«برنامه نویس» وحید حُسنی (-۱۳۵۹) نویسنده یزدی، رمان برگزیده جشنواره رضوی در سال ۹۶ است.
قصه این کتاب که در فضایی جذاب و صمیمانه بهپیش میرود، اتفاقاتی که برای راوی پیش آمده و فراز و نشیبهای یک طرح کاری او را بیان میکند. موضوعاتی چون فضای مجازی، سربازان گمنام امام زمان (عج)، امنیت و اقتدار ملی و گوشههایی از دفاع سایبری در بستر این داستان روایت شدهاند. این رمان، همت، غیرت و پایداری پایمردانی که با دست خالی و امکانات موجود با تکیه بر توان داخلی و دانش بومی مسیر رشد و پیشرفت ایران مقتدر و با صلابت را هموار کردند ارج مینهد و تحسین میکند.
ماجرای رمان همزمان با اتفاقات سال ۸۸ است و ما شاهد موضعگیری قشرهای مختلف جامعه در اینباره از جمله شخصیت اصلی داستان هستیم:
روزهای اول دغدغهام پیداکردن دوربینها، سردرآوردن از کدهای شبکه و رمزهای ابَرسِرورهای دانشگاه بود. خیلی سریعتر از آنچه فکر میکردم آنها را پیدا کردم. گمان میکردم باید این کار بخشی از اُختشدن با دانشگاه و محیط جدید باشد. بعد از آنکه به منطقۀ اطلاعاتی دیگری در شهر رفتم تا از آنجا از فهرست کل اطلاعات دانشگاه رونوشتی بگیرم دیگر حس کردم کاری برای انجامدادن در دانشگاه ندارم. کاملاً با دانشگاه اخت شده بودم. به خودم قول داده بودم برنامهنویس خوبی باشم؛ یک هکرِ سفید، نه یک بار نمرهای از خودم جابهجا کردم و نه به کسی گفتم میتوانم زندگی کاریشان را بگذارم جلوی رویشان، حتی صورت جلسات و مصوبات حوزۀ ریاست را به نشریات دانشجویی، که برای اینطور چیزها بدجور اشتیاق داشتند، نفرستادم. برای اینکه تمرین کدنویسی کنم خیلی جاها، مراکز و وبسایتها وجود داشت که خوراک هککردن بودند، ولی میدانستم هککردن و وارد سیستم شدن در فضای کشور خوب نیست. هر لحظه ممکن است بیمقدمه دو تا آقای محترم بیایند بالای سرت و بگویند: «آقا میشود با ما بیایید...؟ لپتاپتان را هم بیاورید.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب برنامهنویس و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
کتاب جالبیس
ولی سعی کنید از بیرون تهیه کنیدش
عکس روی جلد ماله بچه های برقه😀
۳
گل
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۲
عالی هست حتما حتما بخونید جذابه برای من خیلی با حال بود
۱
Chamran_lover
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۳
کتاب خیلی عالیه
یه فضای جدید رو تجربه کردم باهاش....
۰
M.S.H
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۶
فکر میکردم چیزی شبیه ماحرایهای سریال گاندو باشه 😎یک کتاب عالی ، که هرچقدر جلوتر میروی بیشتر درگیر داستان میشوی و عجب پایانی! یک پایان باز ولی مشخص و قانع کننده . عالی بود... اللهم الرزقنا...
۱
کاربر ۲۶۴۳۷۲۳
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۲
سلام خیلی عالی بود
واقعا از خواندن این رمان لذت بردم
۰
کاربر 5970680
توصیه میکنم.
۱۴۰۳/۰۷/۱۵
خراب کردن آسان است و ساختن، سخت !
شاید با خوندن این کتاب، بتونی یه برنامه خوب برای زندگیت بنویسی
۰
PHDavari
۱۴۰۳/۰۱/۳۱
کتاب خوبی بود. بهتره دانشجوها در هر رشته ای قبل از ورود به بازار کار بخوانند.
۰
سیده فاطمه
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۶/۳۰
دوستان اگر کتابهایی مثل این سراغ دارین معرفی کنید 🌺
۰
آر-طاقچه
۱۳۹۹/۱۰/۰۸
خوب بود
۰
سید.ف
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۹/۲۶
جالب بود...اولش که شروع کردم، فکر نمیکردم آخرش ابروهامو بندازم بالا و بگم هوووم جالب بود!!
برای اینکه تمرین کدنویسی کنم خیلی جاها، مراکز و وبسایتها وجود داشت که خوراک هککردن بودند، ولی میدانستم هککردن و وارد سیستم شدن در فضای کشور خوب نیست. هر لحظه ممکن است بیمقدمه دو تا آقای محترم بیایند بالای سرت و بگویند: «آقا میشود با ما بیایید...؟ لپتاپتان را هم بیاورید.»
• Khavari •
۹
از این موضوع که از وقت و هزینۀ دانشگاه ما خرج میکند برای تحویل یک اختراع به دانشگاهی دیگر زیاد خوشم نمیآمد. بدتر اینکه شاید خودش میتوانست اینجا بیست تا مخترع تحویل بدهد.
Kimia Bahari
۵
همه خودشان را در کارشان منطقی نشان میدهند. همه خودشان را منطقیترین فردی میدانند که میشناسند و من هم همینطورم. فکر میکنم دارم منطقیترین کارهای دنیا را میکنم. حتی کسانی که از منطق بدشان میآید برای بیمنطقبودن خودشان منطق میتراشند.
MHNOURII
۵
برایم روشن بود که ساختن از اول تا آخر رفتن است و خرابکردن از آخر به اول؛
Aqiq
۵
یک قاعده بیشتر توی جنگ نیست: زدی، بردی. همین و تمام. ولی ماجرای ما اینطوری تمام نشد.
وقتی صلح شد، وقتی برگشتیم به جامعۀ خودمان، اینطرف خاکریز گفتیم خودیها و اینطرف خاکریزها که بدتر از دشمن نیستند، درست میشود، درستشان میکنیم! توی جامعه، توی کار، گاهی میشد که از بیانصافی، بیقانونی، بیعدالتی و هرچیزی که بدم میآمد کلافه میشدم و گاهی به ستوه میآمدم. گاهی واقعاً میخواستم بزنم فرد پشت میز را با یک خمپارۀ شصت له کنم، ولی نمیشد؛ انگار دشمن آمده اینطرف خاکریز و دائم جلوی چشمت نیروی خودی، غیرخودی میآیند و میروند و تو نمیتوانی تشخیص بدهی کدام را باید بزنی. فهمیدم زدنی در کار نیست، سازشی هم در کار نیست، پس باید از نو جامعه را ساخت، باید تغییر داد. تازه فهمیدیم که ساختن به راحتیِ خرابکردن نیست.
Kimia Bahari
۳
در زمان کارشناسی دو سه تا از اساتید با من یکجور دیگری برخورد میکردند؛ خیلی بیشتر تحویل میگرفتند و اظهار علاقه میکردند که بیشتر با آنها بپرم و بیشتر به دفترشان سر بزنم. حتی یکیشان دوست داشت من در اتاق او کار کنم و کلید اتاقش را تعارف میکرد. آنها من را دو سه تا مقاله میدیدند که جلوشان راه میرود یا پروژهای هستم که از قِبَلِ آن میتوانند میلیونی به جیب بزنند و از روی محبت چند هزار تومان هم کف دست من بگذارند؛ برای همین دوروبر آنها آفتابی نمیشدم. خودم را خنگتر از آن نشان میدادم که بودم.
کوچا
۱
همین من را مجاب کرد که فکر کنم شاید اعدادی که حضرت شعیب پیشنهاد کرد برای پروژۀ من هم پیشنهاد کرده است. حضرت یعنی همین؛ همیشه حاضر است، زمان و مکان ندارد، از دو هزار سال پیش، از زمان ازدواج حضرت موسی میتواند بگوید عدد پروژۀ من چند تا باشد.
کوچا
۱
به او گفتم: «همیشه دوست داشتم مباحث هک و کلکهایی را که خودم پیدا کردهام به دانشجوهای دکتری درس بدهم. ولی فکر کن احسان امروز توی دفتر کیانی داشتم به یک فولپروفسور، یک استاد تمام درستوحسابی، به طور خصوصی درس میدادم.»
احسان بدون اینکه واکنش خاصی نشان بدهد، گفت: «آدم وقتی به یکی از آرزوها و خواستههایش میرسد دیگر آن آرزو فکرش را مشغول نمیکند، دیگر رهایش میکند. آنوقت بهتر میتواند به راهش ادامه دهد.»
بی نهایت
۱
خود تعریف مسئله یک حل مسئله است. مسئله را به نسلهای بعدی ارائه بده. بگو ما به اینجا رسیدیم شما حلش کنید.
کوچا
۰
نگاهم به رنگ تماممتالیک گنبد قفل میشود و ذهنم بیتوجه به خشتهای طلا دائم روی معنای تقدس کلیک میکند. انگار گنبد طلا کد تقدس است که نهفقط در ذهن من بلکه در ذهن همه اجرا میشود
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب جالبیس ولی سعی کنید از بیرون تهیه کنیدش عکس روی جلد ماله بچه های برقه😀
عالی هست حتما حتما بخونید جذابه برای من خیلی با حال بود
کتاب خیلی عالیه یه فضای جدید رو تجربه کردم باهاش....
فکر میکردم چیزی شبیه ماحرایهای سریال گاندو باشه 😎یک کتاب عالی ، که هرچقدر جلوتر میروی بیشتر درگیر داستان میشوی و عجب پایانی! یک پایان باز ولی مشخص و قانع کننده . عالی بود... اللهم الرزقنا...
سلام خیلی عالی بود واقعا از خواندن این رمان لذت بردم
خراب کردن آسان است و ساختن، سخت ! شاید با خوندن این کتاب، بتونی یه برنامه خوب برای زندگیت بنویسی
کتاب خوبی بود. بهتره دانشجوها در هر رشته ای قبل از ورود به بازار کار بخوانند.
دوستان اگر کتابهایی مثل این سراغ دارین معرفی کنید 🌺
خوب بود
جالب بود...اولش که شروع کردم، فکر نمیکردم آخرش ابروهامو بندازم بالا و بگم هوووم جالب بود!!