کتاب روح ببر هزار چم محبوبه حاجی مرتضایی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب روح ببر هزار چم

کتاب روح ببر هزار چم

انتشارات:انتشارات مهرک
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب روح ببر هزار چم

کتاب روح ببر هزار چم نوشته‌ی محبوبه حاجی مرتضایی روایتی است از کودکی و نوجوانی پسری به نام بهروز در حاشیه‌ی تهران و روستای مسگرآباد، در سال‌هایی پر از تنش سیاسی، فقر، مهاجرت و تغییر. انتشارات مهرک آن را منتشر کرده است. این کتاب با زبانی سرراست، از دل تجربه‌های روزمره‌ی یک خانواده‌ی مهاجر، به رابطه‌ی مردم با دین، قدرت، مدرسه، ترس‌ها و رؤیاهایشان می‌پردازد و هم‌زمان تصویری زنده از یک محله، یک نسل و یک دوره‌ی پرآشوب ارائه می‌دهد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب روح ببر هزار چم

کتاب روح ببر هزار چم داستان زندگی بهروز، پسربچه‌ای دوازده‌ساله، قدبلند و کم‌نمره است که همراه خانواده‌اش از کاشان به حاشیه‌ی تهران و شهرک مسعودیه مهاجرت کرده و میان بیابان، قبرستان مسگرآباد و کوه هزارچم بزرگ می‌شود. محبوبه حاجی مرتضایی در این کتاب از زاویه‌ی دید بهروز، جهان کودکی را با همه‌ی ترس‌ها، خیال‌ها و سوءتفاهم‌هایش در برابر سیاست، مذهب و قدرت تصویر کرده است. کتاب روح ببر هزار چم در فصل‌های پی‌درپی، ماجراهای مدرسه‌ی کوچک روستا، مدیر خشن و متملق، شیخ‌علی روحانی محبوب مردم، زن‌بابای سخت‌گیر، هم‌کلاسی‌هایی مثل قاسم و فرشید و فضای خانه‌ای پر از حیوان و تنهایی را دنبال می‌کند. در این کتاب، ببرِ کوه هزارچم، قاب‌عکس شاه و ملکه، عکس پهلوان‌علی، شایعه‌ی روح و بوی تند فقر و کود حیوانی، همه در کنار هم دنیایی می‌سازند که در آن کودک باید میان روایت‌های متضادِ بابا، شیخ، معلم و رادیو راهی برای فهمیدن خودش پیدا کند. در روح ببر هزار چم، نویسنده با جزئیات فراوان به مناسبات روستا و شهر، رابطه‌ی مردم با حکومت، شکل‌گیری اعتراض‌ها، نقش مسجد و مدرسه و تأثیر این همه بر ذهن یک نوجوان پرداخته است. هر فصل برشی تازه از رشد بهروز است؛ از ترس از ببر و تاریکی تا مواجهه با خشونت مدیر، خبر کشته‌شدن شیخ‌علی و سفر پنهانی به قم.

خلاصه کتاب روح ببر هزار چم

روح ببر هزار چم روایت رشد بهروز است؛ پسری که در حاشیه‌ی تهران، میان بیابان، قبرستان و کوه هزارچم، با ترس از ببر، ضعف چشم، رفوزه‌شدن و اقتدار بابا دست‌وپنجه نرم می‌کند. او در مدرسه با مدیری خشن، قاب‌عکس شاه و ملکه و ماجرای توهین‌آمیز مدفوع روی عکس روبه‌رو می‌شود و در مسجد پای منبر شیخ‌علی، با تصویری دیگر از علی، عدالت، بهشت و مسئولیت آشنا می‌شود. در این کتاب، بهروز میان دو جهان متضاد سرگردان است: جهانی که بابا در آن شاه و نظام را مرکز معنا می‌داند و جهانی که شیخ‌علی در آن از خون شهدا، عدالت و بهشت حرف می‌زند. ماجراهایی مثل دیدن ببر، پیدا کردن چاقو، سوختن قاب‌عکس پهلوان، کتک‌خوردن دسته‌جمعی در مدرسه، سفر به قم و شنیدن خبر شهادت شیخ، آرام‌آرام نگاه او را به زندگی، مرگ، ایمان و «رسالتی» که باید انجام دهد عوض می‌کند.

چرا باید کتاب روح ببر هزار چم را بخوانیم؟

روح ببر هزار چم تصویری نزدیک و ملموس از سال‌های پرآشوب پیش از انقلاب از چشم یک نوجوان ارائه می‌دهد؛ جایی که سیاست، دین، مدرسه و خانواده در جزئی‌ترین لحظه‌های روزمره حضور دارند. این کتاب امکان می‌دهد تجربه‌ی زیسته‌ی حاشیه‌نشینی، مهاجرت، ترس، رفوزه‌شدن و کشمکش با اقتدار پدر و حکومت از درون ذهن یک کودک دیده شود.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن روح ببر هزار چم به کسانی پیشنهاد می‌شود که به روایت‌های نسلی از سال‌های منتهی به انقلاب، تجربه‌ی کودکی در حاشیه‌ی شهر، فضاهای روستایی اطراف تهران و تقاطع دین، سیاست و خانواده در زندگی روزمره علاقه‌مند هستند.

بخشی از کتاب روح ببر هزار چم

«مسجد پر از نور بود. صدای تِرتِر موتور برق می‌آمد. جمعمان جمع بود. پسرها شمشیرها را از پر کش تنبان بیرون کشیدند. فرشید شمشیر چوبی دسته‌طلایی داشت. بعضی بچه‌ها هم شمشیر چوبی را خودشان تراشیده بودند. من هیچی نداشتم الا همان چاقوی زپرتی که آن را هم در خانه جا گذاشته بودم. دخترها هم که یک گوشه روی زمین چهارخانه کشیده بودند؛ یا لی‌لی بازی می‌کردند یا یک قل دو قل. قاسم گفت: «تا سحر وقت داریم برای بازی.» نفهمیدم چه لمبانده بود که از دهانش بوی پیاز می‌آمد. دور دوم بازی، قاسم یک ضربهٔ کاری با شمشیرش به شکم فرشید زد. او هم درحالی‌که وانمود می‌کرد دارد می‌افتد، این شعر را خواند: «به جنگ ار چکد خونم از قلب پاک / خدا شاه میهن نویسد به خاک» بعد مثل یک جنگاور واقعی سر روی زمین گذاشت و مثلاً مرد. به خون‌خواهی فرشید، شمشیرش را برداشتم و جنگیدم. می‌خواستم تمام عصبانیتم را بکوبم به فرق قاسم تا دیگر پسر شاطربهرام را دست‌کم نگیرد. وسط جنگ و معرکه بودیم که یکی از بچه‌ها خبر آورد گاو حاج علی‌اکبر را ببر زده. دستپاچه و پابرهنه پریدیم توی کوچه. قلبم مثل طبل تعزیه گُروپ‌گُروپ می‌کوبید. نگاهم به گاو سفیدی افتاد که داشت سر جُو قلپ‌قلپ آب می‌خورد و عین خیالش نبود. زبان‌بسته آن‌وقت شب برای خوردن آب از طویله آمده بود بیرون. به آن که خبر دروغ آورده بود، آب پاشیدیم و تا دم بقالی دنبالش رفتیم. بچه‌ها، سگ قهوه‌ای پیرپاتال چشم‌خماری را مچل کردند و یکی‌یکی از رویش پریدند. من هم آمدم بپرم که دُم نرم و پشمالوی سگ را له کردم. حیوان بیچاره عوعوکنان خودش را از سر راهمان کنار کشید. پشیمان شدم از این بازی مسخره؛ دوست نداشتم حیوان‌آزاری کنم.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱۳۳٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

حجم

۱۳۳٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

قیمت:
۱۴۰,۰۰۰
۱۱۲,۰۰۰
۲۰%
تومان