معرفی کتاب افسردگی، اختلال دوقطبی و چند بیماری دیگر
همه ما تا کنون بیماریهای روحی-روانی مانند افسردگی یا چیزهایی شبیه به آن را در دورهای از زندگی تجربه کردهایم و شاید بسیاری از ما اکنون هم در حال گذراندن دورههای درمانی و مبارزه با آن هستیم.
«افسردگی، اختلال دوقطبی وچند بیماری دیگر» کتابی با داستانهایی رازآلود درباره بیماران روانشناختی به قلم سیدفرنام قدیمی است.
بدون اینکه علاقهای به زندگیم داشته باشم دو دستی بهش چسبیده بودم.
هیچ مدل کاری رو دوست نداشتم و هیچ چیزی دلخوشم نمیکرد ولی باز با کمال پُررویی نفس میکشیدم و توی دلم دردهای جسمانی و روانیام را مسخره میکردم.
وقتی مرگ و درد، بدون رودربایستی برایم به مانند یک شوخی بود و وقار و ابهتش را کاملاً از دست داده بود، پس این بیماری مسخره که دکترها بعد از کلی آزمایش و امآرآی و پاسکاری کردن من بین خودشون اسمش رو «اماس» گذاشته بودند کلافهام نمیکرد!
کلافگی من از دردهای درون عضلاتم و تاری چشمهایم و گزگز کف پاهایم نبود، این دردها فقط بهانه بوده و هیچ فایدهای هم نداشت، چون مخاطب همیشگیاش را از دست داده بود و حالا از سر لجبازی فقط مزاحمت آزاردهندهای بود شاید از سمت شیطان با من که خصلتهای کودکانهام حوصلهاش را سر برده بود.
مواجهه با شّری که برای دیگران شر محسوب میشود برای من خندهدار و مضحک جلوه میکرد. دنیا هنوز هم برای من جای کوچیک و حالبههمزنی بود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب افسردگی، اختلال دوقطبی و چند بیماری دیگر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
این کتاب فاجعه در پلات بود و من خودم یک بیمار حاد دوقطبی هستم و هیچ ربطی به دوقطبی نداشت
فقط تصورات بدون مطالعه اش را از بیماری ها نوشته بود
۱
IZARIST
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۳
در کل با شخصیت های داستان و نفرتش به پدیده های اطرافش میشه ارتباط برقرار کرد و به عنوان یه فرد درونگرا این کتاب بیشتر برای این نوع افراد به درد میخوره.
۰
yazdaan
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۱
بینظیر,جذاب,پر محتوا
,دوست دارم از این نویسنده بیشتر بخونم ولی متاسفانه مثل اینکه فقط همین کتابو نوشتن
اونهایی که میگن چرت و مزخرف بود لطفا برن سراغ کتاب های انگیزشی و رمان های عاشقانه سطحی ...
۰
.
۱۳۹۸/۰۷/۰۱
اونقدری که اولش بنظر خوب میومد خوب نبود، قوی نبود راستش ، اول فکر کردم شاید داستان های مریض های یک روانپزشکه اما مثل اینکه داستان پردازی یک آدم افسردست....
۵
هدیهٔ دریا
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۷
هدف نویسنده این بود که بعضی از بیماری های روانی همچون دو قطبی،افسردگی،پرش افکار و... رو در قالب چند داستان معرفی کرده و از دید خود بیمار بیان کند تا بهتر این افراد را درک کنیم اما در معرفی بیماری...بیشتر
۳۶_من فکر میکردم راجب این بیماری ها توضیح میده اما داستان بودن و خوب من شباهتی به اختلال دو قطبی توی این کتاب ندیدم:)
۰
Mohammad Bagheri
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۷
توصیف زندگی یک فرد دارای بیماری روحی روانی وقتی که بخوای خودت رو جای اون بذاری یه کم سخت و گیج کننده هست.
۰
{ʜᴀᴢʀᴀᴛ_ᴍɪɴᴀ}
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۲
از ادامه دادن میترسم!
تا صفحه ۵۴ اونجای که میگه
[اب...وشیوه ای مرگ تو به این شکل است،نوشیدن یک لیوان اب...] خوندم البته باید تمومش کنم چون توی این کتاب غرق شدم!
تمامش کردم!
سردرد شدید دارم!
چون دقیقا کلمه به کلمه رو فهمیدم!
بهتره بگم...بیشتر
۰
Fatemeh Karimian
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۳
بد نبود..
به من برای درک بهتر افرادی که مشکلات روحی روانی دارند کمک کرد..
اما متنش یه کم آدم رو اذیت می کرد که هر لحظه از معیار به عامیانه می رفت و برعکس..
۰
乙_みG
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۴
جالب بود...پر از ناامیدی و نفرت😄پر از انزجار و خستگی😃 و من نمیدونم چرا خوشم اومد😐متنش قشنگ نوشته شده بود و داستان جالبی داشت...یک سری حقایق دردناک رو هم در خودش جا داده بود ک اگع زرنگ باشی بعنوان تلنگر...بیشتر
۰
آترین🍃
۱۳۹۸/۱۰/۱۳
جالب بود میتونست بهترم باشه آخرای کتاب توصیفاتش خستم کرد ولی موضوعشو دوس داشتم
۰
M.l
۱۳۹۸/۰۶/۱۹
کتاب جالبی بود، ای کاش ی کم روی توصیف اتفاقات بهتر کار می شد ...
سالینجر در «ناتور دشت» گفته بود «مردم همیشه برای چیزها و آدمهای عوضی دست میزنند.»
چقدر درست گفته بود و چه عمیق احساسش میکردم.
Behrouz Nobakhsh
۲۱
پزشک چه میفهمید درد من چیست؟ آنها چندتا کتاب خوانده بودند اما من با این مرض زندگی میکردم... مگر نگفته بودند که تجربه از علم بالاتر است؟!
min
۲۱
یه جور بدی دلم گرفت. دوست داشتم برم مشهد و تو حرم آقا بشینم گریه کنم، ولی پول نداشتم.
"Mhsi"
۲۱
میدونی دکتر کمحرف که باشی، تودار باشی، فکر میکنن خری، ردت میکنن بری. آدم باید رودار باشه، من نیستم.
min
۱۹
«آدمهایی که از تنهایی میترسند عزتنفس ندارند.»
zeinab
۱۶
به دنبال زندگی کردن در جهانی بودم که متعلق به افرادی بود که من از آنها بیزار بودم و هیچ ربطی به آنها نداشتم.
هیچگونه استعدادی برای زندگی میان آنها نداشتم و همه چیزش برایم کِسِلکننده بود. حتی حوصلهٔ پدر و مادرم را هم نداشتم و از بستگان آنها هم بیزار بودم. اینکه برادر مادرم که اصطلاحاً دایی من است، یا عمو و زن و بچههایش به من چه ربطی داشتند را نمیفهمیدم.
mahil
۱۶
«زمان توهمی دنباله دار است!»
علیرضا
۱۶
آنها به سبب قهرمانی شیفتهٔ من بودند. اگر این همزاد نبود و من همان مصدومِ آواره بودم، هیچکدام سمتم نمیآمدند
zeinab
۱۵
از نظر آنها من یک احمق افسردهٔ منزوی بودم! چه فرقی میکرد که چه غلطی بکنیم وقتی نهایتاً باید همگی بمیریم و فراموش بشویم؟
"Mhsi"
۱۳
«آدمهایی که از تنهایی میترسند عزتنفس ندارند.»
این را در کتابی خوانده بودم؛ فکر میکنم از گوستاو فلوبر بود.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
این کتاب فاجعه در پلات بود و من خودم یک بیمار حاد دوقطبی هستم و هیچ ربطی به دوقطبی نداشت فقط تصورات بدون مطالعه اش را از بیماری ها نوشته بود
در کل با شخصیت های داستان و نفرتش به پدیده های اطرافش میشه ارتباط برقرار کرد و به عنوان یه فرد درونگرا این کتاب بیشتر برای این نوع افراد به درد میخوره.
بینظیر,جذاب,پر محتوا ,دوست دارم از این نویسنده بیشتر بخونم ولی متاسفانه مثل اینکه فقط همین کتابو نوشتن اونهایی که میگن چرت و مزخرف بود لطفا برن سراغ کتاب های انگیزشی و رمان های عاشقانه سطحی ...
اونقدری که اولش بنظر خوب میومد خوب نبود، قوی نبود راستش ، اول فکر کردم شاید داستان های مریض های یک روانپزشکه اما مثل اینکه داستان پردازی یک آدم افسردست....
هدف نویسنده این بود که بعضی از بیماری های روانی همچون دو قطبی،افسردگی،پرش افکار و... رو در قالب چند داستان معرفی کرده و از دید خود بیمار بیان کند تا بهتر این افراد را درک کنیم اما در معرفی بیماری...بیشتر
خیلی قشنگ حرفاشو درک میکنم، حالا فکری شدم نکنه منم اختلال دارم! 😞
۳۶_من فکر میکردم راجب این بیماری ها توضیح میده اما داستان بودن و خوب من شباهتی به اختلال دو قطبی توی این کتاب ندیدم:)
توصیف زندگی یک فرد دارای بیماری روحی روانی وقتی که بخوای خودت رو جای اون بذاری یه کم سخت و گیج کننده هست.
از ادامه دادن میترسم! تا صفحه ۵۴ اونجای که میگه [اب...وشیوه ای مرگ تو به این شکل است،نوشیدن یک لیوان اب...] خوندم البته باید تمومش کنم چون توی این کتاب غرق شدم! تمامش کردم! سردرد شدید دارم! چون دقیقا کلمه به کلمه رو فهمیدم! بهتره بگم...بیشتر
بد نبود.. به من برای درک بهتر افرادی که مشکلات روحی روانی دارند کمک کرد.. اما متنش یه کم آدم رو اذیت می کرد که هر لحظه از معیار به عامیانه می رفت و برعکس..
جالب بود...پر از ناامیدی و نفرت😄پر از انزجار و خستگی😃 و من نمیدونم چرا خوشم اومد😐متنش قشنگ نوشته شده بود و داستان جالبی داشت...یک سری حقایق دردناک رو هم در خودش جا داده بود ک اگع زرنگ باشی بعنوان تلنگر...بیشتر
جالب بود میتونست بهترم باشه آخرای کتاب توصیفاتش خستم کرد ولی موضوعشو دوس داشتم
کتاب جالبی بود، ای کاش ی کم روی توصیف اتفاقات بهتر کار می شد ...
فوق العاده بود چند بار خوندمش
حیف وقتی که براش هدر رفت.