کتاب زندگی در سایه امید داوود گودرزی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب زندگی در سایه امید

کتاب زندگی در سایه امید

دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب زندگی در سایه امید

کتاب زندگی در سایه‌ی امید نوشته‌ی داود گودرزی با ویراستاری نجمه خادم و تصویرگری سیده‌لیلا کشمیری روایتی است از سال‌های اسارت یک رزمنده‌ی ایرانی در جنگ ایران و عراق که برای گروه سنی ج و د نوشته شده است. انتشارات ناران آن را منتشر کرده است و متن کتاب به‌گونه‌ای تنظیم شده که نوجوانان بتوانند از خلال یک داستان خانوادگی و گفت‌وگوهای صمیمانه‌ی نوه و پدربزرگ، با مفهوم جنگ، اسارت، جانبازی و واژه‌هایی مثل شهید، مفقودالاثر و آزاده آشنا بشوند. در این کتاب، نویسنده که خود «آزاده‌ی ده‌ساله و جانباز پنجاه درصد» است، تجربه‌های شخصی‌اش از جبهه، محاصره، اسارت، بازجویی، اردوگاه، شورش اسیران، نقش صلیب‌سرخ و سال‌های طولانی دوری از وطن را در قالب خاطراتی پیوسته و ماجراهایی پرتنش برای مخاطب نوجوان بازگو کرده است. در کنار این روایت‌ها، مقدمه‌ای خطاب به نوجوانان آمده که در آن از رؤیاها، هویت، رشد شخصی، امید و مسئولیت‌پذیری سخن گفته شده و جنگ و اسارت بهانه‌ای شده است برای صحبت‌کردن درباره‌ی ایمان، شجاعت، همبستگی و عشق به انسان‌ها. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب زندگی در سایه امید

کتاب زندگی در سایه‌ی امید از همان ابتدا با مقدمه‌ای مستقیم و صریح خطاب به نوجوانان شروع می‌شود؛ جایی که داود گودرزی از دوره‌ی نوجوانی، تغییرات این سن، جست‌وجوی هویت، رؤیاها و چالش‌های پیش‌رو حرف می‌زند و توضیح می‌دهد که چرا تصمیم گرفته است خاطرات اسارت خود را برای نسل جدید تعریف کند. در این مقدمه، نویسنده از ده سال اسارتش می‌گوید و این که چگونه زندگی‌اش در «سایه‌ای از تاریکی» گذشته اما امید در دلش خاموش نشده است. او جنگ را به‌عنوان واقعیتی تلخ معرفی کرده است که زندگی بسیاری را زیر سایه‌ی خود برده اما درعین‌حال از قدرت ایمان، امید، شجاعت و همبستگی سخن می‌گوید و از نوجوانان می‌خواهد به ارزش‌های انسانی، صلح، عدالت و پیشرفت پایبند بمانند. ساختار کتاب بر پایه‌ی خاطرات شخصی نویسنده از جنگ ایران و عراق و سال‌های اسارت در اردوگاه‌های عراق شکل گرفته است، اما این خاطرات در قالب گفت‌وگوهای یک نوه‌ی کنجکاو به‌نام امیرعلی با پدربزرگش روایت شده است؛ پدربزرگی که جانباز و آزاده است و سال‌ها در اردوگاه‌های رمادیه و موصل چهار زندگی کرده است. کتاب زندگی در سایه‌ی امید در چندین فصل و بخش پیوسته پیش می‌رود؛ از دیدار امیرعلی با پدربزرگ در ایران و سؤالات ساده‌ی او درباره‌ی جنگ و این که «چرا کشورها با هم می‌جنگند» شروع می‌شود و به‌تدریج وارد جزئیات جبهه، محاصره‌ی نیروهای ایرانی، اسارت، انتقال به بصره، بازجویی‌ها، شکنجه‌ها، شرایط سخت اردوگاه رمادیه، ورود صلیب‌سرخ، نقش مترجمان اردوگاه، ممنوعیت نمازجماعت، شورش اسیران، شلیک مستقیم به آسایشگاه‌ها، گاز اشک‌آور، تبعید به اردوگاه موصل چهار و درنهایت خبر آزادی می‌رسد. در این میان، فصل‌ها و خرده‌روایت‌هایی مثل ماجرای اولین بازجویی، آشنایی با نمایندگان صلیب‌سرخ، داستان فرمانده‌ی جدید اردوگاه به‌نام سرگرد محمودی، ماجرای شورش آسایشگاه بیست‌وچهار، زخمی‌شدن عباس، قصه‌ی دمپایی کهنه، کار در درمانگاه اردوگاه و کمک به مجروحان، هرکدام به‌عنوان بخش‌هایی مستقل اما مرتبط در کتاب آمده‌اند. لحن روایت در تمام این بخش‌ها از زبان پدربزرگ است که برای امیرعلی تعریف می‌کند و هر شب بخشی از خاطراتش را ادامه می‌دهد؛ روایتی که هم تصویر روشنی از خشونت و سختی اسارت می‌دهد و هم بر امید، مقاومت، دوستی و مسئولیت‌پذیری فردی تأکید کرده است.

خلاصه کتاب زندگی در سایه امید

داود گودرزی در زندگی در سایه‌ی امید ابتدا در مقدمه‌ای طولانی با نوجوانان حرف می‌زند؛ از این که نوجوانی دوره‌ای پر از تغییرات فیزیکی، عاطفی و اجتماعی است و انسان در این سن به‌دنبال شناخت خود، روابط، رؤیاها و مسیر زندگی‌اش است. او تأکید کرده است که نوجوانان توانمندی‌ها و استعدادهای فراوانی دارند و می‌توانند با ایمان به خود، شجاعت و امید، از پس چالش‌ها بر بیایند. سپس از ده سال اسارت خود می‌گوید و این که چگونه می‌خواهد با روایت این سال‌ها نشان بدهد حتی در تاریک‌ترین شرایط هم می‌توان به آرمان‌ها و ارزش‌های انسانی وفادار ماند. داستان اصلی با سفر امیرعلی و مادرش از خارج از کشور به ایران شروع می‌شود. امیرعلی بعد از هفت سال پدربزرگش را می‌بیند؛ پدربزرگی که روی ویلچر نشسته، جانباز است و ده سال اسارت را پشت سر گذاشته است. کنجکاوی امیرعلی درباره‌ی جنگ، شهید، جانباز، اسیر و مفقودالاثر باعث می‌شود شب‌ها کنار پدربزرگ بنشیند و سؤال‌هایش را بپرسد. پدربزرگ ابتدا از مفهوم جنگ و تفاوت جنگ تهاجمی و دفاعی می‌گوید و توضیح می‌دهد که چرا جنگ ایران و عراق برای او و هم‌رزمانش «دفاع مقدس» بوده است. سپس به گذشته برمی‌گردد؛ به روزهایی که نوجوان بوده، در انقلاب شرکت کرده، به سربازی رفته و در لشکر ۹۲ زرهی اهواز خدمت می‌کرده است. او از اعزام به جبهه، پشتیبانی توپخانه از خط مقدم، بمباران هواپیماهای عراقی، گیرکردن گلوله در لوله‌ی توپ، حمله‌ی هوایی، مجروح‌شدن همرزمان و عقب‌نشینی اجباری می‌گوید. در ادامه، روایت وارد بخش محاصره و اسارت می‌شود؛ جایی که گردان توپخانه در کیلومتر ۸۰ جاده‌ی خرمشهر–اهواز گرفتار می‌شود، راه‌ها بسته است و نیروها بین لشکرهای زرهی دشمن و شهر اهواز گیر افتاده‌اند. پیشنهاد عبور از جاده‌ی خاکی کنار رودخانه‌ی کارون، حرکت شبانه‌ی توپ‌ها، خراب‌شدن خودرو، ماندن داود کنار خودرو برای این که به‌دست دشمن نیفتد، گرسنگی، پنهان‌شدن پشت بوته‌ها، پیدا شدن هم‌رزمان، بکسل‌کردن خودرو و سپس گم‌کردن راه، همه مقدمه‌ای است برای صحنه‌ی اصلی اسارت؛ جایی که آنها ناخواسته در ستون خودروهای عراقی قرار می‌گیرند، متوجه نمی‌شوند در میان نیروهای دشمن حرکت می‌کنند و ناگهان با فریاد «ایرانی» محاصره می‌شوند. تیراندازی به شیشه‌ی خودرو، زخمی‌شدن داود، بستن دست‌وپا با سیم، کتک‌زدن اسیران، صحنه‌ی فرار راننده‌ی پیکان و سه پرستار ایرانی، انتقال به بصره، اتاق تنگ و پرجمعیت، تشنگی، بازجویی‌های خشن، فلک‌کردن، تهدید با اسلحه و معرفی خود به‌عنوان «باغبان بی‌سواد» بخش دیگری از این خاطرات است. با ورود صلیب‌سرخ به اردوگاه رمادیه، مرحله‌ی تازه‌ای شروع می‌شود. داود به‌دلیل آشنایی با زبان انگلیسی به‌عنوان مترجم صلیب‌سرخ انتخاب می‌شود و همراه نماینده‌ای به‌نام شانتل به آسایشگاه‌ها می‌رود تا اسیران را ثبت‌نام کند و برایشان کارت دستگیری و فرم نامه بنویسد. با این حال، رفتار سربازان عراقی تغییر چندانی نمی‌کند. فرمانده‌ی جدید اردوگاه، سرگرد محمودی، با فارسی دست‌وپا شکسته وارد می‌شود، نمازجماعت را ممنوع می‌کند، فعالان مذهبی را در آسایشگاه ۲۴ جمع می‌کند و هر شب به‌خاطر نمازجماعت آنها را فلک می‌کند. این فشارها باعث می‌شود اسیران در جلسه‌ای مخفی تصمیم بگیرند اگر تنبیه‌ها ادامه پیدا کند، همه‌ی اردوگاه هم‌زمان شورش کنند. شب حمله‌ی سربازان به طبقه‌ی بالا، با اولین تکبیر آسایشگاه ۲۴، شیشه‌ها شکسته می‌شود، بلوک‌های سیمانی خرد می‌شود و اسیران با تکه‌های بلوک، صابون و حتی دمپایی به‌سمت سربازان حمله می‌کنند. گارد ویژه با نفربر و تیربار وارد می‌شود، گاز اشک‌آور به داخل آسایشگاه‌ها پرتاب می‌شود، چند نفر زخمی می‌شوند و عباس به‌خاطر شکستن شیشه به‌شدت از دست زخمی می‌شود. در این میان، ماجرای دمپایی کهنه شکل می‌گیرد؛ داود هنگام پرتاب دمپایی‌ها به‌سمت سربازان، دمپایی‌ای را که اسم خودش روی آن گلدوزی شده است کنار می‌گذارد و بعد از دیدن دست خون‌آلود عباس، از این کار خود احساس شرم می‌کند. او دمپایی‌هایش را کنار می‌گذارد، پابرهنه در اردوگاه راه می‌رود، در درمانگاه به مجروحان کمک می‌کند و یک روز دمپایی‌های نو خود را به مجروحی می‌دهد که پایش در گچ است و دمپایی‌های کهنه‌اش پر از وصله و پینه است. از آن پس، همان دمپایی کهنه برای داود تبدیل به یادگاری مهمی می‌شود که سال‌ها در اردوگاه موصل چهار همراهش می‌ماند؛ هر وقت دلش می‌گیرد به آن نگاه می‌کند و یاد می‌گیرد چگونه از وابستگی‌های کوچک عبور کند. در پایان سال‌های اسارت، وقتی خبر آزادی می‌رسد و اسیران برای مبادله آماده می‌شوند، داود در آسایشگاه خالی می‌ماند، به پتوها، پنکه‌ها و دیوارها نگاه می‌کند، لنگه دمپایی کهنه را روی لبه‌ی پنجره می‌گذارد، آن را نوازش می‌کند و با اشک از آن خداحافظی می‌کند و از آسایشگاه بیرون می‌آید؛ درحالی‌که هنوز برای امیرعلی و نسل او از امید، تحمل و امکان شکستن زنجیرهای اسارت حرف دارد.

چرا باید کتاب زندگی در سایه امید را بخوانیم؟

زندگی در سایه‌ی امید چند ویژگی برجسته دارد که آن را برای مخاطب نوجوان و حتی بزرگسال قابل‌توجه کرده است. نخست این که نویسنده خود یکی از آزادگان و جانبازان جنگ است و روایتش از دل تجربه‌ی مستقیم آمده است؛ بنابراین جزئیات جبهه، محاصره، اسارت، بازجویی، اردوگاه، صلیب‌سرخ و شورش اسیران با دقت و ملموس‌بودن خاصی توصیف شده است. دوم این که ساختار کتاب بر پایه‌ی گفت‌وگوی یک نوه‌ی کنجکاو با پدربزرگ شکل گرفته است؛ این فرم باعث شده مفاهیم سنگینی مثل جنگ، شهادت، جانبازی، مفقودالاثر، هویت ملی و مذهبی، دفاع و اسارت در قالب سؤال و جواب‌های ساده و قابل‌درک برای نوجوانان بیان بشود. نکته‌ی دیگر این است که در این کتاب، جنگ فقط به‌عنوان صحنه‌ای از خشونت و ویرانی تصویر نشده است؛ بلکه بستری است برای طرح موضوعاتی مثل امید، ایمان، شجاعت، همبستگی، مسئولیت فردی و اخلاق در شرایط سخت. ماجرای دمپایی کهنه، کمک به مجروحان در درمانگاه، ایستادگی اسیران بر سر نمازجماعت، شورش هماهنگ آسایشگاه‌ها و گفت‌وگوهای پدربزرگ با امیرعلی، همگی نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند انسان در سخت‌ترین موقعیت‌ها هم می‌تواند انتخاب‌های اخلاقی داشته باشد و از خودخواهی فاصله بگیرد. این کتاب هم تصویری از تاریخ معاصر و سال‌های جنگ ایران و عراق به‌دست می‌دهد و هم به‌نوعی درس خودشناسی، تاب‌آوری و مسئولیت‌پذیری است؛ بدون آنکه وارد شعارهای مستقیم یا قضاوت‌های اغراق‌آمیز بشود.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به نوجوانانی پیشنهاد می‌شود که درباره‌ی جنگ ایران و عراق، مفهوم اسارت، جانبازی و زندگی آزادگان کنجکاو هستند و دوست دارند این موضوعات را از زبان کسی بشنوند که خودش آن سال‌ها را تجربه کرده است. هم‌چنین به دانش‌آموزان و دانشجویان رشته‌های مرتبط با تاریخ، مطالعات صلح، علوم اجتماعی و مشاوره‌ی نوجوان که به‌دنبال نمونه‌ای روایی از تاب‌آوری، امید و مسئولیت‌پذیری در شرایط سخت هستند، پیشنهاد می‌شود. برای مربیان، معلمان و والدینی که می‌خواهند با نوجوانان درباره‌ی جنگ، هویت ملی و ارزش‌های انسانی گفت‌وگو کنند نیز این کتاب می‌تواند منبعی مناسب برای شروع بحث باشد.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۸٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

حجم

۸٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
تومان