سعی کن گریه کنی…
براساس خاطره آیتالله سید محسن خرازی
شیر آب حیاط را بهاندازهٔ یک شیر سماور باز کرده بودند و داشتند وضو میگرفتند. گفتم: آقا، محرم دارد میآید و من یک ماه برای تبلیغ میروم. سفارشی کنید که آویزه گوشم کنم. همانجور که وضو میگرفت، تکیه داد به دیوار و آهسته گفت: آسید محمد! سعی کن هر شبانهروزی یکمرتبه برای امام حسین؟ ع؟ گریه کنی... .