنید آن را حل کنید، نه اینکه صورت مسئله را پاک کنید!
حسین آقا
۱
در دنیا اگر خودت را مهمان حساب کنی و حق تعالی را میزبان، همه غصه‌ها می‌روند. چون هزار غصه به دل میزبان است که دل مهمان از یکی از آنها خبر ندارد. هزار غم به دل صاحبخانه است که یکی به دل مهمان راه ندارد. در زندگی خودت را مهمان خدا بدان تا راحت شوی. اگر در مهمانی یک شب بلایی به تو رسید، شلوغ نکن و آبروی صاحبخانه را حفظ کن. ما در دنیا و آخرت مهمان خدا هستیم؛ آداب مهمانی را باید رعایت کرد.