معرفی و دانلود رایگان کتاب مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید
تصویر جلد کتاب مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید
off

کتاب مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۲۶۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
فرناندو سورنتینو
انتشارات: 
خانه داستان چوک

معرفی کتاب مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید

«مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید» اثر فرناندو سورنتینو، نویسنده آرژانتینی و از «مجموعه مطالعه در وقت اضافه» است. سورنتینو از نویسندگان مطرح آمریکای لاتین است که داستان‌هایش به زبان‌های گوناگون ترجمه شده‌اند. از او تاکنون چندین مجموعه داستان و دو کتاب غیر داستانی منتشر شده است. «گفت‌وگو با بورخس» یکی از آثار ترجمه‌شده‌ی او به فارسی است. مجموعه «مطالعه در وقت اضافه» با این هدف فراهم شده است تا کاربران طاقچه بتوانند در عرض چند دقیقه یک داستان کوتاه از نویسندگان ایران و جهان را بخوانند. امیدواریم این داستان‌های کوتاه بتواند کمکی کوچک به پربارترکردن دقایق زندگی داشته باشد. دقایقی کوتاه که در میان روزمرگی‌ها، دقایقی زیباتر و ارزشمندتر باشد و در میان لحظات خوبمان جای بگیرد. آغاز داستان: مردی مدام با چترش بر سرم می‌کوبد. دقیقا پنج سالی می‌شود که مدام با چترش بر سرم می‌کوبد. اوایل نمی‌توانستم تحملش کنم اما حالا دیگر به آن عادت کرده‌ام. اسمش را نمی‌دانم. ظاهری عادی دارد و کتی خاکستری به تن می‌کند. موهای کنار گوشش سفید شده و چهره‌ای معمولی دارد. پنج سال پیش در یک روز شرجی او را دیدم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهفرناندو سورنتینو
انتشاراتخانه داستان چوک
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۱۲ مگابایت
قیمت کتابرایگان
برچسبمجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه ۵ تا ۱۰ دقیقه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

S T A N
۱۳۹۸/۱۱/۲۱

این نظر شاید حاوی اسپویل باشد🌼 . فرض کنید یه یک روز با دوستانتان به گردش رفتید و شما فراموش کرده اید وسیله ای که چندان هم مهم نیست با خود ببرید و بعد از آن شروع به خود خوری میکنید و...بیشتر

۷
fateme
۱۳۹۷/۱۰/۲۲

عادت میکنیم، خیلی راحت.. به اطرافیانمون، به داشته هامون به کارها و رفتارهای خودمون و ترسناک میشه وقتی ادم بجایی برسه که نگرانیش بشه نبود اون چیزی که بهش عادت کرده..!

۱
▪︎ sᴀʟᴠᴀᴅᴏʀ
۱۳۹۸/۰۴/۳۱

کتاب فوق العاده قشنگی بود که ایهام زیادی داشت اولین سوالی که پیش میاد اینکه اون مرد کی بود؟ چون یه جا میگه خودمو بکشم یا اونو؟ خودم یا اون! ینی جفتشون یه نفرن ! میگه اون صلاح منو میخواد و با اینکه من...بیشتر

۱۲
Mhamad
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۰۶/۱۰

اولین باری که خوندم هیچی ازش نفهمیدم و خیلی سطحی ازش گذشتم اما بعد از مدت ها اتفاقی شبیه به این برام افتاد یادم افتاد همچین ماجرایی رو تو یه کتاب خونده بودم گشتم و دوباره پیداش کردم کتابو و...بیشتر

۰
بادبان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۷

داستان جالبی بود. در زندگی همه انسانها افکار و افرادی هستند که مانند چتر به سر ضربه میزنند ولی باز هم مایل به ماندنشان هستیم.

۰
naafaaas
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۹

عالی بوووود عااالییی......فکر و خیالای منفی همینجورین مدام به وجودمون ضربه میزنن...دمه نویسنده گرممممم

۱
Mahdi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۹

با مفهوم،داستانی کوتاه و زیبا و توصیه میکنم این داستان کوتاه را بخوانید حداقل کسایی که تازه شروع به کتاب خوندن کردن و بعد از مدت ها میخوان کمی کتاب بخوانن و حوصله کتاب های بلند را ندارند از این...بیشتر

۰
ندا
۱۳۹۸/۰۱/۲۰

عالی بود عالی بود عالی. برداشت من از این داستان بیماری های روحی و روانی بود که با اینکه فرد میدونه بیماره ولی از خلاص شدن ازش میترسه و از درمان و دکتر اجتناب میکنه

۰
Masoumeh Mohebbi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۱

واقعا داستان قابل تفکری بود. گاهی اوقات ما افرادی رو که آزارمون میدن تحملشون میکنیم. هم خودشونو تحمل میکنیم هم اذیت و آزارهاشون رو. فقط به این خاطر که میترسیم شاید یک روزی به کمکشون احتیاج داشته باشیم و آن...بیشتر

۰
کمیل
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۱

در مورد این داستان تنها کلمه ای که میتونم بگم «عادت» هست. انسان به هرچیزی عادت میکنه، حتی چیزی که بهش آسیب بزنه. این وضعیت به شرایط فعلی ما هم مرتبطه. انگار داریم به نداشتن ارتباط با خارج، فیلترینگ، سانسور،...بیشتر

۰
مهیا جان❤❤
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۸

اوایلش خندم گرفت😂😂 آخراشم جذاب شد 😊😊 اما تنها مشکلی که داشن؛ بایدچندبارمی خواندی ، تا متوجه ی داستان شوی. وآخرین مشکل ، ناقص بودن اوست 😔😔

۱
fatima
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۳

خوب بود ولی باید دلیلی برای ضربه زدن با چترش داشته باشه ولی این رو هم میگفت که ما انسان ها خیلی زود به چیزهایی عادت میکنیم

۱
Mohammad Bagheri
۱۳۹۸/۰۳/۲۳

این برای خیلی از ما عادی شده که به عادت های بد و ناخوشی ها عادت کنیم، شاید یک راه و روش قاطع برای اجتناب از درگیر شدن با اون عادت بد و ناخوشی وجود داشته باشه اما به هزار...بیشتر

۱
Mesoul
۱۳۹۷/۱۰/۰۹

تعبیر جالبی از عادت و چیزهای دیگه ای که الان متوجه نشدم

۰
kavion
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۱

کتاب مختصر و جالبی بود با یک بار خوندن زیاد متوجه مفهوم داستان نشدم. اما اینکه خود انسان ها با افکارشون چقدر میتونن خودشون رو اذیت کنن و این افکار همیشه مثل سایه دنبال ما هستن، به خوبی در همچین کتاب...بیشتر

۱۰

بریده‌هایی از کتاب

BehRad
۴۷
حتی می‌دانم با شلیک یک گلوله از شرش خلاص خواهم شد. چیزی که نمی‌دانم این است که به او شلیک کنم یا خودم.
Anita Moghaddam💙💙
۱۷
این را هم نمی‌دانم که پس از مرگِ هردومان باز هم با چترش بر سرم خواهد کوبید یا نه. بهر حال این فکرها و استدلال‌ها بی‌فایده است چون جراتش را ندارم خودم یا او را بکشم.
.
۱۲
تا جایی که می‌توانم بگویم نه چیزی می‌خورد و نه می‌خوابد. تنها کاری که می‌کند ضربه زدن به من است.
saleh
۱۲
دلشوره عجیبی روحم را آزار می‌دهد: این نگرانی از این فکر نشئت می‌گیرد که شاید این مرد زمانی که خیلی به او نیاز دارم مرا ترک کند
Αναγνώστης{بانو راد }
۱۲
(از مجموعهٔ مطالعه در وقت اضافه)
.
۸
از طرف دیگر، به تازگی پی بردم که دیگر نمی‌توانم بدون آن ضربات زندگی کنم. به تازگی بیشتر اوقات احساس نگرانی می‌کنم. دلشوره عجیبی روحم را آزار می‌دهد: این نگرانی از این فکر نشئت می‌گیرد که شاید این مرد زمانی که خیلی به او نیاز دارم مرا ترک کند و دیگر رنگ آن ضربات چتر را که با آنها عمیقا می‌خوابیدم را نبینم و احساسشان نکنم.
مریم
۷
از طرف دیگر، به تازگی پی بردم که دیگر نمی‌توانم بدون آن ضربات زندگی کنم. به تازگی بیشتر اوقات احساس نگرانی می‌کنم. دلشوره عجیبی روحم را آزار می‌دهد: این نگرانی از این فکر نشئت می‌گیرد که شاید این مرد زمانی که خیلی به او نیاز دارم مرا ترک کند و دیگر رنگ آن ضربات چتر را که با آنها عمیقا می‌خوابیدم را نبینم و احساسشان نکنم.
pouneh
۷
شاید این مرد زمانی که خیلی به او نیاز دارم مرا ترک کند و دیگر رنگ آن ضربات چتر را که با آنها عمیقا می‌خوابیدم را نبینم و احساسشان نکنم.
Anita Moghaddam💙💙
۷
همه به طرز احمقانه‌ای برمی‌گشتند به ما خیره می‌شدند.
helya.B
۶
بیهوده تلاش می‌کرد به من ضربه بزند.