با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
حسرت

دانلود و خرید کتاب حسرت

۳٫۵ از ۴۹ نظر
۳٫۵ از ۴۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب حسرت  نوشته  کیت شوپن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب حسرت

اترین او فلاهرتی ( کیت شوپن ) در ۸ فوریه ۱۸۵۱ در سنت لوئیس ایالت میسوری آمریکا متولد شد. حاصل کارهای ادبی او چندین مقاله و داستان کوتاه و دو رمان است. رویای یک ساعته، بوسه و دوست بیکار نام برخی از داستان‌های کوتاه او هستند. بخش کوتاهی از داستان کوتاه «حسرت» شوپن را می‌خوانید: «دوشیزه اورلی هرگز به ازدواج فکر نکرده بود. هرگز عاشق نشده بود. بیست ساله که بود یک بار از او خواستگاری شد که البته فورا آن را رد کرد و در سن پنجاه سالگی هنوز به شکلی زندگی نکرده بود که بخواهد حسرت چیزی را بخورد. به همین علت کاملا تنها بود، البته به غیر از سگش پونتو و سیاهانی که در کلبه های او زندگی می کردند و برروی محصولات زراعیش کار می کردند و پرندگانش، چند گاو ، تعدادی قاطر و اسلحه‌اش – که با آن بازهای مرغ دزد را می زد – و مذهبش.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۴)
هنرمند هنردوست
۱۳۹۷/۱۱/۱۵

تشکیل خانواده با همه سختیاش ولی ارزش داره ،بیاییم این کتابو با کتاب بانو مقایسه کنیم: بانو یک زندگی ساده ولی همراه با خانواده ،این خانم همه چیز داره به جز خانواده کودومش بهتره . هرکس خودش قضاوت کنه و تصمیمشو

- بیشتر
مینو
۱۳۹۹/۱۰/۰۹

بیشتر تبلیغ تشکیل خانواده و فرزند آوری بود تا داستان کوتاه .حال دوشیزه اورلی هم خوب میشه . اگه خیلی بچه دوست داشته باشه میره از پرورشگاه میاره !!!

🍃بانو🌼
۱۳۹۸/۰۱/۱۶

خوب نبود با اینکه بعضی جملات دلنشین بود ولی خیلی بسته و سریع همه چیز گفته شده بود و داستان با موضوعی تکراری بود

اللهم عجل لولیک الفرج
۱۳۹۸/۰۲/۱۶

موضوع ارزشمند بود ولی داستان چندان جالب نبود

Ali_KamalipouR
۱۳۹۸/۰۵/۲۴

با لذت وقت اضافه رو پر کرد

آوا داوودی فر
۱۳۹۹/۰۳/۲۷

متن روان و ساده با توصیف های خوب... حسرت چیزیه که همه به نوعی تجربه می کنن مثل غم مثل شادی

شمیم
۱۳۹۹/۰۲/۳۱

با وجود اینکه موضوع خوبی داشت اما داستان خیلی ابتدایی و معمولی نوشته شده بود

لنی
۱۳۹۹/۰۶/۲۸

به نظرم گاهی مهم نیست ایده اصلی داستان تکراری یا دست‌خورده باشه. مهم اینه که نویسنده بتونی به خوبی از پس تعریف چیزی که در سر داره بر بیاد. و این تونسته.

جواد
۱۳۹۹/۰۷/۲۹

داستان خیلی ساده ای بود، درباره زنی که اعتقادی به ازدواج نداشت ولی در میانسالی تازه میفهمه چقدر تنهاست...

⚽️ kaka ⚽️
۱۳۹۷/۱۱/۱۵

تلاش نویسنده رو تحسین میکنم ولی واقعا جالب نبود.. ترجمه هم چندتا ایراد جزئی داشت

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۷)
با همین حال و هوا برگشت
خسته
با همین حال و هوا برگشت
خسته
به اوضاع بچه‌ها فکر کرد.
عادل
مجموعه «مطالعه در وقت اضافه» با این هدف فراهم شده است تا کاربران طاقچه بتوانند در عرض چند دقیقه یک داستان کوتاه از نویسندگان ایران و جهان را بخوانند. امیدواریم این داستان‌های کوتاه بتواند کمکی کوچک به پربارترکردن دقایق زندگی داشته باشد. دقایقی کوتاه که در میان روزمرگی‌ها، دقایقی زیباتر و ارزشمندتر باشد و در میان لحظات خوبمان جای بگیرد.
آسو:))) سهمیه
دیگر صدای جیر جیر و تلق تلق چرخ‌های گاری را نمی‌شنید. اما هنوز هم می‌توانست خیلی ضعیف صدای جیغ مانند و شادی بچه‌ها را بشنود.
`Hana~
دوشیزه اورلی هرگز به ازدواج فکر نکرده بود. هرگز عاشق نشده بود. بیست ساله که بود یک بار از او خواستگاری شد که البته فورا آن را رد کرد
tak_shakh
هیجان و سر و صدا تمام شد و آنها رفتند. حالا که آنها رفته بودند چقدر همه چیز ساکت بود
`Hana~
هرگز عاشق نشده بود
آسو:))) سهمیه
بیست ساله که بود یک بار از او خواستگاری شد که البته فورا آن را رد کرد و در سن پنجاه سالگی هنوز به شکلی زندگی نکرده بود که بخواهد حسرت چیزی را بخورد.
mohammad reza abdollahi nadi
«بذار بهت بگم خاله روبی، من ترجیح میدم به یک دوجین گیاه برسم اما بچه‌ها نه وحشتناکه! اصلا به من چیزی دربارهٔ بچه‌ها نگو.»
Numb