معرفی و دانلود رایگان کتاب ترس را باور کن!
تصویر جلد کتاب ترس را باور کن!
off

کتاب ترس را باور کن!

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۱۰۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
مهوش توکل
انتشارات: 
انتشارات آرنا

معرفی کتاب ترس را باور کن!

کتاب در مورد مردی چهل ساله به نام شاهین و نگرانی‌ها و ترس‌های پنهان و آشکارش است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ترس را باور کن! و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابترس را باور کن!
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهمهوش توکل
انتشاراتانتشارات آرنا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۱۰/۰۷
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۸۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۳۵۶۱۲۶۷
تعداد صفحه‌ها۱۵۲ صفحه
قیمت کتابرایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

****z****
۱۳۹۸/۰۴/۰۲

جالب نبود درمورد ترس گفته بود ولی به نظرم شخصیت اگر دختر بود بهتر بود یا اون پیرمرده که تو جاده بود اون کی بود آینده رو دیده بود که بهش گفته نره یا فرشته جن یا روح بود به...بیشتر

۰
Captain Ali
۱۳۹۶/۰۹/۲۲

وقت گداشتم 110 صفحه ای خوندم بهتره بگم خیلی مذخرفه. مذخرف ترین چیزی ک خوندم. ی چیز گنگ داره توش اصلا معلوم نیس چ اتفاقی داره میفته. اصلا حالم از این داستان های گنگ ک معلوم نیس چی ب چیه...بیشتر

۳
سعید جان
۱۳۹۶/۰۵/۱۷

جذاب بود خسته کننده نبود... ولی به نظر من کتاب پر مغز و پر محتوایی نبود به قول یکی از دوستان چیزی به روح آدم اضافه نمی کنه!!!

۱۳
کاربر ۱۴۱۶۷۲۵
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۱۷

عالی

۰
عشق یعنی کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۱۴

عالی

۱
feri
۱۳۹۷/۰۲/۰۹

داستان جالبی داشت من دوست داشتم

۰
▪︎ sᴀʟᴠᴀᴅᴏʀ
۱۳۹۵/۰۷/۲۹

خیلییی خوب بود عالم برزخ رو بهت میگه زمانی که یه انسان تو بیهوشیه یا کماس ولی یکم تخیلیه

۰
پرنیان
۱۴۰۳/۰۳/۲۲

چقدر خوب که با کتاب صوتی آشنا شدم کاش همه کتاب ها رایگان بود

۰
Reyhaneh❤
۱۳۹۹/۰۱/۱۳

یه چیزایی همونطور که خیلیا گفتن معلوم نشد که کاش میشد

۰
صادق هدایت
۱۳۹۷/۰۲/۲۶

چرا هیچ حرفی از اون پیرمرد اول داستان نزد.. یا اینکه اصلا بیاد نیاورد که اون کی بوده یا چرا اون حرفارو زده ؟در کل خوب بود دوس داشتم

۰
ابوالفضل
۱۳۹۵/۰۷/۲۵

تخیلی هست باز ممنون

۰
عطیه
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۴

کاش یه خورده کتاب زیبا که ارزش خوندن داشته باشه تو کتاب های رایگان قرار میدادند😞

۰
Mohammad Bagheri
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۳

تو ژانر خودش بد نبود، اما بعضی قسمت ها بیش از حد تخیلی بود.

۰
AMIrreza
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۰

به نظر من که خوب بود

۰
کاربر ۱۴۸۲۴۴۷
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۹

خیلی جالب و هیجانی بود همیشه با خواندن کتاب های خانم مهوش توکل نویسنده محترم غافلگیر میشید داستان پردازی و و تخیلات زیادی دررمانها وداستان هاشون هست و خیلی خوب میتوانند موجودات عجیب و جالبی در داستان ها خلق کنند.😄👌👏👏👏

۰

بریده‌هایی از کتاب

Tlischi
۱۸
نمی‌دانستم که خوابم یا بیدار، حس عذاب آور تشنگی کشنده‌ای همه‌ی دهان و گلویم را پر کرده بود، درست مثل طوفان شن در یک کویر خشک، خلوت و بی‌انتها!
roksana
۱۵
اصلا بگذارید راستش را بگویم: من از اینکه بدانم که دیگر واقعا مرده‌ام، می‌ترسیدم! بله! حقیقت امر همین بود و نه چیز دیگری! راستش مدام داشتم بر سر همین قضیه با خودم کلنجار می‌رفتم.
zainab-d
۹
"من آدمی نیستم که تو شرایط سخت و دشوار، خیلی زود تسلیم و ناامید بشم!
haniyeh
۹
همانطوری که داشت می‌خندید گفت: "خوب! شاید بهتر باشه که راحت‌تر رفتار کنی و ترست رو دیگه انکار نکنی! اما شاهین یادت نره که تو یک اعتقاداتی هم داری! سعی کن خدا رو توی قلبت احساس کنی! "
💕Adrien💕
۴
فصل اول نمی‌دانستم که خوابم یا بیدار، حس عذاب آور تشنگی کشنده‌ای همه‌ی دهان و گلویم را پر کرده بود، درست مثل طوفان شن در یک کویر خشک، خلوت و بی‌انتها! چند باری اراده کردم تا از جایم بلند شوم، هم برای رفتن به دستشویی و هم آنکه با یک لیوان آب یا چایی گلویم را تازه کنم اما نتوانستم. خستگی و سرماخوردگی مزمن همیشگی‌ام، مثل یک نمک‌پاش، درد را روی عضلاتم پخش کرده و بی‌رمقی، مثل سرطان درون همه‌ی بافت‌هایم ریشه دوانیده بود. بدجوری به هم ریخته بودم، لعنت به آنهمه تنهایی! بالش مخمل سورمه‌ای رنگم، از ریزش اشکهایم خیس خیس شده بود، دماغم پر از آب شده و نفسم دیگر بند آمده بود، بالاخره مجبور شدم که از جایم بلند شوم.
roksana
۲
گرنهبا: Gornahba موجودی خیالی و غول پیکر با صورت انسانی و بدنی شبیه گرگ یا گربه، که مشخصه‌ی آن بلندتر بودن دست و پای یک طرف از بدنش نسبت به طرف دیگرش است و علاقه‌ی زیادی به تکه پاره کردن طعمه‌هایش دارد.
Tlischi
۲
پس از پذیرایی مختصری که انجام شد، همه توسط خدمه به سمت سالن نهارخوری هدایت شدیم، بره‌های بریان شده، مرغ‌های شکم پر، پیراشکی گوشت، راگوی غاز، ژیگو، برنج مرغوب ایرانی، انواع نوشیدنی مختلف شامل آب، دوغ، چندین نوع نوشابه، لیمونات و....
Tlischi
۲
هم مبادی آداب نبودند
roksana
۱
صورت سفید: Sorat sefid موجودی خیالی با چشم‌هایی کبود و گیسوانی پریشان که به راحتی قادر است حرکات ترسناکی را از خود به نمایش بگذارد.
amir
۱
بزرگتر هم که شدم، هیچ تغییر نکردم! فقط توانستم کمی بهتر نقش آدم‌های خونسرد و بی‌تفاوت را بازی کنم