کتاب قورباغه را بوس کن! ولی بختیاری + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب قورباغه را بوس کن!

کتاب قورباغه را بوس کن!

نویسنده:ولی بختیاری
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب قورباغه را بوس کن!

کتاب قورباغه را بوس کن! نوشته‌ی ولی بختیاری با زیرعنوان «چطور از تهدیدها فرصت بسازی، مخصوصاً بعد از بازنشستگی» به موضوع زندگی پس از بازنشستگی و مواجهه با ترس‌ها و نگرانی‌های این دوره پرداخته است. نویسنده با ترکیب طنز، مثال‌های واقعی و تمرین‌های گام‌به‌گام نشان داده است که چطور می‌توان تنهایی، کم‌پولی، بیماری، بی‌هدفی و رکود ذهنی را به فرصت رشد و تجربه‌ای تازه تبدیل کرد. ساختار کتاب از توضیح کارکرد ذهن و مغز در برابر تغییر شروع می‌شود و بعد وارد اصول تبدیل تهدید به فرصت و در نهایت تمرین‌های مشخص برای دوران بازنشستگی می‌شود. نشر الماس قرمز آن را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب قورباغه را بوس کن!

کتاب قورباغه را بوس کن! با تمرکز بر دوران بازنشستگی نوشته شده و ولی بختیاری در آن تلاش کرده است نشان دهد تهدیدهای این دوره چطور می‌توانند به فرصت تبدیل شوند. نویسنده از همان مقدمه توضیح داده است که چرا بازنشستگی برای بعضی‌ها ترسناک و برای بعضی‌ها جذاب است و چگونه نگاه فرد به تنهایی، کم‌پولی، بیماری یا بی‌هدفی، کیفیت این مرحله از زندگی را تعیین می‌کند. در این بخش‌ها به‌روشنی دیده می‌شود که متن کتاب بر تجربه‌ی مستقیم کار با بازنشستگان و مشاهده‌ی ترس‌ها و امیدهای آن‌ها تکیه دارد. کتاب قورباغه را بوس کن! در چهار بخش تنظیم شده است. در بخش اول با عنوان «شناخت میدان جنگ ذهن» نویسنده توضیح داده است تهدیدها از کجا می‌آیند، ذهن تهدیدبین چه ویژگی‌هایی دارد و مغز در برابر تغییر چطور واکنش نشان می‌دهد. فصل‌هایی مثل «ذهن تهدیدبین یا فرصت‌جو؟» و «نقشه‌ی مغز در برابر تغییر» با مثال‌های روزمره و روایت‌های شخصی، سازوکار ترس، عادت و مقاومت در برابر تغییر را توضیح داده‌اند. در بخش دوم کتاب قورباغه را بوس کن! پنج اصل تبدیل تهدید به فرصت معرفی شده است: تغییر زاویه‌ی نگاه، پرسیدن سؤال طلایی، حرکت تدریجی با تعریف ضرر، اقدام به‌جای اعتراض و شوخ‌طبعی درمانی. هر اصل با داستان واقعی، جدول مقایسه‌ای، نکته‌های کوتاه و تمرین‌های مشخص همراه شده است تا خواننده بتواند آن را در زندگی روزمره به‌کار بگیرد. بخش سوم کتاب قورباغه را بوس کن! وارد «میدان بازنشستگی» می‌شود و تهدیدهای مشخص این دوره را یکی‌یکی بررسی می‌کند: تنهایی، کم‌پولی، بیماری، بی‌هدفی، فراموش‌شدگی و رکود ذهنی. در هر فصل ابتدا تهدید توصیف شده، سپس زاویه‌ی نگاه تازه پیشنهاد شده، یک داستان واقعی آورده شده و در ادامه تمرین‌های عملی مثل «خلوت با خود»، «خلاقیت مالی»، «برنامه‌ی خودمراقبتی»، «کشف علاقه‌های پنهان» و «حلقه‌های ارتباط و تجربه» ارائه شده است. در بخش چهارم کتاب قورباغه را بوس کن! نویسنده جمع‌بندی می‌کند، «دکمه‌های تبدیل» را مرور می‌کند و با جدول‌ها و جمع‌بندی‌های طنزآمیز نشان می‌دهد چطور می‌توان اصول گفته‌شده را در کنار هم دید. در پایان نیز منابع، گفتارهای الهام‌بخش و معرفی کوتاهی از نویسنده آمده است که نشان می‌دهد او سال‌ها در زمینه‌ی مهارت‌های زندگی و بازنشستگی کار کرده است.

خلاصه کتاب قورباغه را بوس کن!

کتاب قورباغه را بوس کن! بر این ایده استوار است که تهدیدهای دوران بازنشستگی بیش از آنکه از «دنیا» بیایند، محصول «نگاه ما» هستند. نویسنده ابتدا توضیح داده است ذهن تهدیدبین چگونه از هر تغییر می‌ترسد و مغز چرا با ناشناخته‌ها مشکل دارد. سپس پنج اصل برای تبدیل تهدید به فرصت معرفی شده است: عوض‌کردن زاویه‌ی نگاه، پرسیدن سؤال‌هایی از جنس «اگر این تهدید یک هدیه‌ی پنهان باشد، چه می‌تواند باشد؟»، حرکت با قدم‌های کوچک و تعریف شفاف ضرر، تبدیل اعتراض به اقدام و استفاده از شوخ‌طبعی برای آرام‌کردن ذهن. در ادامه، این اصول روی موقعیت‌های واقعی بازنشستگی پیاده شده است: تنهایی به‌عنوان فرصت خلوت با خود، کم‌پولی به‌عنوان میدان خلاقیت مالی، بیماری به‌عنوان پیام خودمراقبتی، بی‌هدفی به‌عنوان دعوت به کشف علاقه‌های پنهان، فراموش‌شدگی به‌عنوان فرصتی برای انتقال تجربه و ساختن ارتباطات تازه و رکود ذهنی به‌عنوان بهانه‌ای برای یادگیری دوباره و رشد مغز. کتاب در پایان با مفهوم «دکمه‌ی تبدیل» جمع‌بندی شده است؛ یعنی هر تهدید دکمه‌ای دارد که با فشاردادن آن می‌توان چراغ فرصت را روشن کرد.

چرا باید کتاب قورباغه را بوس کن! را بخوانیم؟

کتاب قورباغه را بوس کن! مجموعه‌ای منظم از توضیح‌های روان‌شناختی ساده، مثال‌های واقعی و تمرین‌های کوتاه درباره‌ی بازنشستگی ارائه کرده است. خواننده با آن می‌تواند بفهمد ذهنش در برابر تغییر چه می‌کند، تهدیدهای رایج این دوره را دقیق‌تر بشناسد و برای هرکدام چند راه‌حل عملی، قابل‌اجرا و همراه با شوخ‌طبعی پیدا کند تا احساس کنترل و معنا در زندگی روزمره‌اش بیشتر شود.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب قورباغه را بوس کن! به کسانی پیشنهاد می‌شود که در آستانه‌ی بازنشستگی‌اند یا این دوره را پشت سر گذاشته‌اند و با احساس تنهایی، کم‌پولی، بی‌هدفی، بیماری یا رکود ذهنی درگیرند. همچنین به خانواده‌ی بازنشستگان و علاقه‌مندان به موضوع ذهن، تغییر و خودمراقبتی پیشنهاد می‌شود تا نگاه دقیق‌تری به این مرحله از زندگی پیدا کنند. «تهدیدها از کجا می‌آیند؟ اگر بخواهیم راستش را بگوییم تهدیدها معمولاً زمان‌شناس نیستند. در نمی‌زنند، پیام نمی‌دهند، حتی یک «سلام، مزاحم که نیستم؟» هم نمی‌فرستند. همین‌طور یهو وارد می‌شوند، مثل مهمان بی‌دعوتی که سر ناهار دلت خوش، زنگ می‌زند و می‌گوید: «من دم درم!» در جوانی این مهمان اسمش «رئیس بداخلاق» بود. در میانسالی شد «قسط عقب‌افتاده». و حالا در دوران بازنشستگی خودش را با نام‌های جدید معرفی می‌کند: «تنهایی»، «بی‌کاری»، «فراموش‌شدن»، «کم‌پولی» یا بدتر از همه: «بی‌معنایی». اما سؤال اصلی این نیست که تهدیدها چه نام دارند. سؤال اصلی این است: این‌ها از کجا می‌آیند؟ بعضی‌ها می‌گویند از شانس بد. بعضی‌ها می‌گویند از روزگار نامراد. ولی روان‌شناسی چیز دیگری می‌گوید: تهدیدها بیشتر از «نگاه ما» می‌آیند تا از «دنیا». شاید عادت کرده‌ایم فکر کنیم خطر در بیرون است. اما واقعیت این است که بخش زیادی از تهدیدها محصول تعبیر ذهن ما هستند. مثلاً دو نفر را در نظر بگیر. هر دو صبح جمعه از خواب بیدار می‌شوند و می‌بینند باران می‌بارد. اولی غر می‌زند: «ای لعنت به این هوا، همه‌چیز را خراب کرد!» دومی می‌گوید: «چه عالی! امروز گل‌ها نفس می‌کشند!» همان باران، دو نگاه. یکی تهدید، یکی فرصت. ذهن ما یک مترجم است؛ اما متأسفانه همیشه ترجمه‌اش درست نیست. وقتی بازنشسته می‌شوی ذهن شروع می‌کند به ترجمه‌ی عجیب: «تو دیگر به درد نمی‌خوری.» «سنت بالا رفته، وقت استراحت است.» اما اگر یک لحظه مکث کنی و از او بپرسی: «ببخشید! این جمله‌ها را از کجا آوردی؟» می‌گوید: «از سی سال گذشته! از حرف مردم! از ترس آینده!» در واقع تهدیدها اغلب از انبار خاطرات ما بیرون می‌آیند. من همیشه به افراد می‌گویم: ذهن ما گاهی مثل آن مأمور امنیتی است که هر سایه‌ای را دزد می‌بیند! کارش فقط «یافتن تهدید» است نه «یافتن حقیقت». و این مهارت هرچند در دوران کاری‌مان مفید بوده، اما در دوران بازنشستگی دیگر کارایی ندارد؛ چون حالا دیگر میدان جنگ نیست، میدان زندگی است.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۸۳۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۹۶ صفحه

حجم

۸۳۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۹۶ صفحه

قیمت:
۹۶,۰۰۰
تومان