
کتاب زخمی و سینه خیز
معرفی کتاب زخمی و سینه خیز
کتاب زخمی و سینه خیز نوشته هادی خورشاهیان داستان بلندی است دربارهی زندگی خانوادهای در حاشیهی شهری مذهبی که زیر سایهی فقر، جنگ، اعتیاد، کبوترها، زندان و رؤیای زیارت قد میکشد. راوی نوجوان، دختر خانواده، از دل پستو و حیاط خاکی و پشتبام کبوترها و صف نان، جهان خودش را ساخته است. به نشر این اثر داستانی را منتشر کرده است. کتاب حاضر با ذکر جزئیات روزمره، دعواهای خانوادگی، شوخیهای تلخ و حضور پررنگ امام رضا (ع) و قدمگاه پیش میرود. داستان بیش از آنکه بر حادثههای بزرگ تکیه کند، بر زخمهای کوچک و مداوم زندگی مکث کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زخمی و سینه خیز اثر هادی خورشاهیان
کتاب زخمی و سینه خیز داستانی بلند است که هادی خورشاهیان آن را از زبان دختری نوجوان به نام سمیه روایت کرده است؛ دختری که در خانهای کوچک با مادری زمینگیر، بیبی کابوسزده، پدر کفترباز و برادر خجالتی بزرگ میشود. فضای داستان در محلهای پایینشهر شکل گرفته که در آن فقر، بیکاری، اعتیاد، جنگ و حاشیهنشینی در هم تنیده شده است، اما در کنار این وضعیتْ رفاقت همسایهها، شوخیهای زنان و رؤیای زیارت قدمگاه و حرم امام رضا (ع) حضور پررنگی دارد.
این داستان بلند در دههی ۱۳۶۰ شما را با جیغهای هرشب بیبی، چاقوخوردن یکی از شخصیتها، کشف تفنگ شخصیت دیگر، دستگیری او، رفتن خاله و شوهرخاله بهسمت جبهه، شهادت موسی و مهمانیهای کوچک خانوادگی که در دل تنگدستی برپا میشود، روبهرو میکند. داستان زخمی و سینه خیز در عین روایت ماجراهای خانوادگی، تصویر دقیقی از زیست روزمرهی طبقهی فرودست ارائه کرده است. حضور جنگ، شهدا، بسیج و جبهه در پسزمینهی اثر است، اما مرکز ثقل داستان حاضر خانهای است که با همهی تنگیاش جهان اصلی شخصیتها به شمار میآید.
خلاصه داستان زخمی و سینه خیز
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
سمیه، دختر ۱۵ساله، میان پستوی تنگ و حیاط خاکی و پشتبام کبوترها هم مراقب بیبی و مادر علیل خودش است و هم در کتابها و مجلهها دنبال راهی برای فرار ذهنی از واقعیت میگردد. پدر او کارگر ساختمانی و کفتربازی است که شبها مخفیانه با موتورش بیرون میرود و تفنگی را در حیاط پنهان کرده است. چاقوخوردن مادر بهخاطر کفتردزدها، دستگیری پدر بهخاطر اسلحه، رؤیای ناتمام زیارت، شهادت موسی، رفتن شوهرخاله به جبهه و جدایی زیبا از فرزندش، همه، از نگاه سمیه روایت میشود. اثر نشان میدهد این خانواده چطور با شوخی، گریه، مهمانیهای کوچک و امیدهای ریز، در دل شرایط سخت، زندگی را زخمی و سینهخیز ادامه میدهد.
چرا باید کتاب زخمی و سینه خیز را بخوانیم؟
زخمی و سینه خیز تصویری نزدیک از زندگی در محلههای حاشیهای ارائه کرده است؛ جایی که جنگ، فقر، اعتیاد، زندان و زیارت در یک قاب دیده میشود. این کتاب از زاویهی دید یک دختر نوجوانْ رابطههای خانوادگی، نقش زنان و کشمکش میان ایمان، خرافه، ترس و امید را نشان میدهد و خواننده را در فضای عاطفی و اجتماعی دههی ۱۳۶۰ غوطهور میکند.
خواندن کتاب زخمی و سینه خیز را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب داستان بلند با موضوع زندگی طبقهی فرودست علاقهمند هستند. اگر مایلید تجربهی جنگ و حاشیهنشینی را نه از زاویهی جبهه (دههی ۱۳۶۰)، بلکه از درون یک خانهی کوچک و پرزخم دنبال کنید، این کتاب را بخوانید.
درباره هادی خورشاهیان
هادی خورشاهیان در سال ۱۳۵۲ در شهر گنبد کاووس دیده به جهان گشود. او در زمرهی شاعران و نویسندگانی قرار میگیرد که قلم خود را همزمان در دو مسیر متفاوت، یعنی ادبیات کودک و نوجوان و نیز ادبیات بزرگسال، به حرکت درآورده است. کارنامهی ادبی این نویسنده انتشار بیش از ۸۰ عنوان کتاب را در گونههای گوناگون ادبی به خود دیده است. در میان آثار داستانی او رمانها و داستانهایی نظیر «زخمی و سینه خیز»، «مگه من چند نفرم؟»، «دختری که نبود» و «غارنشینهای بشقابپرنده» به چشم میخورند.
جوایز و افتخارات نویسنده
از هادی خورشاهیان به پاس سالها فعالیت مستمر و تأثیرگذار در حوزهی ادبیات و ادبیات داستانی در آیین پایانی هفتمین دوسالانهی جایزهی داستان کوتاه سیمرغ نیشابور (۱۸ دی ۱۴۰۴) تجلیل شد. در این مراسم ضمن تقدیر از هادی خورشاهیان، نشان افتخاری جایزهی داستان سیمرغ به او اهدا شد.
بخشی از کتاب زخمی و سینه خیز
«تا دو ماه بعد از آن شب تاریخی که بالاخره پس از سالها با خانوادهٔ خاله دور هم جمع شدیم، کسی از فامیل شهید نشد، ولی موسی، پسر هاجرخانم، شهید شد. من موسی را خوب یادم نمیآمد، چون فقط یکبار او را دیده بودم. نه اینکه اصلاً نشناسمش. اسمش را شنیده بودم و میدانستم گاهیاوقات میآید در خانهٔ همه و در خانهٔ ما هم میآمد برای دادنِ قبض کمک به ساختن مسجد، ولی من هیچوقت نرفته بودم دَم در.
غیر از زیبا و شهربانو که رمزی در میزدند، بقیه عادی در میزدند و معلوم بود این دو نفر نیستند و یاسر میرفت دَم در. موسی را تازگیها ندیده بودم، چون دَم در نرفته بودم و از طرف دیگر نه من از آن دخترهایی بودم که از مدرسه تا خانه حواسم به این باشد که کدام پسر با دوچرخهاش رد میشود و تکچرخ میزند و نه موسی اصلاً اهل این کارها بود. چندباری هم که قدیمترها از همسایهها اسمش را شنیده بودم، همهاش دربارهٔ این حرف میزدند که تعجّب میکنند در چنین محلّهای چنین پسری بزرگ شده است. البته همهٔ پسرهای محلّهٔ ما کبوترباز و دعوایی نبودند و تکوتوک توی آنها پسر خوب هم پیدا میشد، ولی نه بهخوبی موسی.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب زخمی و سینه خیز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | زخمی و سینه خیز |
|---|---|
| موضوع | داستان کوتاه، داستان ایرانی |
| نویسنده | هادی خورشاهیان |
| انتشارات | به نشر |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۴/۱۲/۲۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱۵.۲۲ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۰۲۳۹۴۷۶ |
| تعداد صفحهها | ۱۱۲ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۰۰۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب