معرفی و دانلود کتاب داستان های طنز سر خر آباد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب داستان های طنز سر خر آبادsubscriptionAvailable

کتاب داستان های طنز سر خر آباد

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب داستان های طنز سر خر آباد

کتاب داستان‌های طنز سر خر آباد، مجموعه داستان‌های طنز که در مجموعه‌ی طنزهای پر گریه‌ی من قرار دارد، اثری از سید عبدالله افقهی سبزواری است.

انتشارات نظری این کتاب را چاپ کرده و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.

درباره‌ی کتاب داستان‌های طنز سر خر آباد

داستان‌های طنز سر خر آباد، یک مجموعه داستان طنز است. نویسنده‌ی این مجموعه، سید عبدالله افقهی سبزواری، ماجراهایی از اتفاقات روزمره‌ی زندگی را با زبانی متفاوت بیان می‌کند. وقایعی که هیچگاه فکر نمی‌کنیم بتوانند از پوسته‌ی جدی و خشک خودشان در بیایند و با حالتی طنز، طوری که موفق شوند لبخند را به لب مخاطب بنشانند، تعریف شوند. اما نویسنده در داستان اول کتاب که از خواستگاری و خواستگاری رفتنش می‌گوید، به خوبی می‌تواند فضایی را ترسیم کند که با خنده و حال خوش خواننده، متناسب باشد. 

کتاب داستان‌های طنز سر خر آباد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

کتاب داستان‌های طنز سر خر آباد برای همه افرادی که به خواندن داستان‌های خنده‌دار و ماجراهایی با مایه‌ی طنز علاقه دارند، خواندنی و دلچسب است. 

جملاتی از کتاب داستان‌های طنز سر خر آباد

جانم به جانت از جان بگوید که هنوز داشتم از خوشحالی با دم گربه گردو می‌شکستم و در اقیانوس نشاط غوطه می‌خوردم که این شادی هم مثل شادیهای دیگر این دنیای پوچ شتابان و شیشه بادکن تمام شد و عمرش به سرآمد، چرا که هنوز سه چهار پنج شش هفت هشت ده قدم از آن مجلس نحس و نامبارک گذشته بود که مادرجان امانم نداد و گفت:

فرصت از دست ندهیم، عجله در هر کاری بد است الا کار خوب و خداپسند. هنوز که کت و شلوار دامادی به تنت هست یک خواستگاری دیگر برویم. آهِ جانسوزی کشیدم و گفتم، ای دل غافل، تو در چه خیالی و فلک در چه خیال! ناگهان آن شور و شوق بی‌حد و حصرفروکش کرد و بدتر ازمقوای آب دیده شدم.

انگار یک پارچ آب یخ رویم ریخت.

فِرزِتم حسابی قمصور شده کیف کوک شده ام پوک شد.

مادر دست لرزانم را بادست گرمش فشرد و گفت: برویم کوچه سرخرآبادی ها خانه کشور خانم. به به، عجب جائیست آنجا. جای تو پسرجان آنجاست...

مار گزیده ای بودم که دیگر از هرچه ریسمان سیاه و سفید است می ترسد.

مادرم در این موارد دست کبرا جغجغه را از پشت می‌بست و همانطوریکه اسمش آوازه خانم بود در این مورد هم آوازه داشت.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب داستان های طنز سر خر آباد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابداستان های طنز سر خر آباد
موضوعطنز
نویسندهسید عبدالله افقهی سبزواری
انتشاراتانتشارات نظری
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۷۱ مگابایت
تعداد صفحه‌ها۹۶ صفحه
قیمت کتاب۲۹۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Hanie mahmodoghli
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۹

بامزه بود به مشکلات جامعه اعم از عدم صداقت بی ارزش بودن افراد باسواد اشاره داره ولی استفاده از بعضی کلمات تو متن کتاب به نظرم خوب و ادبی نیست!

۰
Mohammadii
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۹

خوب است اما نه کتابیکه از آن انتظار متون روان و طنز مایه تر داشته باشیم.

۰
هادی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

خوب بود

۰
کاربر ۶۳۴۰۸۰
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۳

داستان طنز و خوبه

۱
سید مهدی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۱۴

کتابی خواندنی است ولی با موضوع‌های تکراری و با زیاده‌روی در واژگان خنده‌دار و اسم‌های ناآشنا. انگاری داستان برای تعدادی آشنای هم‌روستایی که فاطی و تقی و مهدی را می‌شناسند تعریف می‌شود.

۰

بریده‌هایی از کتاب

حانیه :)
۵
کلام. و حتی گاهی هم در ضد حال زدن پا را از حد و حدود معمولی فراتر نهاده جلو هر کس و ناکس سرم خراب می شد که، شیرم حلالت نباشد اگر زن نگیری. ببین شا عر چه قشنگ گفته:
Hanie mahmodoghli
۲
در ایامی که بسکه حرامخوری باب شده است ومعدهٔ آدمها به لقمه حرام عادت کرده اگر کسی یک لقمه حلال بخورد دلش تا سی و سه سال در می کند، اگر کسی کلاغ قرمز را دید آدم صادق را هم خواهد دید.
Hanie mahmodoghli
۲
دردی ندارم آقای دکتر، فقط از زندگی سیر شده ام می‌خواهم خودکشی کنم با خودم گفتم کسی بهتر و آسانتر از تو آدم نمی کشد، مزاحم جنابعالی شدم، باور کنید آقای دکتر دوا و درمان شما در کشتن معجزه می‌کند، همین امروز در محله سرخرآبادیها هفت نفر از همین دواهای معجزه گر شما بوی الرحمانشان بلند شد و ریغ رحمت را سر کشیدند و عمرشان را به شما بخشیدند.
حانیه :)
۲
اگر دختر حسن پولخوار را برای پسرم بگیرم از شما بهتر است. *** مجلس تمام شد، از خوشحالی زیاد بزغاله توی شکمم جست و خیز می کرد و قند تو دلم آب می شد، خیلی خیلی خیلی و خیلی خیلی بیشتر از خیلی خیلی می شنگیدم. و گل از گلم می شگفت. فال بد زده بودم و برعکس حال خوب نصیبم کرد. شاد و شنگول، گفتم خدا شری بدهد که خیر ما در آن باشد. می خواستم صورت زرد و چهره استخوانی و مثل آدمهای شیره ای ام را بوس بوس کنم که نشد چرا که اگرمثل شیره ایها نبودم مجلس به اینجا ختم نمی شد و شاید کار ازدواج به نتیجه می رسید و الان طوق لعنت به گردنم افتاده بود.
чаач
۲
با استناد به این ضرب المثل که همراهی و همقدمی دو تن راه و فشار راه را کمتر می کند مرا هم که رفیق شفیقِ گرمابه و گلستانش می‌پنداشت و چند صباحی هم حتی در رفاقت شورت و شلوارمان هم مشترک بود یک چند نصحیتگری کرد و هزار و یک جور به گوشم وِرد خواند و انواع طلسمات و اقسام جادو جمبلهای ابوالعجایب به کارم برد بلکه از خیر درس بگذرم و قید کلاس رفتن و عالِم شدن را بزنم و در این راه نامعلوم و پر از ریسک همراه و همگامش شوم که هر چه زد تیرش به سنگ خورد
حانیه :)
۱
گفتم نره گفت بدوش! چاره ای نبود، مادر بود و احترامش واجب، در ثانی زور هم خیلی پر زور بود و گردنِ شکستهٔ من هم که ازدرد روزگار از خواهرزادهٔ عنکبوت لاغرتر و بی‌حالتر شده بودم و از ضعف موش از دهانم بلغور می دزدید از مو باریکتر، خلاصه شدم گوسفند تسلیم و ریش و قیچی به دستِ مبارک او دادم و گفتم هر چه آن خسرو کند شیرین بود و دیگر لام تا کام هم حرف نزدم.
حانیه :)
۱
لذت دنیا زن و دندان بود بی زن و دندان جهان زندان بود
حانیه :)
۱
خاطره هایی از پزشکی پزشکان برای این که در تجلیل و تکریم و تمجید بعضی از پزشکان عزیز سنگ تمام بگذارم و کم نگذارم و حق مطب را چنان که باید وشاید ادا کنم چند خط از کتاب دیگرم به نام تقی خنده، ملانصرالدین جدید در این جا تقدیم عزیزان خواننده می کنم باشد که قبول افتد و در نظر آید.
Mohammadii
۰
پس به قول پشت ماشین یوسف آباد، هرچه که می‌خواهی از خدا بخواه، بنده خرِ کیست؟
Mohammadii
۰
اگر از درد بی گوشتی بمیرم کلاغ از روی قبرستان نگیرم