
کتاب اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد
معرفی کتاب اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد
کتاب اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد نوشتهی جاسمین وارگا داستانی است درباره یک نقاشی دزدیدهشده، یک موزهی کوچک و چند کودک کنجکاو که درگیر معمایی غیرمنتظره میشوند. مسیح شایانپور آن را به فارسی ترجمه کرده و نشر بام سبز آن را منتشر کرده است. ماجرا در موزهی پنهلوپه در شهر خیالی دریاچه میپل میگذرد؛ جایی که یک لاکپشت آرام، پسری تنها و دختری شناور در هوا، هرکدام تکهای از راز یک نقاشی بینام را در دست دارند. این کتاب با فصلهای کوتاه و ریتم تند، فضای معمایی و احساسی را درهم آمیخته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد
کتاب اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد داستانی معمایی و احساسی است که جاسمین وارگا آن را حول یک موزهی محلی و یک نقاشی دزدیدهشده ساخته است. روایت در شهر دریاچه میپل و موزهی پنهلوپه میگذرد؛ موزهای کوچک که ناگهان با ناپدیدشدن تابلوی بینام اثر ه. ف. باتمتو در مرکز توجه شهر قرار میگیرد. در این میان، رامی، پسری در آستانهی نوجوانی، ناخواسته در قلب ماجرا قرار میگیرد چون مادرش در گروه نظافت موزه کار میکند و زمان سرقت آنجا بوده است. کتاب اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد از زاویهدیدهای گوناگون پیش میرود؛ گاهی همراه رامی است، گاهی با دختر شناوری که فقط بعضیها او را میبینند و گاهی با لاکپشتی به نام آگاتا که در باغ پشت موزه زندگی میکند و شاهد فرار سارق است. این جابهجایی میان نگاه یک کودک مهاجر، یک دختر مرموز در نقاشی و یک لاکپشت، فضای داستان را همزمان فانتزی و زمینی کرده است. کتاب اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد در فصلهای متعدد و کوتاه تنظیم شده است؛ فصلهایی با عنوانهایی مثل «جایی که لاکپشت معرفی و یک نقاشی دزدیده میشود»، «جایی که علامتهای مرموزی بر روی دیوار دیده میشوند»، «دختر شناور»، «قرضگیرندهی روزنامه» و «برخی حقایق (مهم) درباره نقاشی بینام». در میان فصلهای روایی، فصلهایی شبیه گزارش روزنامه یا پروندهی تحقیقاتی دربارهی نقاش و نقاشی هم آمده که اطلاعات پسزمینهای میدهند و حس یک پروندهی واقعی را تقویت کرده است.
خلاصه کتاب اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد
اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد ماجرای رامی است؛ پسری که مادرش در موزهی پنهلوپه کار میکند و درست هنگام «نظافت اساسی» موزه، تنها تابلوی ه. ف. باتمتو با عنوان بینام ناپدید میشود. دوربینها ظاهراً مشکلی ندارند، اما چیزی ثبت نشده و نگاهها کمکم به سمت کارکنان، از جمله مادر رامی، برمیگردد. رامی که در مدرسه احساس تنهایی میکند و از دستدادن دوستانش او را آزار میدهد، در سالن گیلاس موزه با دختری روبهرو میشود که در هوا معلق است و هیچکس جز او او را نمیبیند. این دختر بهطرزی عجیب شبیه دختر داخل نقاشی دزدیدهشده است و خودش هم نمیداند کیست. رامی همراه با دوستش ودا، لاکپشتی به نام آگاتا و سرنخهایی روی دیوار و در روزنامه، قدمبهقدم تلاش میکند راز نقاشی، هویت دختر و ماجرای سرقت را کنار هم بگذارد.
چرا باید کتاب اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد را بخوانیم؟
اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد معمای سرقت یک نقاشی را با دغدغههای شخصی یک پسر مهاجر، تنهایی در مدرسه و رابطهی او با مادرش گره زده است. این کتاب نشان داده است چطور هنر، خاطره و هویت به هم وصل میشوند و چگونه یک کودک میتواند میان ترس از متهمشدن و میل به کمککردن، راهی برای شجاعت پیدا کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
اتفاق عجیبی در سالن گیلاس افتاد به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای معمایی در فضای موزه، روایتهای نوجوانانه درباره تنهایی، مهاجرت و دوستی و قصههایی با رگههای فانتزی مثل دختر شناور و لاکپشت ناظر علاقهمند هستند.
حجم
۴٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه
حجم
۴٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه