ادبیات کودکواره زبان دل است و هدف و بهانهاش هنوز انسان و انسانیت است؛ نگرانیهایش سادهاندیشانه، شادیهایش پیشپاافتاده و کودکانه و شیطنتهایش مفرح و بازیگوشانه است. و این همه، مدتها است به امری زائد و دستوپاگیر تبدیل شدهاند. زیرا در دوره و زمانهای زندگی میکنیم که یا درگیر مناسبات طبقاتی، نژادی است یا ستیزههای دینی و قومی...
بههرحال در لابهلای ابتذال برآمده از چنین فضایی است که کودکوارگی دست به کار ساختن قلمرو خاص خود در جهان ادبیات شده است. زیرا از همان ابتدای فعالیتش، آرام و بدون هرگونه هیاهو، به جای پذیرش واقعیت تحمیلی ساختارهای روزمره، قاطعانه «نه» گفته و به تخیل روی آوردهاست.
«کودکوارگی ادبیات»، پاسخی انتقادی به نحوه زندگی انسان معاصر و الگوهای طبقاتی و تبعیضآمیز است. کودکان در مقام شهروندان واقعی جهان رویاها و شگفتیهای فراموششده انسانی قادرند به خاطر آزادی از هرگونه اقتدار ذهنی، کل باورهای بیشائبه به جهان، آدمها و چیزها را با تمامی موقعیتهای هستیشناسانه آن فتح کنند. به همین خاطر است که این جهان را در ادبیات به نام آنها میخوانیم، چرا که همچون کودکان، رفتار سرراست، بدون شائبه و ازاد و رها از هرگونه مصلحتاندیشی است. در ادبیات کودکواره با فضای ساختارشکنانهای مواجهیم که میتواند بی ذرهای تردید نسبت به موجودیت شفاف خیالبافیها، مرز واقعیت و غیرواقعیت جهان مصلحت اندیشی بزرگترها را پشت سر گذارد و عقلانیت دائم در تردیدشان را با حسرت و غبطه مواجه سازد.
زهره روحی در این اثر، «رد پای کودکوارگی» را در آثار بزرگان ادبیات جهان دنبال کردهاست.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب کودکوارگی ادبیات؛ تجربهی چند آزمون و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
گرگی که قرار بود لورت یا همان «شنلآبی» را به شهرت برساند، برای آنکه در قفس آهنینی که آدمها برایش در باغ وحش دستوپا کرده بودند، حوصلهاش سر نرود، خوب مطالعه میکرد، از این رو بهراحتی فریب هر چیزی را نمیخورد. حتی اگر آن چیز حرفهای سادهدلانه و توام با هذیان دختر کوچکی باشد که نوه شنلقرمزی بود و سعی داشت قهرمانی مادربزرگش را شخصا تجربه کند
amit
۰
جهانی که سر جنگ دارد اما قدرت جنگیدن با آن را نداریم، بیشک جهانی است که از خوردن ما تغذیه میکند. در چنین مواقعی خرد حکیمانه به ما میگوید: راز بقا در برابر چنین جهانی این است که به آن خوراک نرسانیم.
fereshteh
۰
«بچهها سراسر روز را در باغهای بزرگ بازی میکنند. همه سرگرم تفریحند. پدرها صبح تا شام روزنامه وکتاب نمیخوانند، وقتی آنها را به شرکت در یک بازی کوچک دعوت کنی در جواب نمیگویند که: «کار دارم». اصلا آنجا بچهها، پدر و مادرشان را خود انتخاب میکنند و از مغازهها میخرند».
نظر شما دربارهٔ این کتاب