
کتاب حکم
معرفی کتاب حکم
کتاب حکم نوشته لوییز اردریک با ترجمه زهره مهرنیا روایتی است از زندگی زنی بومی در آمریکا که گذشتهی جنایی، زندان، تبعیض نژادی و همهگیری کرونا را درهم میآمیزد. نشر رایبد این کتاب را منتشر کرده است. داستان در پیوندی نزدیک با تجربههای شخصی نویسنده از کتابفروشی، تاریخ بومیان آمریکا و خشونت ساختاری پیش میرود. این کتاب در قالب روایت اولشخص، خواننده را وارد ذهن توکی میکند؛ زنی که با یک حکم شصتساله، روح سرگردان فلورا و سایهی پاندمی دستوپنجه نرم میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب حکم
کتاب حکم داستان توکی است؛ زن بومی آمریکایی که بهخاطر ماجرایی عجیب در قاچاق جسد و مواد مخدر، حکمی شصتساله میگیرد و سالها در زندان فدرال میگذراند. لوییز اردریک در این کتاب با صدای توکی، از کودکی و جوانی پر از اعتیاد، اشتباه و فقر تا تجربهی زندان، انفرادی، و سپس آزادی مشروط و شروع دوبارهی زندگی روایت کرده است. کتاب حکم در فصلهایی پیوسته پیش میرود که هر کدام برشی از زندگی توکی هستند؛ از گذر زمان؛ توقف زمان و ماجرای جرم اصلی، تا سالهای زندان، آشنایی با کتابها و وکیل عجیبی به نام تد جانسون، و در نهایت کار در کتابفروشیای کوچک که شباهت زیادی به کتابفروشی خود نویسنده دارد.
رمان حکم علاوه بر خط اصلی زندگی توکی، به تاریخ و وضعیت امروز بومیان آمریکا، آمار بالای زندانیشدن آنها، تبعیض نژادی، قتل جورج فلوید و تأثیر پاندمی کووید ۱۹ بر جامعهی مینهسوتا پرداخته است. در این کتاب کتابفروشی به صحنهای مرکزی تبدیل میشود؛ جایی که کتابهای مرتبط با تاریخ و فرهنگ بومیان معرفی میشوند، روابط میان زنان بومی شکل میگیرد و روح فلورا، مشتری سالخوردهی کتابفروشی، پس از مرگش به آنجا بازمیگردد و توکی را تسخیر میکند. کتاب حکم میان رئالیسم اجتماعی، تعلیق جنایی و لایهای از امر ماورایی حرکت میکند و در پسِ روایت شخصی توکی، تصویری از خشونت ساختاری، میراث استعمار و تلاش برای حفظ کرامت و هویت بومی نشان میدهد.
خلاصه داستان حکم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان حکم اثری از لوییز اردریک سرگذشت توکی را دنبال میکند؛ زنی بومی که در دههی سوم زندگیاش، در اوج اعتیاد و بیثباتی، برای کمک به دوستش دانای جسد مردی به نام باجی را جابهجا میکند و ناخواسته وارد پروندهای بزرگ در قاچاق مواد مخدر میشود. قاضی فدرال با استناد به قداست مردگان و حضور کراک در ماجرا، او را به شصت سال زندان محکوم میکند.
توکی سالها در زندان، میان حملات عصبی، انفرادی و خواندن کتابها، کمکم ذهنش را با ادبیات و دیکشنریای که هدیه گرفته پر میکند و هویت خود را بازمیسازد. پس از تخفیف حکم آزاد میشود، در کتابفروشیای کوچک کار پیدا میکند، با پولوکس ازدواج میکند و در مینهسوتا زندگی تازهای میسازد؛ اما با شروع پاندمی و مرگ فلورا، روح او به کتابفروشی بازمیگردد و توکی را وارد رویارویی تازهای با ترس، گناه و تاریخ بومیان میکند.
چرا باید کتاب حکم را بخوانیم؟
کتاب حکم تصویری نزدیک و جزئی از زندگی یک زن بومی، سازوکار تبعیض در نظام قضایی آمریکا و تجربهی زندان ارائه کرده است و در عین حال نشان میدهد کتابخواندن و کار در کتابفروشی چگونه میتواند به بازسازی هویت کمک کند. ترکیب طنز تلخ، تعلیق، ماجرای روح فلورا و حضور کرونا، این روایت را به متنی چندلایه دربارهی گناه، رهایی و حافظهی جمعی تبدیل کرده است.
خواندن کتاب حکم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب حکم به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی دربارهی زندان، تبعیض نژادی، زندگی بومیان آمریکا و پیوند ادبیات با زیست روزمره علاقهمند هستند یا دوست دارند روایتی پرجزئیات از یک زن حاشیهنشین در دل بحرانهای اجتماعی و پاندمی دنبال کنند.
حجم
۲٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۱۶ صفحه
حجم
۲٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۱۶ صفحه