
کتاب دایره دف
معرفی کتاب دایره دف
کتاب دایره دف نوشته سیدروح الله حسینی و یک مجموعه داستان کوتاه ایرانی است که انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرده است. این کتاب با تکیه بر جزئیات حسی، خاطره، بو، صدا و تصویر، جهان شخصیتهایی را دنبال کرده است که در نجفآباد، قم، مشهد و فضاهای شهری و جنگی رفتوآمد میکنند. داستانهای کتاب حاضر میان تجربهی زیسته، خیال، نوشتن، شهادت، شهر و درختان در نوسانند و از خلال این رفتوآمدها به پرسشهایی دربارهی مرگ، حافظه، زبان و ریشهها نزدیک میشوند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دایره دف اثر سیدروح الله حسینی
کتاب دایره دف یک مجموعه داستان کوتاه ایرانی است که سیدروح الله حسینی در آن به زندگی، مرگ، شهر و خاطره از زاویهای شخصی پرداخته است. هر داستان پیرامون یک کانون حسی یا روایی شکل گرفته است؛ بوی تافی کرهای مینو، خاک طلاییه، عطرها، صدای باد، تاولهای پا، کفشهای کهنه، بوفهی جهیزیهی مادر، چایخانه، مدرسه، حرم، حسینیه و کوچهپسکوچههای نجفآباد.
نویسنده در مجموعه داستان دایره دف مرز میان خاطرهی شخصی، روایت شهدا، تجربهی جنگ، زیارت، نوشتن و خواندن را جابهجا کرده است؛ گاهی پای صحبت مادر شهید مینشیند، گاهی در کلاس خوشنویسی است، گاهی در مغازهی کتابفروشی است، گاهی در چایخانهای است که پیرمرد و سرباز در آن به هم میرسند. این کتاب با ارجاعهای متعدد به کتابها، نویسندگان و متفکران (از هایدگر و اومبرتو اکو تا تامس هاردی و فخر رازی) نشان داده است که چگونه خواندن و نوشتن در تاروپود زندگی روزمره و خاطرههای کوچک تنیده میشود.
دایره دف بر پیوندهای پنهان میان بوها، صداها، اشیا و آدمها تمرکز کرده و از خلال همین پیوندها به نوعی تأمل دربارهی زبان، ریشهها، شهادت و امکان بازگشت به گذشته رسیده است.
چرا باید کتاب دایره دف را بخوانیم؟
مجموعه داستان کوتاه دایره دف شما را به دل جزئیات ظاهراً کوچک زندگی میبرد و نشان میدهد که چگونه بو، صدا، خاک، کفش، درخت و اشیای روزمره میتوانند دروازهی ورود به خاطره، جنگ، شهادت و مرگاندیشی باشند. این کتاب برای کسی که به پیوند میان شهر، زیارت، تجربهی جنگ و نوشتن حساس است، امکان تماشای دوبارهی چیزهای آشنا را فراهم کرده است.
خواندن کتاب دایره دف را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب داستان کوتاه و نیز به تأمل دربارهی مرگ، شهادت و آثاری بر پایهی جزئیات حسی و اشیا علاقهمند هستند.
بخشی از کتاب دایره دف
«جایی در کتابی خوانده بود حروف اندامِ بُریدهبُریدهٔ بدنها بودند. کافی بود کتابی پوسیده و پیر شود یا جوانمرگ شود تا آن را در خاک دفن کنند؛ مگر آنکه حادثهای بِرُبایدش تا حروفش در شهرهای مختلف پراکنده شوند. آدرسِ یکی از کوچههای خیابانِ پانزدهخُرداد را داده بودند. پابهرکابِ دوچرخه از صُبح تا حالا که نزدیکیهای ظُهر است افتاده بود توی کوچه پسکوچههای پانزدهخُرداد. یکی از اعضای صفحهاش همان وقتی که تصویرِ شاخِ قوچی را بالاسرِ خانهای به اشتراک گذاشته بود پیام داده بود مثلِ همین را من هم دیدهام، انگار جُفتِ آن. پُرسیده بود کُجا، نوشته بود دقیق نمیدانم، گمانم طرفهای پانزدهخُرداد و هر چه پاپی شده او جواب داده بود گُذری رد میشدهام. دوچرخهاش را گذاشته توی پیادهرو نشسته لبِ جو، روبهرویِ کوچهٔ شهید سالدورگر، که مُنتهی میشود به مسجدالرضا، تا اذانِ ظهر را بگویند برود توی مسجد، کفش و جورابهایش را دربیاورد پاهای پُخته و هلاکش نفسی بکشند دوباره راه بیفتد. در طولِ این سی چهل سال برای بارِ دوم است که گُذارش به خیابانِ پانزدهخُرداد میافتد. نه اینکه غریبه باشد رفتوآمدی نداشته باشد، بلکه ملاک حشر و نشر و نوعِ رابطهای است که کسی میتواند با خیابانها داشته باشد مزه و بوی زندگی را چشیده بوییده باشد.»
