
کتاب حکمت تمدنی علامه طباطبایی
معرفی کتاب حکمت تمدنی علامه طباطبایی
کتاب حکمت تمدنی علامه طباطبایی نوشتهی محمدرضا حیدری نقدعلی به بررسی ظرفیتهای تمدنی اندیشهی فلسفی علامه طباطبایی میپردازد. نویسنده در این اثر با تمرکز بر اصل وحدت وجود و نظریهی ادراکات اعتباری، نسبت فلسفهی اسلامی و تمدن اسلامی را واکاوی کرده است. انتشارات وصال آوای توحید آن را منتشر کرده است و متن کتاب بر پایهی آثار فلسفی، تفسیری و عرفانی علامه طباطبایی سامان یافته است. در این کتاب، فلسفه بهعنوان علم پایه و زیربنای نرمافزار تمدن اسلامی معرفی شده و نقش آن در هویتسازی فرهنگی، سیاست، عدالت اجتماعی و سبک زندگی بررسی شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب حکمت تمدنی علامه طباطبایی
کتاب حکمت تمدنی علامه طباطبایی تلاشی است برای نشاندادن این نکته که فلسفهی اسلامی، بهویژه در قرائت علامه طباطبایی، فقط مجموعهای از مباحث انتزاعی نیست بلکه میتواند زیربنای تمدن نوین اسلامی قرار گیرد. نویسنده با تکیه بر حکمت متعالیه و میراث تفسیری المیزان، فلسفه را «فقه اکبر» و مادر علوم معرفی کرده و آن را مسئول چارچوب نظری و نرمافزار تمدن میداند. در کتاب حکمت تمدنی علامه طباطبایی ساختار بحث در سه فصل اصلی پیش میرود: در فصل اول، ظرفیتهای تمدنی اندیشهی فلسفی علامه و ضرورت بازخوانی فلسفهی اسلامی بهمثابه زیربنای تمدن نوین توضیح داده شده است. در این فصل، نقش فلسفه در هویتسازی فرهنگی، ساماندادن نظام فکری، اصلاح زندگی اجتماعی، گفتوگو بین تمدنها، تأثیر بر علوم، سیاست، عدالت اجتماعی و ادبیات طرح شده است. در کتاب حکمت تمدنی علامه طباطبایی فصل دوم به اصل وحدت وجود در قرائت علامه اختصاص دارد. نویسنده ابتدا دیدگاههای مختلف دربارهی وحدت وجود (کثرت وجود و موجود، وحدت وجود و کثرت موجود، وحدت وجود و موجود) را مرور کرده و سپس معنای «وحدت شخصی وجود» مورد قبول عرفای اسلامی و علامه را برجسته میکند. بعد، پیامدهای تمدنی این اصل در نظام فرهنگی، هستیشناسی، معرفتشناسی، انسانشناسی، اخلاق، صلح، معنویت اجتماعی و سبک زندگی بررسی شده است. در کتاب حکمت تمدنی علامه طباطبایی فصل سوم به نظریهی ادراکات اعتباری و اصل استخدام میپردازد. نویسنده با بازخوانی مقالهی اعتباریات در اصول فلسفه و روش رئالیسم، تفاوت ادراکات حقیقی و اعتباری، اقسام اعتباریات قبل الاجتماع و بعد الاجتماع، نسبت آنها با عدالت، قانون، حکومت، زبان، آداب و رسوم، تعلیم و تربیت و شکلگیری تمدن را توضیح داده است. در پایان نیز مروری انتقادی بر پژوهشهای پیشین دربارهی تمدن و اندیشهی علامه آمده تا جایگاه این کتاب در میان آنها روشن شود.
خلاصه کتاب حکمت تمدنی علامه طباطبایی
کتاب حکمت تمدنی علامه طباطبایی از مسئلهی «تمدن اسلامی» و دغدغهی تشکیل و توسعهی آن آغاز میکند و نشان میدهد که بدون یک چارچوب نظری منسجم، سخنگفتن از تمدن، ناقص میماند. نویسنده فلسفهی اسلامی را علم پایهای میداند که هم در سطح نظری (فلسفهی تمدن) و هم در سطح نرمافزاری (سبک زندگی) میتواند نقش محوری داشته باشد. در ادامه، اصل وحدت شخصی وجود در حکمت متعالیه و قرائت علامه طباطبایی بهعنوان مبنای عمیق توحیدی تبیین شده و پیامدهای آن برای نظام فرهنگی تمدن، معنویت اجتماعی، اخلاق، صلح، احترام به همهی موجودات و سادهزیستی نشان داده میشود. سپس نظریهی ادراکات اعتباری و اصل استخدام بهعنوان سازوکار شکلگیری فرهنگ، قانون، حکومت، عدالت اجتماعی، زبان، هنجارها و تعلیم و تربیت تحلیل شده است. کتاب در مجموع میکوشد پیوند میان مباحث دقیق فلسفی علامه و عرصهی تمدن و سبک زندگی اسلامی را روشن کند.
چرا باید کتاب حکمت تمدنی علامه طباطبایی را بخوانیم؟
این کتاب نشان میدهد مفاهیم دشوار فلسفی مانند وحدت وجود و اعتباریات چگونه میتوانند به زبان تمدن، فرهنگ، سیاست، عدالت و سبک زندگی ترجمه شوند. خواننده با منطق درونی اندیشهی علامه طباطبایی دربارهی جامعه، فرهنگ و امت اسلامی آشنا میشود و تصویری منسجم از نقش فلسفه در طراحی تمدن اسلامی بهدست میآورد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب به دانشجویان و پژوهشگران فلسفهی اسلامی، مطالعات تمدنی، اندیشهی سیاسی اسلام و علاقهمندان به آراء علامه طباطبایی پیشنهاد میشود؛ بهویژه کسانی که بهدنبال پیوند میان مباحث نظری فلسفه و مسائل عینی تمدن، فرهنگ و سبک زندگی اسلامی هستند. «فصل اول: ظرفیتهای تمدنی اندیشه فلسفی علامه طباطبائی قدس سره تبیین نقش فلسفه اسلامی در شکلگیری تمدن با تأکید بر آراء علامه طباطبائی قدس سره بحث از تبیین ظرفیتهای تمدنی دیدگاههای فلسفی علامه طباطبائی قدس سره از جمله مباحثی است که به لحاظ روند کلی فلسفه و تمدن دارای ماهیت میانرشتهای میباشد و به لحاظ روشی دارای نوعی کثرت روشی است. در این بین گرایشهای گوناگونی نیز در خور توجهاند. جهت شکلگیری و تأسیس تمدنها، نظامات، مؤلفهها و عناصر گوناگون بایستی دست به دست هم دهند تا تمدنی تشکیل شود. یکی از مؤلفههای اصلی که نقش زیربنایی و قوامبخش برای اجزا و عناصر تمدن را در بردارد و چارچوب هر جزء با جزء دیگر را به صورت سیستمی برقرار میکند، علم فلسفه – از حیث علم پایه و اثبات هستی و چرایی – است. اساساً رسالت فلسفه علاوه بر حوزههای هستیشناسی و معرفتشناسی، انتظام و انسجامبخشی به یک موضوع و مکتب میباشد. گواه مطلب مذکور – توجه ویژه به ظرفیت فلسفه – این است که طبق تحقیقات صورت گرفته، تمدنهای شرق و غرب در کلیات و انتظامات نوعاً از فلسفههای متناسب با زیستبوم خود بهرهمند میشدند و در نهایت آنچه برداشت میشود این است که ساختار و انتظام و چارچوب نظری و حتی ساحت نرمافزاری و مبانی تمدنها توسط فلسفه شکل میپذیرد؛ بنابراین فلسفه اسلامی نقش بسیار مهمی در شکلگیری و توسعه تمدن اسلامی دارد. این نقشها را میتوان در چندین زمینه مختلف مشاهده کرد: ۱. هویتسازی فرهنگی: فلسفه اسلامی با تبیین اصول و مبانی دینی و اخلاقی، به ایجاد یک هویت مشترک در میان مسلمانان میتواند کمک کند. این هویت فرهنگی در هنر، ادبیات و معماری اسلامی تجلی مییابد. به عنوان مثال، مفاهیم فلسفی مانند توحید و وحدت وجود در هنر اسلامی به صورت نقوش هندسی و تکراری که نمادی از بینهایت و وحدت الهی هستند، دیده میشود. این نقوش در معماری مساجد، کاشیکاریها و فرشهای ایرانی به وضوح قابل مشاهده است.»
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۲ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۲ صفحه