معرفی و دانلود کتاب مصطفی چمران + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مصطفی چمران

کتاب مصطفی چمران

نگاهی به زندگی و زمانه شهید دکتر چمران

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۳۱ رأی)
انتشارات: 
میراث اهل قلم
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مصطفی چمران

کتاب «مصطفی چمران» به قلم امیر صادقی گیوی نگاهی به زندگی و مبارزات شهید دکتر چمران دارد.

دکتر مصطفی چمران، فیزیک‌دان، سیاستمدار (عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران)، وزیر دفاع دولت بازرگان و دولت موقت شورای انقلاب، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی، از فرماندهان جنگ تحمیلی، بنیان‌گذار ستاد جنگ‌های نامنظم در جریان جنگ ایران و عراق و از همراهان امام موسی صدر در تشکیل جنبش امل (لبنان) بود. او در ۱۷ اسفند سال ۱۳۱۰ در تهران متولد شد و در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ که برای سرکشی، معرفی و توجیه فرمانده جدید محور به منطقه جنگی دهلاویه رفته بود، در خط مقدم نبرد، بر اثر اصابت ترکش خمپاره ۶۰ دشمن به پشت سرش، زخمی شد و در راه انتقال به بیمارستان اهواز به شهادت رسید.

در بخشی از این اثر می‌خوانید:

«در فضای آن روز چاله‌میدان، گذر سید اسماعیل و چهارراه سیروس، که حفظ سلامت اخلاقی برای بزرگ‌ترها هم کار سختی بود، مصطفی حتی اگر می‌خواست به کسی دشنام بدهد، بدترین دشنام‌اش «پدر صلواتی» بود. او از همان دوران نوجوانی، احساسات عجیب و غریبی داشت: شب سردی بود، فقیری کنار یک کپه برف خودش را از زور سرما مچاله کرده بود. نزدیکش شدم و با او حرف زدم، فقیر جایی برای خواب نداشت. هرچه فکر کردم، دیدم نمی‌توانم او را به خانه ببرم، یا جای گرمی برای او تهیه کنم. تصمیم گرفتم تمام شب را در حیاط خانه بمانم، از سرما بلرزم و از رخت‌خواب محروم باشم. تا خود صبح لرزیدم و بعدش سخت مریض شدم. و چه مریضی لذت‌بخشی بود!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مصطفی چمران و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمصطفی چمران
عنوان دیگرنگاهی به زندگی و زمانه شهید دکتر چمران
موضوعدفاع مقدس، زندگی‌نامه
نویسندهمصطفی چمران، امیر صادقی گیوی
انتشاراتمیراث اهل قلم
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۱/۰۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۶۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۶۳۲۷۲۳۵
تعداد صفحه‌ها۹۶ صفحه
قیمت کتاب۱۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ای که مرا خوانده ای ،راه نشانم بده
۱۳۹۷/۰۸/۲۹

کتاب خیلی خوبی بود از لحاظ داستانی و اونجایی که تو لبنان ازدواج می کنه خیلی جالبه و خیلی خیلی وصیت نامه قشنگی دارن که یه جور مناجات کلا قشنگ بود دوست داشتنی و بدرد افراد انقلابی و درس خون...بیشتر

۱
سید حمید رضا تفتی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۱

یک اسطوره واقعی ... بسیار مختصر و جذاب. برای سن بالای ۱۲ سال توصیه میشه.

۱
m.m.attarian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۳

چقدر تو را دوست دارم ای مصطفی چمران❤️ هر چی راجب دکتر چمران کتاب میخونم بیشتر عاشق شخصیتش میشم ، او کجا سِیر میکرد ما کجا !!!

۰
⚖️وکیل بعد از این⚖️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۷

بیستمین کتابی که در طاقچه مطالعه کردم. بسیار بسیار بسیار...... زیبا بود نویسنده با اینکه امروز مباحث فراوانی از دکتر چمران در کتاب ها و فضای مجازی وجود داره و حجم خوبی از اطلاعات درمورد دکتر چمران در اختیار مخاطب هست ؛...بیشتر

۰
شش نفر کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۲

کتابی است مختصر، مفید و شیرین. فقط قسمت های انتهایی کتاب و نبرد پاوه و سوسنگرد رو خیلی کوتاه بیان کرده. یه جورایی بهتر بود یا اون بخش از خاطرات ذکر نمی‌شد یا بیشتر بهش پرداخته می‌شد

۱
F Sabity
۱۴۰۰/۰۳/۳۱

عالی

۰
کاربر 10159101
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۰

کتاب پرباری هست و لازمه ی هر فردی است که میخواد در راه شهدا قدم برداره .

۰
کاربر ۳۰۳۹۰۳۶
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۸

کتاب خیلی مختصر توضیح داده و زیادی از سر و ته موضوعات زده . اگر قصد دارید بیشتر با شهید چمران آشنا بشید کتاب های کامل تری وجود دارند . دو ستاره هم به خاطر مختصر بودن کتاب دادم وگرنه...بیشتر

۰
ati rad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۲

کتاب کوتاه و مختصریه بعضی جاها معلوم نیست چه کسی داره روایت رو نقل میکنه اگر کسی کوتاه بخواد در مورد این شهید بزرگوار بدونه خوبه

۰

بریده‌هایی از کتاب

آرمین قاف
۵۹
می‌دانم که در این دنیا به عده‌ی زیادی محبت کرده‌ام، حتی عشق ورزیده‌ام، ولی جواب بدی دیده‌ام. عشق را به ضعف تعبیر می‌کنند و به قول خودشان زرنگی کرده از محبت سوء استفاده می‌نمایند! اما این بی‌خبران نمی‌دانند که از چه نعمت بزرگی که عشق و محبت است، محرومند. نمی‌دانند که بزرگ‌ترین ابعاد زندگی را درک نکرده‌اند. نمی‌دانند که زرنگی آن‌ها جز افلاس و بدبختی و مذلت چیزی نیست.... و من قدر خود را بزرگ‌تر از آن می‌دانم که محبت خویش را از کسی دریغ کنم. حتی اگر آن‌کس محبت مرا درک نکند و به خیال خود سوء استفاده نماید. من بزرگ‌تر از آنم که به خاطر پاداش محبت کنم، یا در ازاء عشق تمنایی داشته باشم. من در عشق خود می‌سوزم و لذت می‌برم. این لذت بزرگ‌ترین پاداشی است که ممکن است در جواب عشق من به حساب آید....
دلتنگِ ماه
۴۱
او از همان دوران نوجوانی، احساسات عجیب و غریبی داشت: شب سردی بود، فقیری کنار یک کپه برف خودش را از زور سرما مچاله کرده بود. نزدیکش شدم و با او حرف زدم، فقیر جایی برای خواب نداشت. هرچه فکر کردم، دیدم نمی‌توانم او را به خانه ببرم، یا جای گرمی برای او تهیه کنم. تصمیم گرفتم تمام شب را در حیاط خانه بمانم، از سرما بلرزم و از رخت‌خواب محروم باشم. تا خود صبح لرزیدم و بعدش سخت مریض شدم. و چه مریضی لذت‌بخشی بود!
آرمین قاف
۴۱
راستی، آدمی از دور خیلی حرف‌ها می‌زند و خیلی ادعاها می‌کند ولی در بوته آزمایش، خمیره‌ها معلوم می‌گردد.
شایسته
۳۲
«تاجر اگر از سرمایه‌اش خرج کند، بالاخره ورشکست می‌شود. باید سود در بیاورد که زندگی‌اش بگذرد. اگر نماز شب نخوانیم ورشکست می‌شویم.»
محسن
۲۶
علایق را زیر پا گذاشته‌ام. قید و بندها را پاره کرده‌ام.
hashem
۲۳
خط زیبایی داشت و خوب نقاشی می‌کشید. در همان دوران، نقاشی زیبایی از حضرت علی علیه‌السلام کشید.
دلتنگِ ماه
۲۲
در ریاضیات و به خصوص هندسه، آن‌قدر توانا بود که حریفی نداشت
hashem
۲۱
او از همان دوران نوجوانی، احساسات عجیب و غریبی داشت: شب سردی بود، فقیری کنار یک کپه برف خودش را از زور سرما مچاله کرده بود. نزدیکش شدم و با او حرف زدم، فقیر جایی برای خواب نداشت. هرچه فکر کردم، دیدم نمی‌توانم او را به خانه ببرم، یا جای گرمی برای او تهیه کنم. تصمیم گرفتم تمام شب را در حیاط خانه بمانم، از سرما بلرزم و از رخت‌خواب محروم باشم. تا خود صبح لرزیدم و بعدش سخت مریض شدم. و چه مریضی لذت‌بخشی بود!
دانشجوی سرگردان
۱۳
سال دوم یک استاد داشتند که گیر داده بود همه باید کراوات بزنند. سر امتحان، کراوات نزد، استاد دو نمره از او کم کرد. شد هجده، بالاترین نمره.
hashem
۱۲
از خانه‌شان تا دانشگاه را پیاده می‌رفت. یک ساعت و نیم طول می‌کشید. هوا سرد بود و برف می‌بارید. دست و پایش از سرما کرخت می‌شد و یخ می‌زد، اما دستش جلوی کسی دراز نمی‌شد. از هیچ‌کس پولی را قبول نمی‌کرد. روزگار سختی بود، اما سخت‌تر این بود که بخواهد از کسی پولی بگیرد. هرچه زندگی بر او سخت‌تر می‌گرفت،‌ او هم بیش‌تر مراقبت می‌کرد. این عزت نفس بر تمام زندگی‌اش سایه انداخت و تمام افکار و اعمال‌اش را تحت تأثیر قرار داد.