کتاب صدای سکوت رامتین کوچکی حسن کیاده + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صدای سکوت

کتاب صدای سکوت

دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صدای سکوت

کتاب صدای سکوت: رها می‌کنم آنچه باید را... نوشته‌ی رامتین کوچکی و حسن کیاده روایتی بلند و پرکشمکش از سقوط و رستگاری انسان در دل جامعه‌ی امروز است که نشر متخصصان آن را منتشر کرده است. نویسندگان در این اثر با استفاده از ساختار پرده‌بندی‌شده و فضاسازی‌های دقیق، زندگی مردی به نام هادی را دنبال کرده‌اند؛ مردی میانسال که زیر فشار بدهی‌ها، روابط ازهم‌گسیخته‌ی خانوادگی، خیانت، احساس گناه و بحران‌های اخلاقی و معنوی، به نقطه‌ای از فروپاشی درونی رسیده است. آن کتاب از همان سطرهای آغازین، خواننده را به دل شبی بارانی و خانه‌ای پر از تنش می‌برد و از خلال گفت‌وگوهای تند، تک‌گویی‌های درونی و توصیف‌های جزئی‌نگر، لایه‌های پنهان شخصیت‌ها را آشکار می‌کند. در این اثر، نویسندگان باتکیه‌بر آموزه‌های مولانا، خیام، عطار و فردوسی و با الهام از درس‌های استادانی چون پرویز شهبازی و کریم زمانی، قصه‌ای را شکل داده‌اند که در ظاهر شبیه یک رمان اجتماعی است اما در عمق خود به پرسش‌های جدی درباره‌ی خودشناسی، مسئولیت‌پذیری، رنج، گناه، بخشش و امکان دگرگونی می‌پردازد. فضای داستان از آپارتمان شهری و تونل و جاده‌ی بارانی تا ویلای متروک کوهستانی و کتابخانه‌ای غبارگرفته امتداد پیدا می‌کند و هر مکان، آینه‌ای از وضعیت درونی هادی است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب صدای سکوت

کتاب صدای سکوت: رها می‌کنم آنچه باید را... اثری است از رامتین کوچکی و حسن کیاده که در قالب رمان اجتماعی – روان‌شناختی، فرایند سقوط تدریجی یک مرد و تکان‌خوردن او در آستانه‌ی رستگاری را دنبال کرده است. نویسندگان در مقدمه‌ی اثر به‌صراحت گفته‌اند که آن کتاب نه نوشته‌ای انگیزشی است و نه قصه‌ای صرف برای وقت‌گذرانی، بلکه روایتی است که بر پایه‌ی آموزه‌های عرفانی و حکمی بزرگان ادبیات فارسی و رمزگشایی‌های معاصر از آن‌ها شکل گرفته است. این نگاه در تمام متن حضور دارد؛ از اشاره‌های مستقیم به مولانا و مفهوم «وارستگی و عشق» تا زمزمه‌های درونی هادی و گفت‌وگوهای او با خودش و با خدا. ساختار اثر پرده‌بندی شده و دست‌کم یک بخش طولانی با عنوان پرده‌ی اول دارد که خود شامل صحنه‌های متوالی است: مشاجره‌ی آغازین در آپارتمان، رانندگی در تونل و جاده‌ی کوهستانی، رسیدن به ویلای قدیمی مش نصرت، شب‌های بارانی، کتابخانه‌ی متروک، هجوم خاطرات کودکی و جوانی، و اوج‌گیری صداهای درونی. این پرده مانند یک سفر درونی طراحی شده است؛ سفری که از هیاهوی شهر به سکوت کوهستان می‌رسد اما درون شخصیت اصلی را پر از صدا می‌کند. در ادامه‌ی کتاب صدای سکوت: رها می‌کنم آنچه باید را... روایت در همان ویلا و در دل باران و مه کوهستان پیش می‌رود و به‌تدریج گذشته‌ی هادی را لایه‌به‌لایه آشکار می‌کند: کودکی در کوچه‌های خاکی، آرزوی دوچرخه، پدری زحمت‌کش، عشق ساده‌ی جوانی، سال‌های ساختن مغازه و رونق کار، و بعد ورود حرص، سود، بدهی، خیانت و فاصله‌گرفتن از خانواده. متن با توصیف‌های مفصل از فضا (آپارتمان، راهرو، آسانسور، پارکینگ، تونل، جاده‌ی بارانی، ویلای آهنی مش نصرت، کتابخانه‌ی پر از کتاب‌های خودیاری و معنوی) و با مونولوگ‌های طولانی درونی، ذهن آشفته‌ی هادی را به تصویر کشیده است. در این میان، صداهای مختلف – همسر، پسر، طلبکارها، معشوقه‌ی جوان، برادر، و حتی صدای درونی خود هادی – به‌صورت تکه‌تکه و گاه هذیانی بازمی‌گردند و او را در محاصره می‌گیرند. حضور نمادین مش نصرت، ویلای آهنی، باران بی‌وقفه، کتاب‌های خاک‌خورده‌ی معنوی و رؤیاهای نیمه‌هوشیار، آن کتاب را به روایتی درباره‌ی مواجهه‌ی انسان با وجدان، گذشته و امکان بازگشت تبدیل کرده است.

خلاصه داستان صدای سکوت

روایت صدای سکوت: رها می‌کنم آنچه باید را... با شبی سنگین در آپارتمانی شهری آغاز می‌شود؛ جایی که هادی و همسرش پس از سال‌ها زندگی مشترک، در اوج خستگی و دلخوری روبه‌روی هم نشسته‌اند. میز کوچکی که زمانی جای خنده و غذای گرم بوده حالا میدان جنگ کلمات شده است. زن از بدهی‌ها، تهدید طلبکارها، دروغ‌ها، فاصله‌ی عاطفی و حضور «آن دخترک» می‌گوید و هادی زیر فشار حرف‌ها و واقعیت‌هایی که دیگر نمی‌تواند انکار کند، از خانه بیرون می‌زند. در راهرو، آسانسور، پارکینگ و تونل، ذهن او پر می‌شود از صداها: تهدید طلبکارها، طعنه‌ی برادر خیانتکار، گریه‌ی پسر، زمزمه‌ی معشوقه‌ی جوان و حس تحقیر و شکست. او در گفت‌وگویی تلفنی با دوستش رضا، تصمیم می‌گیرد به ویلای قدیمی پدر رضا در کوهستان برود؛ جایی متروک که سال‌ها کسی به آن سر نزده است. هادی در دل باران و جاده‌ی پرپیچ‌وخم کوهستان رانندگی می‌کند؛ جاده‌ای که هر پیچ آن می‌تواند به سقوط ختم شود. او به ویلا می‌رسد؛ خانه‌ای آهنی و دست‌ساز که مش نصرت، آهنگر قدیمی، آن را ساخته است. فضای ویلا – شومینه‌ی آهنی، بخاری هیزمی، اجاق زنگ‌زده، درها و پنجره‌های آهنی، دیوارهای ترک‌خورده، فرش نمور و مبلمان پوسیده – تصویری از درون فرسوده‌ی هادی است. او قرص قلب می‌خورد، سیگار می‌کشد، بطری الکل را باز می‌کند و در سکوتی سنگین، با صدای باران و باد تنها می‌ماند. اما این سکوت بیرونی، درون او را آرام نمی‌کند؛ برعکس، صداهای ذهنی شدت می‌گیرند: همسر، پسر، طلبکارها، دختر روستایی نوزده‌ساله‌ای که به امید تحصیل و نجات مادر بیمار وارد زندگی او شده، و حالا احساس فریب‌خوردگی می‌کند. هادی در کتابخانه‌ی غبارگرفته‌ی ویلا با قفسه‌هایی پر از کتاب‌های معنوی و خودشناسی روبه‌رو می‌شود؛ عناوینی مثل حضور و قدرت اندیشه، میل سوزان و زندگی به یاد مرگ. او با تمسخر جملات آغازین این کتاب‌ها را می‌خواند و آن‌ها را کنار می‌اندازد، درحالی‌که زندگی‌اش نمونه‌ی وارونه‌ی همان آموزه‌هاست. هرچه بیشتر می‌نوشد، صداها لحظه‌ای آرام می‌شوند و دوباره با شدتی بیشتر بازمی‌گردند. باران، باد، لرزش چراغ، سایه‌های روی دیوار و صدای در آهنی، فضای وهم‌آلودی می‌سازند که در آن مرز خواب و بیداری، گذشته و حال، درون و بیرون به‌هم می‌ریزد. هادی در کابوس‌هایی زنده، با پسرش در کودکی و جوانی، با همسرش، با مش نصرت و با نسخه‌ای دیگر از خودش روبه‌رو می‌شود؛ صدای درونی‌اش او را به‌صراحت متهم می‌کند که ریشه‌ی اصلی فروپاشی، انتخاب‌های خودش بوده است. در میانه‌ی این شب‌ها، هادی در ویلا گرفتار می‌شود؛ قفل در باز نمی‌شود، پنجره‌ها میله دارند، داروی قلبش تمام می‌شود و او در میان باران و مه، پشت پنجره فریاد کمک سر می‌دهد اما پاسخی نمی‌شنود. ترس از مرگ بی‌صدا، احساس تنهایی مطلق و هجوم خاطرات کودکی – آرزوی دوچرخه، مهربانی پدر، سادگی عشق جوانی، روزهای ساختن مغازه و شیرینی آغاز کار – با حس پشیمانی و شرم از خیانت، خشونت نسبت به پسر، طمع در کار و بی‌توجهی به همسر درهم می‌آمیزد. او بارها از خدا می‌خواهد که یا قلبش را متوقف کند یا راهی برای بازگشت نشان دهد. در اوج فروپاشی، پس از شکستن بطری و به‌هم‌ریختن کتابخانه، در میان شیشه‌ها و کتاب‌های پخش‌شده، تنها کلمه‌ای که از عمق وجودش بیرون می‌آید نام خداست. متن در این نقطه، هادی را در مرز میان ناامیدی کامل و جست‌وجوی روزنه‌ای از رستگاری رها می‌کند و بر کشمکش درونی او میان فرار از خود و پذیرش مسئولیت تمرکز دارد.

چرا باید کتاب صدای سکوت را بخوانیم؟

صدای سکوت: رها می‌کنم آنچه باید را... از دل یک موقعیت به‌ظاهر ساده – مردی بدهکار، خسته و گرفتار در بحران خانوادگی – به لایه‌های عمیق‌تری از تجربه‌ی انسانی سرک کشیده است. آن کتاب نشان داده است که سقوط اخلاقی و عاطفی، ناگهان و یک‌باره رخ نمی‌دهد؛ بلکه حاصل انتخاب‌های کوچک، توجیه‌های مکرر، نادیده‌گرفتن صداهای درونی و عقب‌انداختن مواجهه با حقیقت است. خواننده در طول روایت، نه‌تنها شاهد بیرون‌ریختن زندگی هادی است، بلکه به درون ذهن او دعوت می‌شود؛ جایی که صداهای همسر، فرزند، طلبکار، معشوقه، برادر و وجدان، هم‌زمان و درهم‌تنیده حضور دارند. این چندصدایی درونی، تجربه‌ای نزدیک به آن چیزی می‌سازد که بسیاری از انسان‌ها در لحظات بحران و احساس گناه تجربه می‌کنند. از سوی دیگر، کتاب صدای سکوت: رها می‌کنم آنچه باید را... با پیوندزدن فضای یک رمان شهری – کوچه، آپارتمان، تونل، پارکینگ، جاده‌ی کوهستانی – به جهان نمادین ویلا، باران، کتابخانه و رؤیا، نوعی سفر درونی را تصویر کرده است؛ سفری از هیاهوی بیرون به سکوتی که در ابتدا آزاردهنده است اما به‌تدریج به امکان شنیدن «صدای سکوت» بدل می‌شود. حضور کتاب‌های معنوی خاک‌خورده، یاد مش نصرت به‌عنوان نماد استواری و کار، و ارجاع‌های پراکنده به آموزه‌های عرفانی، لایه‌ای تأملی به متن داده است؛ بدون آنکه روایت را از ریتم داستانی‌اش جدا کند. برای کسانی که به موضوعاتی مانند مسئولیت‌پذیری، خودشناسی، مواجهه با گذشته، رابطه‌ی والد و فرزند، و مرز میان فرار و رستگاری علاقه‌مند هستند، این اثر می‌تواند مجالی برای هم‌ذات‌پنداری و فکرکردن دوباره به انتخاب‌های شخصی فراهم کند. همچنین تمرکز کتاب بر جزئیات حسی – صدای باران، بوی نم، لرزش چراغ، صدای تیک‌تاک ساعت، حس تنگی سینه، لمس میله‌های سرد پنجره – تجربه‌ی خواندن را به حضوری نزدیک در صحنه‌ها تبدیل کرده است. این جزئی‌نگری کمک کرده است که کشمکش‌های درونی هادی نه در قالب شعار، بلکه در قالب موقعیت‌های ملموس و قابل‌تصور شکل بگیرد. درنهایت، آن کتاب بیش از آنکه درباره‌ی یک «آدم بد» باشد، درباره‌ی انسانی است که زیر فشار ترس، طمع، شرم و تنهایی، از خود دور شده و حالا در آستانه‌ی شنیدن صدایی دیگر – صدای سکوت و صدای وجدان – قرار گرفته است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

به کسانی پیشنهاد می‌شود که به رمان‌های اجتماعی با تمرکز بر روان انسان، احساس گناه، فروپاشی و امکان بازسازی علاقه‌مند هستند. به خوانندگانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی خودشناسی، مسئولیت‌پذیری در روابط خانوادگی، و تأمل درباره‌ی پیامدهای انتخاب‌های مالی و عاطفی را دارند. به دانشجویان و علاقه‌مندان حوزه‌های روان‌شناسی، مشاوره، مطالعات خانواده و ادبیات داستانی فارسی پیشنهاد می‌شود که نمونه‌ای از روایت بحران میانسالی و وجدان معذب را در قالب داستان دنبال کنند. به کسانی پیشنهاد می‌شود که از فضاهای محدود، توصیف‌های حسی و روایت‌هایی که بیشتر بر کشمکش درونی و مونولوگ تکیه دارند لذت می‌برند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۴۴۰٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۸۴ صفحه

حجم

۴۴۰٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۸۴ صفحه

قیمت:
۷۵,۰۰۰
۵۶,۲۵۰
۲۵%
تومان