کتاب لب آب تیره جو آر. لنزدیل + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب لب آب تیره

کتاب لب آب تیره

امتیازبدون نظر

معرفی کتاب لب آب تیره

کتاب لب آب تیره نوشته‌ جو آر. لنزدیل با ترجمه‌ محمود گودرزی روایتی تند، تلخ و پرجزئیات از زندگی نوجوانانی است که در حاشیه‌ی رودخانه‌ی سابین و در دل فقر، خشونت و تبعیض بزرگ می‌شوند. داستان از کشف جسد دختری جوان آغاز می‌شود و به‌تدریج به ماجراجویی خطرناک سه دوست برای فرار از این زندگی گره می‌خورد. انتشارات چترنگ این اثر را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب لب آب تیره

کتاب لب آب تیره از دل تابستانی داغ در شرق تگزاس و در کنار رودخانه‌ی سابین آغاز می‌شود؛ جایی که سو الن، راوی نوجوان، همراه پدر خشن و دائم‌الخمرش و در فضایی پر از فقر، نژادپرستی و ناامنی زندگی می‌کند. جو آر. لنزدیل در این کتاب با تمرکز بر جزئیات روزمره، از شیوه‌ی ماهی‌گیری با گردوی تَر تا بوی ماهی خشک‌شده و شکل خانه‌های چوبی کج، جهانی ملموس و خشن ساخته است که در آن کودکان خیلی زود با مرگ، تحقیر و ترس روبه‌رو می‌شوند. در لب آب تیره کشف جسد می لین بکستر، دختری زیبا و رؤیاباف، نقطه‌ی عطفی است که همه‌چیز را تغییر می‌دهد. کتاب لب آب تیره از این لحظه به بعد، هم‌زمان هم داستان معمای مرگ می لین است و هم روایت شکل‌گیری نقشه‌ای عجیب. در کنار این خط اصلی، نویسنده روابط پیچیده‌ی سو الن با پدرش، دوستی او با تری و جینکس و حضور تهدیدآمیز چهره‌هایی مثل پاسبان سای هیگینز و راسو را به‌تدریج پررنگ کرده است. هر فصل کتاب بخشی تازه از گذشته‌ی شخصیت‌ها، وضعیت شهر کوچک، افسانه‌های محلی و رازهای پنهان خانواده‌ها را آشکار می‌کند. لنزدیل در این کتاب به‌جای تمرکز بر حادثه‌های سریع، روی فضا، گفت‌وگوها و نگاه سو الن به جهان تکیه کرده است تا نشان دهد چگونه چند نوجوان در دل خشونت و بی‌عدالتی، رؤیای فرار و امکان انتخاب را برای خود می‌سازند.

خلاصه داستان لب آب تیره

داستان لب آب تیره با صحنه‌ی ماهی‌گیری غیرقانونی پدر سو الن و عمویش در رودخانه‌ی سابین شروع می‌شود؛ جایی که گونی‌های پر از گردوی تَر را در آب انداخته‌اند تا ماهی‌ها را منگ کنند. هنگام بالاکشیدن یکی از گونی‌ها، به‌جای ماهی، جسد بادکرده‌ی می لین بکستر، دختر جوانی که دوست سو الن و تری و جینکس بوده، از آب بیرون می‌آید؛ دختری که دست‌وپایش با سیم بسته شده و چرخ‌خیاطی سنگینی به پاهایش وصل است. بی‌اعتنایی پاسبان و بزرگ‌ترها به مرگ می لین، خشم و درماندگی سه نوجوان را بیشتر می‌کند. آن‌ها در پی کشف ماجرا به خانه‌ی متروک می لین می‌روند و دفتر خاطراتش را پیدا می‌کنند.

چرا باید کتاب لب آب تیره را بخوانیم؟

لب آب تیره تصویری نزدیک و بی‌پرده از بزرگ‌شدن در حاشیه، زیر سایه‌ی خشونت خانگی، نژادپرستی و فقر ارائه کرده است و نشان می‌دهد نوجوانان در چنین جهانی چطور میان ترس، خشم و رؤیا دست‌وپا می‌زنند. این کتاب هم‌زمان هم داستانی معمایی و پرتعلیق است و هم روایتی احساسی از دوستی، خیانت، امید و میل به فرار از سرنوشتی ازپیش‌نوشته‌شده.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن لب آب تیره مناسب افرادی است که به داستان‌های پرجزئیات با فضای جنوب آمریکا، روایت‌های نوجوانانه‌ی تیره‌وتار و ترکیب معما، سفر و نقد اجتماعی علاقه‌مند هستند. همچنین به مخاطبانی پیشنهاد می‌شود که مایل‌اند خشونت خانگی، تبعیض نژادی و رؤیای فرار را در دل یک داستان دنبال کنند.

بخشی از کتاب لب آب تیره

«همه طناب را کشیدیم و بالاخره، درست وقتی که فکر می‌کردم الان است که از فشار زیاد دل‌وروده‌ام بریزد بیرون، گونی بالا آمد. اما فقط گونی نبود. چیزی هم لایش گیر کرده بود، سراسر بادکرده و سفید، به اضافهٔ چند رشته علف خیسِ آویزان. بابا گفت: «خب، یک دقیقه صبر کنید.» و به کشیدن ادامه داد. بعد دیدم که اصلاً علف نبود. مو بود و زیر آن موها صورتی بود به گندگی ماه و سفیدی کاغذ، با ظاهری بادکرده عین بالشت پر. همان موقع نفهمیدم کیست، تا اینکه چشمم افتاد به لباسش. این تنها لباسی بود که تن می لین بکستر دیده بودم. لباسی با گل‌های آبی و رنگ‌ورورفته، طوری‌که درست معلوم نبود رنگ اولیهٔ گل‌ها چی بوده و به مرور زمان که قد می لین درازتر شده بود، لباس هم برایش کمی کوتاه شده بود. تا جایی که یادم است، تنها وقتی که این لباس را تنش ندیده بودم، زمانی بود که من و او و تری و جینکس یک شب یواشکی رفته بودیم چالهٔ شنا، تنی به آب بزنیم. زیر نور ماه خیلی خوشگل به نظرم رسیده بود. بدون لباس، خوش‌اندام، با موهای طلایی و مهتابی‌ای که تا کمرش می‌رسید، لباسش هم روی شاخه‌ای کنار رودخانه آویزان بود. طوری حرکت می‌کرد که انگار موسیقی‌ای می‌شنود که ما نمی‌شنیدیم. همان موقع فهمیدم او از آن دخترهایی می‌شود که مردهای مجرد با دیدنشان سرشان را برمی‌گردانند و نفس عمیقی می‌کشند و مردهای متأهل آرزو می‌کنند زن‌هایشان آتش بگیرند. واقعیت این بود که او از همان موقع همچین دختری بود.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۸۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۵

تعداد صفحه‌ها

۳۴۸ صفحه

حجم

۲۸۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۵

تعداد صفحه‌ها

۳۴۸ صفحه

قیمت:
۳۵۰,۰۰۰
تومان