معرفی و دانلود کتاب چنین گفت فردین (مجموعه شعر) + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب چنین گفت فردین (مجموعه شعر)
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب چنین گفت فردین (مجموعه شعر)

۴.۸(از ۶ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
فردین نظری
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

۹۴,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۳۷,۶۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

معرفی کتاب چنین گفت فردین (مجموعه شعر)

«چنین گفت فردین» مجموعه شعر شاعر معاصر، فردین نظری است. نظری متولد سال ۱۳۴۵ همدان است. از آثار دیگر این شاعر می‌توان به «کبریت»، «برقص با ودکا»، «سلام خانم مرگ»، «جسد من و جسد شعله» اشاره کرد. اشعار فردین نظری درون‌مایه‌هایی عاشقانه و فلسفی دارند و نگاهی به درون. انگار شاعر در اشعارش خود، اندیشه‌ها و دریافت‌های خود را از عشق، زندگی و هستی برای مخاطب معنا کرده است. اشعار فضای ملموسی دارند و عنصر غافلگیری، ترکیبات بدیع شاعرانه و گاهی دور از ذهن و به هم ریختگی توالی منطق علت و معلولی بسیار در آنها به چشم می‌خورد: فکر کن نیامده‌ام فکر کن نیستم فکر کن تمام آن حرف‌هایی را که به من زده‌ای، نزده‌ای، فکر کن ما، دو نفر دیگر بوده‌ایم و هیچ ربطی به‌هم نداریم. وقتی به همهٔ این‌ها می‌شود فکر کرد، چرا به کلبه‌ای در جنگل فکر کنیم که نداریم و به شب‌هایی که دیگر نخواهند برگشت.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب چنین گفت فردین (مجموعه شعر) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابچنین گفت فردین (مجموعه شعر)
موضوعشعر معاصر
نویسندهفردین نظری
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۱۲/۰۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۶۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۲۲۹۳۵۹۶
تعداد صفحه‌ها۱۱۰ صفحه
قیمت کتاب۳۷۶۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

کاش مادرم دختربچه‌ای سه‌ساله بود در تابستان ۱۳۲۱ تا به آغوشش می‌کشیدم و می‌بوسیدمش، پدرانه.
مـَه‌سـا
۶۴
همهٔ ما خواهیم مُرد ما هم لیز خواهیم خورد، ما وقت برای شمارش همهٔ درخت‌ها نداریم...
کاربر حسن ملائی شاعر
۲
سعی کن مدادرنگی‌های کودکی‌ات را پیدا کنی وگرنه همه‌چیزخاکستری یک‌دست می‌شود...
پاییز بانو
۲
کاش پیراهنت بادبان قایقم بود به وقت غرق شدن.
A.mIr.1999
۱
به زن بلوچ بارداری فکر می‌کنم که با بچه‌ای بسته به گرده‌اش هر روز هیزم‌ها را می‌شکند شیر بزها را می‌دوشد نان تازه پُخت می‌کند چندبار از چاه آب می‌کشد و هر شب برای شوهر و هووی جوانش رخت‌خواب پهن می‌کند.
A.mIr.1999
۱
نشسته‌ام خانه و فقط برای تو شعر می‌گویم، شغل من دوست داشتن توست.
Niyaz.h
۱
از آن پنجشنبه‌ای که نیامدی، انگار تمام هفته‌ها فقط شش روز دارند.
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
تو خوبی، اما به قول لورکا: «سفیدی آهاری‌ام را مچاله می‌کنی»
دلا فروهر
۰
و گور تو سیاه می‌پوشم برای همیشگی نبوده‌هایت نبودنم نبودنت نبودگی‌هامان...
Zeinab Ghahremani
۰
نترس شاید مرگ در هیبت زنی زیبا به سراغ‌مان آمد...
sina
۰