
کتاب آرتروز فکر
معرفی کتاب آرتروز فکر
کتاب آرتروز فکر نوشتهی علیرضا عینی اثری است که نشر متخصصان آن را منتشر کرده است. نویسنده در این کتاب با همراهی ویراستار، فاطمه پژمان، به سراغ ریشههای رنجهای درونی، سردرگمیهای فکری و بحرانهای معنایی انسان امروز رفته است. آرتروز فکر میان مباحث روانشناسی، فلسفهی زندگی، اخلاق، عشق و خودشناسی حرکت میکند و تلاش کرده است تصویری از انسان گرفتار در جهان پیچیدهی معاصر ارائه دهد. متن کتاب با ترکیبی از نثر تحلیلی، مثالهای روزمره، اشاره به متفکران مختلف و گاه شعر و نقلقول پیش میرود و خواننده را به بازنگری در شیوهی زیستن و اندیشیدن فرامیخواند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آرتروز فکر
کتاب آرتروز فکر اثری است که علیرضا عینی در آن به وضعیت ذهن و روان انسان امروز پرداخته است؛ انسانی که در میان زندگی پستمدرن، پیچیدگیهای تکنولوژی، فشارهای اجتماعی و انبوه اطلاعات، دچار نوعی «سفتی و گرفتگی» در اندیشیدن شده است؛ همان چیزی که نویسنده آن را بهصورت استعاری آرتروز فکر مینامد. در آغاز کتاب، مقدمهای نسبتاً مفصل آمده که در آن از بیماریهای روانی و جسمی، تضادهای درونی، فاصلهگرفتن از اصل خویش و غرقشدن در دنیای مجازی و جبرگرایی نو سخن گفته شده است. کتاب آرتروز فکر در پانزده فصل تنظیم شده است. فصل نخست بهطور عمدی به «عشقورزی» اختصاص یافته تا نشان دهد از نگاه نویسنده، عشق اصیل نقطهی آغاز هر تحول درونی است. در ادامه، فصلهایی مانند «زیستن غافلانه»، «زیبا زندگی کن»، «بیامیدی»، «آشتی با خود»، «سادگی»، «زرنگی»، «درد و رنج بیهوده»، «سراب»، «زیستن با مرگ»، «تفاوت میان انسانها»، «درماندگی»، «بازتولید خویش»، «بلوغ فکری و روانی» و… به جنبههای مختلف شخصیت و رفتار انسان پرداختهاند. در هر فصل، نویسنده با ترکیبی از تجربههای شخصی، مشاهدات اجتماعی، ارجاع به روانشناسان و فیلسوفان و نیز نمونههایی از شعر فارسی، مفاهیمی مانند «من»، «غفلت»، «سکوت ذهنی»، «وابستگی»، «ترس»، «خودخواهی» و «بصیرت» را واکاوی کرده است. کتاب آرتروز فکر در بخشهایی بهطور مشخص به مباحثی مانند نقش کودکی و فرهنگ در شکلگیری تضادهای درونی، نسبت عشق و عقل، تفاوت عشق و دوستداشتن، عشق رمانتیک و عشق عرفانی، و همچنین نقش مغز و هورمونها در تجربهی عاشقی میپردازد. نویسنده در پایان مقدمه تأکید کرده است که این کتاب را سهم کوچکی در جهت ارائهی روشی برای زندگی «مطابق با اصول عشق، عقل و منطق» میداند و آن را حاصل ترکیبی از مطالعات، مشاهدات و تجربههای زیستهی خود در فرهنگهای مختلف معرفی کرده است.
خلاصه کتاب آرتروز فکر
آرتروز فکر بهدنبال نشاندادن این است که چگونه انسان امروز، زیر فشار فرهنگ، خانواده، جامعه و تکنولوژی، از اصل و حقیقت خویش دور شده و در قفس «من» و عادتهای ذهنی اسیر مانده است. نویسنده ابتدا عشق را بهعنوان گوهر گمشدهی زندگی انسان طرح میکند و میان عشق اصیل، عشق رمانتیک، دوستداشتن، خودشیفتگی و وابستگی تفاوت میگذارد. سپس در فصلهای بعدی، به موضوعاتی مانند زیستن غافلانه، نقش خاطرهها و گذشته، ترس، درماندگی، زرنگی بهمعنای فریبکارانه، رنجهای بیهوده و سراببودن بسیاری از هدفها میپردازد. در کتاب آرتروز فکر، مفاهیمی مانند «سکوت ذهنی»، «عدم»، «بصیرت» و «آشتی با خود» محور بحث هستند. نویسنده توضیح میدهد که چگونه تضادهای درونی، که ریشه در کودکی و القائات محیطی دارند، به شکل الگوهای رفتاری ناسالم در بزرگسالی ظاهر میشوند و انسان را به سمت رقابت ناسالم، فرافکنی، ریا و واقعیتگریزی میکشانند. در بخشهایی از کتاب، با استفاده از توضیحهای عصبشناختی دربارهی دوپامین، سروتونین، اکسیتوسین و آندورفین، تجربهی عاشقی و وابستگی عاطفی نیز از زاویهی مغز و بدن بررسی شده است. درنهایت، نویسنده بر ضرورت پرسشگری، عصیان علیه جهل و ساختارهای فکری غلط، و بازگشت به عشق، آگاهی و بلوغ فکری تأکید کرده است.
چرا باید کتاب آرتروز فکر را بخوانیم؟
آرتروز فکر تلاشی است برای پیوندزدن خودشناسی، عشق، اخلاق و آگاهی با تجربهی زیستهی انسان امروز. این کتاب نشان میدهد بسیاری از رنجها، تضادها و بنبستهای روانی، ریشه در الگوهای فکری و عاطفی نادیدهگرفتهشده دارند و میتوان با بازنگری در «من»، عشقورزی آگاهانه و فهم سازوکار ذهن و بدن، کیفیت زیستن را تغییر داد. خواندن آن برای کسانی که درگیر پرسش از معنای زندگی و ارزش زیستن هستند، میتواند دریچهای تازه بگشاید.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن آرتروز فکر به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی خودشناسی، معنای زندگی، عشق، اخلاق و بلوغ فکری دارند؛ بهویژه افرادی که با افسردگی، درماندگی، سردرگمی عاطفی، شکستهای عشقی يا احساس پوچی دستوپنجه نرم میکنند و میخواهند ریشهی این وضعیتها را در ذهن، روان و سبک زیستن خود جستوجو کنند. «بهراستیکه زندگی انسان، ساختهوپرداختهی روان و اندیشهی اوست. این دو مهمترین عاملهای برپاکنندهی حیات آدمی هستند. ازآنجاییکه بشر موجودی اجتماعی آفریده شده است، هزاران سال است که بهناچار در نظامهای اجتماعی مختلف زیست میکند. این گردهماییها را در نقاطی خاص، با فرهنگ، قوانین و سنتهای خاص، جامعه مینامند. جامعه همچون رودخانهای روان و پویاست که انسان را با خود میبرد؛ درست مانند پر کاهی که بر روی آب جاری قرار گرفته باشد. نکته اینجاست که این رودخانه، بدون اندیشه و ذهن جمعی انسانها تشکیل نمیشود. در سیصد سال گذشته، فلاسفه و متفکرین بزرگ، ازجمله جرمی بنتام و جان استوارت میل، دربارهی ارزش انسان و ارزش زندگی، بسیار گفتهاند و به نقش مهم روان و جهان درون و بناکردن یک جامعهی انسانی سالم، توجه ویژه داشتهاند. آنقدر که ازدستدادن چیزی ما را افسرده میکند از داشتن همان چیز، احساس خوشبختی نمیکنیم. به نظر میرسد سارتر بر این تأکید دارد که ای آدمیزاد! قدر چیزهایی را که داری بدان و از داشتن آنها احساس خوشبختی کن! چه چیزی بالاتر از عمر و سلامتی؟ ما هر دو را داریم؛ اما قدرشان را نمیدانیم. هنگامی که بیمار میشویم، تازه میفهمیم که چیزی به نام سلامتی داشتهایم. پس بیایید از خداوند منان، ثروت و مال زیاد نخواهیم، بلکه توفیق اندیشهی درست، بلوغ فکری و روانی و عمل صالح طلب کنیم و عشق را بهعنوان بهترین معلم زندگی در خود متجلی سازیم. بیایید تعلق خاطر، وابستگی و انتظار و توقّع از دیگران را در خود بمیرانیم تا عشق، کارش را به سرانجام رساند.»
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۳۴ صفحه
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۳۴ صفحه