با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ردپای سپید

دانلود و خرید کتاب ردپای سپید

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت

۵٫۰ از ۷ نظر
۵٫۰ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ردپای سپید  نوشته  اعظم ایرانشاهی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب ردپای سپید

کتاب ردپای سپید نوشته اعظم ایرانشاهی خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت است که در یک کتاب گردآوری شده است. ایشان از مراجع بزرگ شیعه بودند.

درباره کتاب ردپای سپید

آشنایان و نزدیکان حضرت آیت‌الله بهجت کرامت ایشان را نه در شفای مریض و اطلاع از غیب و طی‌الارض و موت اختیاری، که با وجود همه اینها، در سخنان حکیمانه و رفتار روزمره‌ ایشان می‌دانستند.او به‌راستی مصداق کاملی بود از «کونوا دعاة‌ الناس بغیر السنتکم؛ با رفتار خود، دعوت کننده [به‌سوی دین] باشید». ازآن‌جا که قالب و سبک داستان کوتاه ساده، روان و کوتاه است، یکی از مناسب‌ترین قالب‌ها برای انتقال شیوه‌های رفتاری و معارفی است که در رفتار ساده و صادقانه این عارف روشن‌ضمیر نمود یافته بود. مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره برای دست‌یابی به محصولاتی در این قالب، به بررسی موضوعات گوناگونی که پیش از این از مصاحبه‌ با اطرافیان و شاگردان معظم‌له به‌دست آمده بود، پرداخت.

خواندن کتاب ردپای سپید را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به این عالم بزرگوار دنیای شیعه پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب ردپای سپید

برف سنگین دیشب همه‌جا را سفید کرده بود.

فقط یک رد توی کوچه برفی مسجد بود؛

رد همان ماشینی که آقای بهجت را برای نماز می‌برد...

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
طلائی
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

کتابی ساده، روان، دلنشین و ذی قیمت که هرکسی باید حداقل یکبار آنرا بخواند.

سیستماتیک
۱۳۹۹/۰۴/۰۵

برایمان دعا کن

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶)
براساس نقل آیت‌الله مصباح یزدی دکتر داشت معاینه می‌کرد، گفت پای‌تان را دراز کنید آقا. سختش بود، جواب داد: «بی‌ادبی می‌شود در محضر شما».
راشین
یکی دوهفتهٔ آخر بود. یک نفر گفت: آقا، مردم خیلی گرفتارند، هم داخل کشور و هم جاهای دیگر... دعایی بکنید. چهره در هم کشیدند و با ناراحتی گفتند: اگر دعا نکنم که مسلمان نیستم…
سیستماتیک
سعی کن گریه کنی… براساس خاطره آیت‌الله سید محسن خرازی شیر آب حیاط را به‌اندازهٔ یک شیر سماور باز کرده بودند و داشتند وضو می‌گرفتند. گفتم: آقا، محرم دارد می‌آید و من یک ماه برای تبلیغ می‌روم. سفارشی کنید که آویزه گوشم کنم. همان‌جور که وضو می‌گرفت، تکیه داد به دیوار و آهسته گفت: آسید محمد! سعی کن هر شبانه‌روزی یک‌مرتبه برای امام حسین؟ ع؟ گریه کنی... .
کاربر ۶۰۶۱۶۰
در این دنیا اگر کسی کار نکند به او مزد می‌دهند؟! وقتی که جهاد کردی هدایت می‌آید؛ وقتی که هدایت‌ها آمد، جهاد بالاتری را لازم داری، انجام که دادی هدایت بالاتری می‌یابی...
M..J..A
کیمیا، «توکل» است براساس خاطره یکی از شاگردان یک آقایی آمد و گفت: آقا! پدربزرگ ما علم کیمیا بلد بوده، یک مقدار از چیزهایی که به طلا تبدیل کرده، پدرم به من داده است. آقای بهجت با زیرکی و خنده گفت: حتماً پدرتان هم خواسته به شما یاد بدهد که طلاها پیش‌تان مانده. چند ثانیه سکوت برقرار شد و آقای بهجت گفت: «اساتید ما می‌گفتند علم کیمیا «توکل» است».
کاربر ۶۰۶۱۶۰
دکترایش را ینگه دنیا گرفته بود، اما روحش هنوز بی‌قراری‌های خودش را داشت.
کاربر ۲۱۸۱۹۰۹

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۱/۰۶
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۹۹-۰۹-۰
تعداد صفحات۷۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۱/۰۶
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۹۹-۰۹-۰