پنگوئنها زیاد نمیخوابند، اما وقتی میخوابند کابوسهای عجیبی میبینند، آنقدر عجیب که وقتی بیدار میشوند تمام بدنشان از دانههای ریز عرق پرشده است. شبیه به این کابوس، در واقعیت هم برای آنها رخ میدهد، وقتی ۲ پنگوئن نر به دنبال یک پنگوئن ماده میافتند. پنگوئنهای نر از بوی پنگوئن ماده مست میشوند و برای تصاحب و عشقبازی، مجبور به جنگ، مثل گلادیاتورها، مثل شیرها، در میدان نبرد میشوند. برای تصاحب، باید یکی کنار برود تا یکی بماند. تلخی شکست عشقی، آنقدر سنگین و دردناک است که پنگوئن شکستخورده، فکر میکند پرت شده است در یک ناکجاآباد، وسط ظهر مرداد تابستان افتاده است جایی شبیه به کویر شهداد یا استوا؛ ذرهذره میمیرد، راه میرود تا خودش را به یک جای سرد برساند اما در استوا و کویر شهداد خبری از سرما و سایه نیست، ذرهذره بدنش ضعیف و ضعیفتر میشود، بدنش گرگرفته، دارد آتش میگیرد، میسوزد از درون، اما سرما نه...! با پوزه سفید و سیاه سنگینش میافتند روی زمین، شروع میکنند به تندتند نفس کشیدن، انگار که همین حالا میخواهد جان بدهد، اما نمیمیرد پنگوئن شکستخورده به همین زودی، فکر میکند که همهچیز کابوس است، ...
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب روایت یک پنگوئن از استوا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
در مجموع از خواندن این کتاب سودی نبردم، فقط عمرم تلف شد
۱
فرزانه
۱۳۹۷/۰۵/۱۵
کاش انتخاب اثر، جدی تر گرفته بشه
این رمان چیزی جز عادی نشون دادن روابط و سیگارکشیدن و فاز روشنفکری احمقانه نداشت واقعا....
خیلی سعی کردم تااواسط کتاب خوشبین باشم ولی نشد.
۰
EDWARD
۱۳۹۶/۰۷/۰۸
آقا من نفهمیدم که شتین هم جزو همون غلط های املایی هست یا کلا شتین اسم پسره
۰
سین.ز
۱۳۹۶/۱۱/۱۴
بنظر من خوب بود! فقط چن تا مسئله: اولا چطور ممکنه یه نویسنده ی مرد از دید یک زن روایت کنه؟ بعدم اینکه بنظرم معمای داستانو یکم زود لو داد و از یه جایی به بعد دیگه دلیلی نداش هی...بیشتر
۳
motehavver
۱۳۹۶/۰۲/۲۴
ننویس گلم...ننویس لطفا!
۳
lonely mountain
۱۳۹۶/۰۱/۲۴
من معذرت میخوام ولی واقعا داغون بود
تا دلتون بخواد ایراد چاپی داشت
تا وسطاش خوندم ،واقعا داشتم خفه میشدم
فضای داستان سیاه
همش دود دود،سیگار
اصن هرزگی خانومه به کنار،شوهرش میدونسته رابطه داشته و بازم باش ازدواج کرده؟؟؟؟
طاقچه توروخدا بیخیال این داستانا بشو
هرچی گل...بیشتر
۵
fateme
۱۳۹۷/۰۵/۰۲
خوبه که داستان یک طرفه و به طرفداری زن یا مرد پیش نرفته بود .هم از سادگی دخترها گفته بود ،هم از خیانت و وعده های الکی بعضی پسرا.
منتها بنظرم خیلی شکاف افتاده بود بین ابتدا و انتهای داستان .
۱
hadis.mas
۱۳۹۷/۰۴/۱۷
کتاب جالبی بود، کنجکاوم میکرد و دوس داشتم تا آخر بخونم، حتی وقت تموم شدن کتاب باز به دنبال ادامه بودم...
۰
شادی
۱۳۹۶/۰۴/۲۵
کتاب اشتباه تایپی زیاد داره ولی طوری نیست که نشه ازش رد شد, موضوع عالی , دیالوگ ها کااااملا واقعی و دوست داشتنی و طرز روایت خاطرات و کلا داستان جالب بود , خیلی برام عجیبه که نویسنده مرد باشه...بیشتر
۰
adel_32
۱۳۹۶/۰۴/۲۴
این کتاب عالی بود من خیلی ازشش خوشم اومد و امیدوارم باز هم از نوشته های اقای صدیقی بذارن اشتباهات چاپی داشت ولی کتاب و نوع نوشتن بینظر بود حتی از برخی کتاب ها سرتر بود👏👏👏
۸
kazemi.z
۱۳۹۶/۱۱/۱۷
بد نبود خوب هم نبود البته میتونست بهتر بشه بیشترازکتاب من جسارت وشجاعت نویسنده رو تحسین میکنم که به سمت هنچین موضوعی رفته...موضوعی ک متاسفانه کم نیست درجامعه ما
۰
P.H
توصیه میکنم.
۱۳۹۶/۰۶/۲۶
داستانی بسیار خوب و تامل برانگیز. نام داستان، موضوع، شیوه ی روایت، نثر و کشش خیلی خوب بود و بیان اشتباهات احساسی یک زن با وجود مرد بودن نویسنده بسیار جالب بود. فقط صرف نظر از اشتباهات تایپی، کاش به...بیشتر
۰
Gale
۱۳۹۶/۰۶/۲۱
خیلی خوب بود...دیالوگا و حسش واقعی بود
۰
مریم
۱۳۹۶/۰۵/۳۰
عالی بود
۰
محمدی
۱۳۹۵/۱۱/۲۱
من واقعا نمی دونم چند درصد دختر سیگاری داریم تو ایران؟ حتی تو کشور های غربی؟ هدف نویسنده چی بود دقیقا جز رواج فساد و فحشا بی بند و باری استفاده از الفاظ رکیک تخریب شخصیت زن؟ از درست کردن...بیشتر
چرا حوصله بلند شدن ندارم؟ چرا این پا و آن پا میکنم؟ شدهام مصلوب به تخت؟ چرا میترسم از بلند شدن و نگاه کردن به ساعت که نکند عقربهها خودشان را بهزور رسانده باشند به ساعت ۷
usofzadeh.ir
۱
خانواده؟ چه کلمه بیمعنایی برای من، خانواده برای من، یعنی وایبر، واتساب اسکایپ، یعنی تصویر صدا همزمان نباشد، یعنی پارازیت، یعنی قطع و وصل ناگهانی و انتظار و لودینگ، خانواده یعنی عکسی برود تو فیس بو لایک بخورد و من ببینم؛ این است معنای خانواده برای من....
usofzadeh.ir
۰
بهارنارنج قاطی مشود با بغضی که نمیدانم کی و کجا آبرویم را میبرد
usofzadeh.ir
۰
از همانهایی که پدر در سفر آخرش قولش را به من داد اما هیچوقت نیاورد؛
Yasaman
۰
مزخرفترین چیز دنیا انتظار کشیدن است، مزخرف و تلخ اینکه ندانی در انتظار چه چیزی باید باشی و ممکن است چه اتفاقی افتاده باشد و انتظارت را بکشد.
Yasaman
۰
روزهای اول هیچچیزی متوجه نمیشوی، یکجور خلأ عاطفی پیدا میکنی، انگار دچار یکجور بیقراری میشی... بعد که خاکهای زلزله خوب نشست تازه توجه میشوی که چه بلایی آمده است سرزندگیات؛ شبیه یک لکه است، اولش کوچیک است، خودش را پرت میکند روی پارچه زندگی و بعد روزبهروز بزرگ و بزرگتر میشود، جاگیر میشود، نفست را میگیرید، خفهات میکند.
Yasaman
۰
آدمها چه قدر زود دلشان تنگ میشود، انگار چیزی هست در وجود آدمی برای دلتنگی، آن را که فشار بدهی هوار میشود روی سرت، دل تنگ روزهای خوب گذشته که دیگر نیست و تکرار نخواهد شد
pooya golchin
۰
آدمها چه قدر زود دلشان تنگ میشود، انگار چیزی هست در وجود آدمی برای دلتنگی، آن را که فشار بدهی هوار میشود روی سرت، دل تنگ روزهای خوب گذشته که دیگر نیست و تکرار نخواهد شد
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
در مجموع از خواندن این کتاب سودی نبردم، فقط عمرم تلف شد
کاش انتخاب اثر، جدی تر گرفته بشه این رمان چیزی جز عادی نشون دادن روابط و سیگارکشیدن و فاز روشنفکری احمقانه نداشت واقعا.... خیلی سعی کردم تااواسط کتاب خوشبین باشم ولی نشد.
آقا من نفهمیدم که شتین هم جزو همون غلط های املایی هست یا کلا شتین اسم پسره
بنظر من خوب بود! فقط چن تا مسئله: اولا چطور ممکنه یه نویسنده ی مرد از دید یک زن روایت کنه؟ بعدم اینکه بنظرم معمای داستانو یکم زود لو داد و از یه جایی به بعد دیگه دلیلی نداش هی...بیشتر
ننویس گلم...ننویس لطفا!
من معذرت میخوام ولی واقعا داغون بود تا دلتون بخواد ایراد چاپی داشت تا وسطاش خوندم ،واقعا داشتم خفه میشدم فضای داستان سیاه همش دود دود،سیگار اصن هرزگی خانومه به کنار،شوهرش میدونسته رابطه داشته و بازم باش ازدواج کرده؟؟؟؟ طاقچه توروخدا بیخیال این داستانا بشو هرچی گل...بیشتر
خوبه که داستان یک طرفه و به طرفداری زن یا مرد پیش نرفته بود .هم از سادگی دخترها گفته بود ،هم از خیانت و وعده های الکی بعضی پسرا. منتها بنظرم خیلی شکاف افتاده بود بین ابتدا و انتهای داستان .
کتاب جالبی بود، کنجکاوم میکرد و دوس داشتم تا آخر بخونم، حتی وقت تموم شدن کتاب باز به دنبال ادامه بودم...
کتاب اشتباه تایپی زیاد داره ولی طوری نیست که نشه ازش رد شد, موضوع عالی , دیالوگ ها کااااملا واقعی و دوست داشتنی و طرز روایت خاطرات و کلا داستان جالب بود , خیلی برام عجیبه که نویسنده مرد باشه...بیشتر
این کتاب عالی بود من خیلی ازشش خوشم اومد و امیدوارم باز هم از نوشته های اقای صدیقی بذارن اشتباهات چاپی داشت ولی کتاب و نوع نوشتن بینظر بود حتی از برخی کتاب ها سرتر بود👏👏👏
بد نبود خوب هم نبود البته میتونست بهتر بشه بیشترازکتاب من جسارت وشجاعت نویسنده رو تحسین میکنم که به سمت هنچین موضوعی رفته...موضوعی ک متاسفانه کم نیست درجامعه ما
داستانی بسیار خوب و تامل برانگیز. نام داستان، موضوع، شیوه ی روایت، نثر و کشش خیلی خوب بود و بیان اشتباهات احساسی یک زن با وجود مرد بودن نویسنده بسیار جالب بود. فقط صرف نظر از اشتباهات تایپی، کاش به...بیشتر
خیلی خوب بود...دیالوگا و حسش واقعی بود
عالی بود
من واقعا نمی دونم چند درصد دختر سیگاری داریم تو ایران؟ حتی تو کشور های غربی؟ هدف نویسنده چی بود دقیقا جز رواج فساد و فحشا بی بند و باری استفاده از الفاظ رکیک تخریب شخصیت زن؟ از درست کردن...بیشتر