با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب عطر گل‌های احساس اثر خدیجه تاج‌الدین

عطر گل‌های احساس

نویسنده:خدیجه تاج‌الدینانتشارات:انتشارات پرسال انتشار:۱۳۹۴تعداد صفحه‌ها:۵۶ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۵.۰از ۱ رأیخواندن نظرات
انتشاراتانتشارات پر

سال انتشار۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها۵۶ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب عطر گل‌های احساس

«عطر گل‌های احساس» مجموعه اشعار خدیجه تاج‌الدین (-۱۳۵۶) شاعر معاصر، در قالب سپید و موج نو است: دیر گاهی‌ست که آتش شیفتگی‌ام را با خونسردی دلدار خاموش می‌کنم و با خاکسترش بر دفتر قلبم خاطره می‌نویسم خاطره‌ای که ابتدایش اصرار است و انتهایش انکار

نظرات کاربران

Ali_KamalipouR
۱۳۹۷/۱۲/۲۳

لذت بردم،وقتی شعر میخونم ،مخصوصا فروغ عزیز،انگار تو یه دنیای پر عشق و محبتم ،عالمی داره ادبیات واسه خودش .

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۲۶)
با هزار جان نیم‌سوخته با هزار فرصت به پایان رسیده با هزار اشک ریخته با هزار آه از دل برآمده
تئو:)
ای کاش زیر پوستین بزرگ شده‌ام کودک می‌ماندم.
ᶜʳᶻ
مجاز نیستم دوستت بدارم مجاز نیستم پایم را در گلیم تو بگذارم مجاز نیستم با نگاهت آتش بگیرم مجاز نیستم غصه‌ات را بخورم و دردت را به جان بخرم و این بدترین درد دنیاست که قلبت را قانع کنی که بگذرد، رها کند، قلب نباشد، سنگ باشد، چوب باشد، سدی باشد بر اقیانوس خواستن، اقیانوس عشق‌ورزیدن مگر توان سد چقدر است که بتواند راه را بر اقیانوس ببندد؟
ᶜʳᶻ
تو همان خورشید بودی که گرمای وجودت از دور به من آرامش می‌بخشید و از نزدیک بال وپرم را می‌سوزاند و من این سوختن را بر آن آرامش ترجیح دادم.
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
تو رفته‌ای و حتی اثری از گام‌هایت بر زمین نمانده اما عطر نفس‌هایت همچنان دم و بازدم ریه‌هایم است
ᶜʳᶻ
چه معجزه عجیبی دارد این عشق تو رفته‌ای با سال‌ها فاصله، با فرسنگ‌ها دوری تو رفته‌ای و حتی اثری از گام‌هایت بر زمین نمانده اما عطر نفس‌هایت همچنان دم و بازدم ریه‌هایم است
Haniyeh_bjb
راهی به سوی تو بال‌های قلبم را گشودم و در آسمان احساسم به پرواز درآمدم ابرهای تیره منیت را کنار زدم میان هزاران راه کهکشانی پیش رو راه تو را پیش گرفتم تو همان خورشید بودی که گرمای وجودت از دور به من آرامش می‌بخشید و از نزدیک بال وپرم را می‌سوزاند و من این سوختن را بر آن آرامش ترجیح دادم.
S
ذوق پرواز پروانه‌های تنیده در پیله‌ات را می‌دانم تا پاییز عطر گل‌های احساست را به دست باد نداده دریاب این بستان را رها کن پروانه‌های در بندت را بشکن این دیوار را.
S
پاورچین پاورچین از تلاطم کودکی‌ام فاصله می‌گیرم هیاهوی بالارفتن از پلکان شادی‌ام را آرام می‌کنم باورهای ناشناخته دیگران را باور می‌کنم ترک‌های ترمیم‌پذیر قوری احساسم را شکسته می‌بینم به جای چای، قهوه تلخ می‌نوشم بالش خوش‌خیالی‌ام را با تصور سختی‌های از راه نرسیده پاره می‌کنم خود را در سردرگمی موج‌های افکار واهی غرق می‌کنم ترانه خوشبختی‌ام را از زمزمه‌های زیر لب حذف می‌کنم با رنگ ناامیدی لبخند را از روی بادبادک شادی‌ام محو می‌کنم غم‌های نیامده را بر قلبم حک می‌کنم با ذره‌بین ترس همه خوشی‌ها را ناخوش می‌بینم دست رد به سینه آرامش می‌زنم و با آهی جان‌سوز فریاد می‌زنم ای کاش زیر پوستین بزرگ شده‌ام کودک می‌ماندم.
jana
چشم‌هایم را به هر چه غیر تو می‌بندم
💞📚ℳ.gɦ📚💞