معرفی و دانلود کتاب ردپای سپید + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ردپای سپید

کتاب ردپای سپید

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۱۱ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ردپای سپید

کتاب ردپای سپید نوشته اعظم ایرانشاهی خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت است که در یک کتاب گردآوری شده است. ایشان از مراجع بزرگ شیعه بودند.

درباره کتاب ردپای سپید

آشنایان و نزدیکان حضرت آیت‌الله بهجت کرامت ایشان را نه در شفای مریض و اطلاع از غیب و طی‌الارض و موت اختیاری، که با وجود همه اینها، در سخنان حکیمانه و رفتار روزمره‌ ایشان می‌دانستند.او به‌راستی مصداق کاملی بود از «کونوا دعاة‌ الناس بغیر السنتکم؛ با رفتار خود، دعوت کننده [به‌سوی دین] باشید». ازآن‌جا که قالب و سبک داستان کوتاه ساده، روان و کوتاه است، یکی از مناسب‌ترین قالب‌ها برای انتقال شیوه‌های رفتاری و معارفی است که در رفتار ساده و صادقانه این عارف روشن‌ضمیر نمود یافته بود. مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره برای دست‌یابی به محصولاتی در این قالب، به بررسی موضوعات گوناگونی که پیش از این از مصاحبه‌ با اطرافیان و شاگردان معظم‌له به‌دست آمده بود، پرداخت.

خواندن کتاب ردپای سپید را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به این عالم بزرگوار دنیای شیعه پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب ردپای سپید

برف سنگین دیشب همه‌جا را سفید کرده بود.

فقط یک رد توی کوچه برفی مسجد بود؛

رد همان ماشینی که آقای بهجت را برای نماز می‌برد...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ردپای سپید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابردپای سپید
عنوان دیگرخاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت
موضوعداستان کوتاه، خاطرات، ادبیات مذهبی، داستان ایرانی
نویسندهاعظم ایرانشاهی
انتشاراتانتشارات واژه پرداز اندیشه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۱/۰۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۷.۳۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۷۸۹۹۰۹۰
تعداد صفحه‌ها۷۲ صفحه
قیمت کتاب۴۵۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه داستان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

طلائی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

کتابی ساده، روان، دلنشین و ذی قیمت که هرکسی باید حداقل یکبار آنرا بخواند.

۰
samira
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۵

عاااالیه

۰

بریده‌هایی از کتاب

shariaty
۱۳
براساس نقل آیت‌الله مصباح یزدی دکتر داشت معاینه می‌کرد، گفت پای‌تان را دراز کنید آقا. سختش بود، جواب داد: «بی‌ادبی می‌شود در محضر شما».
کاربر ۶۰۶۱۶۰
۱۳
سعی کن گریه کنی… براساس خاطره آیت‌الله سید محسن خرازی شیر آب حیاط را به‌اندازهٔ یک شیر سماور باز کرده بودند و داشتند وضو می‌گرفتند. گفتم: آقا، محرم دارد می‌آید و من یک ماه برای تبلیغ می‌روم. سفارشی کنید که آویزه گوشم کنم. همان‌جور که وضو می‌گرفت، تکیه داد به دیوار و آهسته گفت: آسید محمد! سعی کن هر شبانه‌روزی یک‌مرتبه برای امام حسین؟ ع؟ گریه کنی... .
سید علی جان ما بود
۱۰
یکی دوهفتهٔ آخر بود. یک نفر گفت: آقا، مردم خیلی گرفتارند، هم داخل کشور و هم جاهای دیگر... دعایی بکنید. چهره در هم کشیدند و با ناراحتی گفتند: اگر دعا نکنم که مسلمان نیستم…
M..J..A
۷
در این دنیا اگر کسی کار نکند به او مزد می‌دهند؟! وقتی که جهاد کردی هدایت می‌آید؛ وقتی که هدایت‌ها آمد، جهاد بالاتری را لازم داری، انجام که دادی هدایت بالاتری می‌یابی...
کاربر ۶۰۶۱۶۰
۵
کیمیا، «توکل» است براساس خاطره یکی از شاگردان یک آقایی آمد و گفت: آقا! پدربزرگ ما علم کیمیا بلد بوده، یک مقدار از چیزهایی که به طلا تبدیل کرده، پدرم به من داده است. آقای بهجت با زیرکی و خنده گفت: حتماً پدرتان هم خواسته به شما یاد بدهد که طلاها پیش‌تان مانده. چند ثانیه سکوت برقرار شد و آقای بهجت گفت: «اساتید ما می‌گفتند علم کیمیا «توکل» است».
کرم کتابخوان
۵
خیلی‌ها می‌آمدند و نسخه می‌خواستند. می‌گفت اغلب اینها که می‌آیند، می‌خواهند این راه پر پیچ‌وخم را یک‌شبه طی کنند، ولی این‌جور نمی‌شود، بزرگان ما هفتاد هشتاد سال زحمت و سختی کشیدند، خود ما همین‌طور، ولی هنوز دستمان به جایی که باید، نرسیده... هیچ‌کس در جوانی و بی‌زحمت در این راه به جایی نمی‌رسد...
ابی
۵
یک میز تحریر کوچک توی کتابخانه داشتند. علی‌آقا به من گفت این را چطور کمی شیب‌دار کنیم که آقا راحت‌تر باشد؟ گفتم این دیگر خیلی کهنه شده، یکی بخریم. گفت آقا قبول نمی‌کند. با لوله پلیکا به دوتا از پایه‌ها اضافه کردیم، شد میز تحریر مرجع تقلید شیعیان!
مقداد
۴
یکی دوهفتهٔ آخر بود. یک نفر گفت: آقا، مردم خیلی گرفتارند، هم داخل کشور و هم جاهای دیگر... دعایی بکنید. چهره در هم کشیدند و با ناراحتی گفتند: اگر دعا نکنم که مسلمان نیستم…
ابی
۴
در این دنیا اگر کسی کار نکند به او مزد می‌دهند؟! وقتی که جهاد کردی هدایت می‌آید؛ وقتی که هدایت‌ها آمد، جهاد بالاتری را لازم داری، انجام که دادی هدایت بالاتری می‌یابی...
m_rezaei1
۲
در این دنیا اگر کسی کار نکند به او مزد می‌دهند؟! وقتی که جهاد کردی هدایت می‌آید؛ وقتی که هدایت‌ها آمد، جهاد بالاتری را لازم داری، انجام که دادی هدایت بالاتری می‌یابی...