معرفی و دانلود رایگان کتاب حسرت
تصویر جلد کتاب حسرت
off

کتاب حسرت

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۳۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
کیت شوپن، لعیا متین‌پارسا
انتشارات: 
خانه داستان چوک

معرفی کتاب حسرت

اترین او فلاهرتی ( کیت شوپن ) در ۸ فوریه ۱۸۵۱ در سنت لوئیس ایالت میسوری آمریکا متولد شد. حاصل کارهای ادبی او چندین مقاله و داستان کوتاه و دو رمان است. رویای یک ساعته، بوسه و دوست بیکار نام برخی از داستان‌های کوتاه او هستند. بخش کوتاهی از داستان کوتاه «حسرت» شوپن را می‌خوانید: «دوشیزه اورلی هرگز به ازدواج فکر نکرده بود. هرگز عاشق نشده بود. بیست ساله که بود یک بار از او خواستگاری شد که البته فورا آن را رد کرد و در سن پنجاه سالگی هنوز به شکلی زندگی نکرده بود که بخواهد حسرت چیزی را بخورد. به همین علت کاملا تنها بود، البته به غیر از سگش پونتو و سیاهانی که در کلبه های او زندگی می کردند و برروی محصولات زراعیش کار می کردند و پرندگانش، چند گاو ، تعدادی قاطر و اسلحه‌اش – که با آن بازهای مرغ دزد را می زد – و مذهبش.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب حسرت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابحسرت
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهکیت شوپن، لعیا متین‌پارسا
انتشاراتخانه داستان چوک
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۱۱ مگابایت
قیمت کتابرایگان
برچسبمجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه ۵ تا ۱۰ دقیقه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

بید مجنون
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۹

بیشتر تبلیغ تشکیل خانواده و فرزند آوری بود تا داستان کوتاه .حال دوشیزه اورلی هم خوب میشه . اگه خیلی بچه دوست داشته باشه میره از پرورشگاه میاره !!!

۲
zeynab_m91
۱۳۹۸/۰۴/۲۲

"تاسیان" غمی که از نبودن کسی بوجود میاد :)

۰
لنی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۸

به نظرم گاهی مهم نیست ایده اصلی داستان تکراری یا دست‌خورده باشد. مهم این است که نویسنده بتواند به خوبی از پس تعریف کردن چیزی که در سر دارد، بربیاید. و کیت شوپن مسلما توانسته این کار را انجام دهد....بیشتر

۰
sera
۱۳۹۸/۰۲/۱۶

موضوع ارزشمند بود ولی داستان چندان جالب نبود

۰
🍃بانو🌼
۱۳۹۸/۰۱/۱۶

خوب نبود با اینکه بعضی جملات دلنشین بود ولی خیلی بسته و سریع همه چیز گفته شده بود و داستان با موضوعی تکراری بود

۱
هنرمند هنردوست
۱۳۹۷/۱۱/۱۵

تشکیل خانواده با همه سختیاش ولی ارزش داره ،بیاییم این کتابو با کتاب بانو مقایسه کنیم: بانو یک زندگی ساده ولی همراه با خانواده ،این خانم همه چیز داره به جز خانواده کودومش بهتره . هرکس خودش قضاوت کنه و تصمیمشو...بیشتر

۸
جو مارچ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۱۳

معمولا میگن ازدواج کردن و بچه دار شدن باعث ایجاد محدودیت و مسئولیت میشه...شاید در نگاه کلی درست باشه اما شاید هم یه روز مثل خانم پنجاه ساله این داستان برای لحظه ای این حس در وجود هر انسانی تداعی...بیشتر

۰
آوا داوودی فر
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۷

متن روان و ساده با توصیف های خوب... حسرت چیزیه که همه به نوعی تجربه می کنن مثل غم مثل شادی

۰
جواد
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۹

داستان خیلی ساده ای بود، درباره زنی که اعتقادی به ازدواج نداشت ولی در میانسالی تازه میفهمه چقدر تنهاست...

۰
میترا زروان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۰۳

متاسفانه اکثرا دوستان کتابخوان ایرانی با مفهوم داستان کوتاه بیگانه هستند و به همین دلیل نظرات خیلی منفی میدن ، لطفاً برای شناخت این نوع داستان بیشتر مطالعه کنید با اجازه ی همگی سروران عزیز کتابخوان میخوام یه توضیح مختصری...بیشتر

۰
Ali_KamalipouR
۱۳۹۸/۰۵/۲۴

با لذت وقت اضافه رو پر کرد

۰
fateme
۱۳۹۷/۱۰/۲۳

گنجی بنام خانواده.

۱
Mohi:/
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۵

عالی

۰
tak_shakh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۱

😀😉

۰
کاربر 5525685
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۹

بیمعنی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

خسته
۲۱
با همین حال و هوا برگشت
خسته
۱۰
با همین حال و هوا برگشت
جو مارچ
۸
هیجان و سر و صدا تمام شد و آنها رفتند. حالا که آنها رفته بودند چقدر همه چیز ساکت بود.
.
۶
«بذار بهت بگم خاله روبی، من ترجیح میدم به یک دوجین گیاه برسم اما بچه‌ها نه وحشتناکه! اصلا به من چیزی دربارهٔ بچه‌ها نگو.»
عادل
۵
به اوضاع بچه‌ها فکر کرد.
`Hana~
۵
هیجان و سر و صدا تمام شد و آنها رفتند. حالا که آنها رفته بودند چقدر همه چیز ساکت بود
tak_shakh
۴
دوشیزه اورلی هرگز به ازدواج فکر نکرده بود. هرگز عاشق نشده بود. بیست ساله که بود یک بار از او خواستگاری شد که البته فورا آن را رد کرد
:)
۴
هرگز عاشق نشده بود
Mohammad Bagheri
۳
در طول همان چند لحظه تفکر دوشیزه اورلی سعی کرد که خودش را جمع و جور کند و یکسری اقداماتی انجام بدهد که البته مساوی بود با کلی مسئولیت. اول از همه با غذا دادن به آنها شروع کرد. اگر مسئولیت‌های دوشیزه اورلی همین جا شروع می‌شد و تمام می‌شد، خیلی راحت از پس بچه‌ها برآمده بود و کار تمام شده بود چرا که گنجهٔ خوراکی او برای همچین موقعیت‌های فوری کاملا پر بود؛ اما بچه‌های کوچک مثل بچه خوک نیستند: باید به آنها توجه شود ... بچه‌ها نیاز به توجهی داشتند که دوشیزه اورلی فکر آن را هم نمی‌کرد و اصلا هم برای این کار آموزش ندیده بود.
:)
۳
مجموعه «مطالعه در وقت اضافه» با این هدف فراهم شده است تا کاربران طاقچه بتوانند در عرض چند دقیقه یک داستان کوتاه از نویسندگان ایران و جهان را بخوانند. امیدواریم این داستان‌های کوتاه بتواند کمکی کوچک به پربارترکردن دقایق زندگی داشته باشد. دقایقی کوتاه که در میان روزمرگی‌ها، دقایقی زیباتر و ارزشمندتر باشد و در میان لحظات خوبمان جای بگیرد.