
کتاب در محضر او گفتم تو بخوان (جلد اول و دوم)
معرفی کتاب در محضر او گفتم تو بخوان (جلد اول و دوم)
کتاب در محضر او گفتم تو بخوان (جلد اول و دوم) نوشتهی حسن فیروزی مجموعهای دو جلدی است که نشر آرنا آن را منتشر کرده است. نویسنده در این اثر به پرسشها و تأملات گسترده دربارهی خدا، انسان، جهان، آخرت، بهشت و جهنم و جایگاه معرفت و جهل در حیات انسان پرداخته است. متن کتاب بر پایهی گفتوگوی درونی یک بنده با خالق خود شکل گرفته و از خلال این گفتوگو، موضوعاتی مانند نادانی، سفرهای خیالی ذهن، انفجار بزرگ، نسبت انسان و جهان، و عدالت الهی بررسی شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب در محضر او گفتم تو بخوان (جلد اول و دوم)
کتاب در محضر او گفتم تو بخوان (جلد اول و دوم) اثری از حسن فیروزی است که ساختار آن بر محور گفتوگوی صمیمی و طولانی یک بنده با خالق خود بنا شده است. نویسنده در این کتاب با خطاب قراردادن خداوند و تکرار عبارتهایی مانند «خدایا! این مخلوقت…» فضای متن را به محضر الهی تبدیل کرده است و در این فضا از دغدغهها، حیرتها و پرسشهای ذهن انسان سخن گفته است. کتاب در محضر او گفتم تو بخوان در جلد اول خود مجموعهای از فصلهای کوتاه و متعدد دارد که هریک با عنوانی مستقل پیش میروند؛ از جمله: «از نادانی وسیعتر و بزرگتر درجهان وجود ندارد»، «ارتباطات عام، ارتباطات خاص»، «ما جهل خود را مد نظر میگیریم که حائلی است بین عقل و جهل»، «سفرهای خیالیام به طول یک عمر است»، «انفجار بزرگ برای خلقت جهان مادی، انفجار بزرگ برای پیدایش اندیشه و علم»، «موضوع کمیت در بارهی بهشت و جهنم»، «تاریخ در حیات انسان، جذابیت است یا شگفتی»، «مراقبت قلب یا مراقبت اعضاء؟»، «ای انسان به هوش باش! پایان حیات جمعیات نزدیک است»، «پیشگویی آیا امکانپذیر است؟»، «عدالت تعادلی کی و چگونه رخ میدهد»، «داستان یوسف پیامبر احسنالقصص است و داستان حسین(ع) برترین قصص» و فصلهای متعدد دیگر. کتاب در محضر او گفتم تو بخوان در این فصلها به موضوعاتی مانند نسبت جهل و معرفت، آزادی اندیشهی انسان، امکان سفر ذهنی در گذشته و آینده، چگونگی حضور انسان در جهان مادی و جهان آخرت، نقش خاطره و یادآوری در بهشت و جهنم، نظریهی انفجار بزرگ در عالم ماده و در عالم اندیشه، طبقات بهشت و جهنم، جایگاه ادیان مختلف، مفهوم انسان «طبیعی» در کنار انسان مومن یا کافر، و مسئلهی عدالت الهی در سرنوشت انسانها پرداخته است. نویسنده در سراسر کتاب کوشیده است پرسشهای ذهنی خود را بیپرده در محضر خدا بیان کند و از خلال این پرسشها، خواننده را با گسترهای از مفاهیم دینی، فلسفی و وجودی روبهرو سازد.
خلاصه کتاب در محضر او گفتم تو بخوان (جلد اول و دوم)
کتاب در محضر او گفتم تو بخوان مجموعهای از تأملات و گفتوگوهای درونی است که در آن نویسنده با خطاب قراردادن خداوند، از نادانی انسان آغاز میکند و جهل را دریایی بیانتها در برابر معرفت محدود بشر میداند. متن کتاب از تجربههای سادهی روزمره مانند شنیدن آواز یک پرنده شروع میشود و به پرسشهایی دربارهی انفجار بزرگ، آغاز و پایان جهان، سفر خیال به ماقبل خلقت و مابعد بهشت، و نسبت انسان با زمان و مکان میرسد. در این کتاب مسئلهی ارتباطات عام و خاص در جهان، نقش حافظه و یادآوری در معنای بهشت و جهنم، جایگاه علم و دانش در حیات دنیوی و اخروی، و مفهوم امتحان انسان در برابر انسان بررسی شده است. نویسنده به طبقات بهشت و جهنم، امکان وجود «جهان سوم» میان این دو، سرنوشت انسانهای «طبیعی» در کنار مومنان و کافران، و خطر تمامیتخواهی دینی میپردازد و در همهی این مباحث، لحن خود را بهصورت گفتوگوی صریح یک بندهی حیرتزده با خالقش حفظ کرده است.
چرا باید کتاب در محضر او گفتم تو بخوان (جلد اول و دوم) را بخوانیم؟
این کتاب چشماندازی گسترده از پرسشهای دینی و وجودی انسان ارائه میدهد؛ از جهل و معرفت تا بهشت و جهنم، از انفجار بزرگ تا سفر خیال در زمان. خواننده با شیوهای متفاوت از طرح سؤال در محضر خدا روبهرو میشود و میتواند نگاه خود را به عدالت الهی، سرنوشت انسانها، و نسبت دین و انسان «طبیعی» بازاندیشی کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی فهم رابطهی انسان و خدا، مسئلهی آخرت، عدالت الهی و جایگاه ادیان مختلف را دارند و دوست دارند این موضوعات را در قالب گفتوگوی درونی و پرسشمحور دنبال کنند؛ بهویژه علاقهمندان به مباحث اعتقادی، فلسفهی دین و تأملات معنوی شخصی. «از نادانی وسیعتر و بزرگتر درجهان وجود ندارد از یک واعظی شنیدم که در راستای سخنرانیاش در بالای منبر «...لشگرهای فرشتگان و لشگرهای شیطان در درون انسان با هم میجنگند...» خودش در پیرامون آن جملهی شیخ فعال بشود. دنیای ذهن که بیشتر کارش را با طرح سؤالات مشابه کودکانه در هر موضوع چنانچه جدید باشد یا با شیوهی جدید بیان شده باشد شروع میکند. برای ما هم در ابتدا سؤالاتی مشابه کودکانه پیش آمد و با خود گفتیم: «حتماً منظور همین است.» اغلب فکر میکنیم غیر از ابعاد وجود جسمانی ما همه چیز در جهان هستی مانند اقیانوس بیکران فضا (ربیپایان و بیانتها) است اما هنگامی که افکارمان بر موضوعات متفاوت بیشتر سوق پیدا میکند آنگاه درمییابیم بالاخره خود ما نیز (از جهاتی) مانند اقیانوس بیکران فضا هستیم و آن بیپایانی و بی انتها بودن ما همانا نادانی خود ما است. این نکته نشان میدهد که از هزاران راه برای ورود به حوزهی معرفت استفاده شده تا حداقل اعتراف به جهل حاصل بشود. چون اعتراف به جهل از نشانههای اولیه و مهم رسیدن به حداقلی معرفت و شناخت است. نادانی موضوعی است که با معرفت اندک نوع انسان (که البته بسیار هم متغیر هست) سازگاری ندارد. شاید به نوعی این همان جنبهی لشگر شیطان است که اعمال بسیاری از انسانها را به جنبهی مفاسد، جنایت... میکشاند. نوع انسان در میان تمام موجودات همه چیز را قربانی میکند تا خود و نوع خودش از امکانات این جهان مادی لذت ببرد. نوع انسان چنان به مظاهر مادی و رفاهیِ کسبکردهاش میچسبد که گویی بزرگترین آهنربا و مغناطیس جهان هم او است.»
حجم
۳٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۶۱۵ صفحه
حجم
۳٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۶۱۵ صفحه