معرفی و دانلود کتاب آن خاکستری مرموز + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آن خاکستری مرموزsubscriptionAvailable

کتاب آن خاکستری مرموز

نوع کتاب
۳.۵(از ۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
محبوبه رحمتی
انتشارات: 
نشر کیان‌افراز

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آن خاکستری مرموز

«آن خاکستری مرموز» مجموعه داستان‌های کوتاهی به قلم نویسنده معاصر، محبوبه رحمتی است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آن خاکستری مرموز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آن خاکستری مرموز
موضوع:داستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسنده:محبوبه رحمتی
انتشارات:نشر کیان‌افراز
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۷/۰۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۴۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۹۷۴۶۳۷۸
تعداد صفحه‌ها:۸۳ صفحه
قیمت کتاب:۱۶۹۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۶/۲۶

کتاب صد و هشتاد و هشتم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی، مجموعه ۷ داستان کوتاه ، ساده و صمیمی و بی ریا !

۷
*
۱۳۹۷/۰۴/۲۵

آن خاکستری مرموز مجموعه داستانی با روح زنانه ست. داستانهاش خوب بودن💕

۰

بریده‌هایی از کتاب

سیّد جواد
۲۱
آخرین پک را به سیگارم زدم. مورچه‌ای لبهٔ کابینت راه می‌رفت. سیگارم را پشتش خاموش کردم. بوی عجیبی ازش بلند شد. رعشه‌ای به تنش افتاد و بعد پودر شد. انگار که اصلاً هیچ‌وقت نبوده است.
دهقان غذاخوار
۲۰
چقدر به این پک نیاز داشتم. دود غلیظ و سفید بین من و دنیای روبه‌رویم قرار گرفت و لحظه‌ای بعد ناپدید شد.
سیّد جواد
۹
چقدر خوشتیپ و جذابه. مگه یه نفر می‌تونه به این زیبایی باشه؟ این و باید برای فیلم حضرت یوسف می‌بردن.
دهقان غذاخوار
۹
مورچه‌ای لبهٔ کابینت راه می‌رفت. سیگارم را پشتش خاموش کردم. بوی عجیبی ازش بلند شد. رعشه‌ای به تنش افتاد و بعد پودر شد. انگار که اصلاً هیچ‌وقت نبوده است.
سیّد جواد
۸
ـ ببخشید سودابه خانم. می‌تونم بپرسم چند سالتونه؟ خواست صفحه را ببندد و جواب ندهد، اما دور از ادب دید. بیچاره سؤال ناجوری که نپرسیده بود.
دهقان غذاخوار
۸
فراموش کردم پلوپز را روشن کنم. حالا باید می‌گذاشتم کباب‌ها خوب از دهان بیفتند تا پلو آماده شود یا از خیر پلو می‌گذشتم و با نان می‌خوردمشان.
سیّد جواد
۷
ولی مردهای جذاب ترسناکند.