کتاب آن رهگذر سحر حسنوند عموزاده + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آن رهگذر

کتاب آن رهگذر

امتیازبدون نظر

معرفی کتاب آن رهگذر

کتاب آن رهگذر نوشته‌ی سحر حسنوند عموزاده مجموعه‌ای از چند داستان کوتاه فارسی است که نشر ناران آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب روایت‌هایی متنوع، به زندگی روزمره‌ی آدم‌های معمولی سر می‌زند؛ آدم‌هایی که درگیر ازدواج و طلاق، فقر و آبروداری، بیماری و ناتوانی، تنهایی، بازنشستگی، رؤیاهای بر بادرفته و دل‌بستگی‌های کوچک و بزرگ‌اند. در این مجموعه، هر داستان با زاویه‌دید و لحن خاص خود پیش می‌رود؛ گاهی از زبان مردی که در زندگی مشترکش گیر افتاده، گاهی از نگاه زنی بازنشسته که با اخبار تلخ و خاطرات گذشته روز را سر می‌کند، گاهی از دل مادری که با ناشنوایی فرزندش روبه‌رو شده و گاهی حتی از زبان یک شیء مثل یک فنجان قدیمی. فضای داستان‌ها شهری و روستایی است و روابط خانوادگی، مناسبات همسایگی، هیئت و نذر، محیط اداره، مدرسه و کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر در آن‌ها حضور پررنگ دارد. آن کتاب با ترکیب موقعیت‌های آشنا و جزئیات ملموس، لحظه‌هایی را نشان می‌دهد که در ظاهر عادی‌اند اما زیر پوستشان رنج، خشم، امید، حسرت و گاهی طنز تلخ جریان دارد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب آن رهگذر

کتاب آن رهگذر مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه سحر حسنوند عموزاده است که هرکدام برشی از زندگی شخصیت‌هایی در طبقات مختلف اجتماعی را روایت کرده است. در این کتاب با مردی روبه‌رو می‌شویم که در داستان «زنم با من خوب نیست» میان همسر روستایی‌اش و همکار چشم‌سبزش سرگردان است و با نقشه‌های کودکانه و دروغ‌های پی‌درپی، زندگی خودش را به بن‌بست می‌کشاند. در «تمام شهر خوابیدند» زنی بازنشسته، صبحش را با خبر آتش‌سوزی یک ساختمان و نگرانی برای جوان سبزی‌فروش محله می‌گذراند و درهم‌تنیدگی تنهایی، خاطره‌ی همسر از‌دست‌رفته، حسرت نداشتن فرزند و دل‌بستگی‌اش به شاگرد سابقش سعید را مرور می‌کند. در «لیمو امانی» زنی با دست شکسته، زیر نگاه و کنایه‌ی عمه و سایه‌ی خواستگار خسیس، تلاش کرده است نذر خورشتش را به هر شکل ممکن ادا کند. داستان «آن رهگذر» به مادری می‌پردازد که ناگهان متوجه ناشنوایی دخترش می‌شود و در مسیر درمان، با نگاه تحقیرآمیز پزشک، مدیر مدرسه و همسایه‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند. در «فنجولی» یک فنجان قدیمی راوی است و از پشت ویترین خاک‌گرفته تا میزتحریر دختری هنرمند، حسادت و جابه‌جایی‌اش با فنجان تازه‌وارد را روایت کرده است. در «دیروز رنده‌ی عوضی دستم را خورد» زنی خسته از کار خانه و زندگی، در پارک به رابطه‌ی یک دختر و مرد موتورسوار، به ازدواج خودش و به تصمیم برای طلاق فکر می‌کند. این داستان‌ها در کنار هم، تصویری تکه‌تکه اما پیوسته از زیست امروز آدم‌ها ساخته‌اند. کتاب آن رهگذر در چند داستان کوتاه با عنوان‌هایی مثل «زنم با من خوب نیست»، «تمام شهر خوابیدند»، «لیمو امانی»، «آن رهگذر»، «فنجولی»، «دیروز رنده‌ی عوضی دستم را خورد»، «جاده‌ی یک‌طرفه»، «من که راضی نیستم»، «سفره‌ای برای قند» و «ساعت اجدادی من» پیش رفته است و هر داستان، فضای خاص خود را دارد. نویسنده در این کتاب به روابط خانوادگی، مناسبات قدرت در خانه، قضاوت‌های فامیلی، فشارهای اقتصادی، نابرابری جنسیتی، ناتوانی جسمی و روانی، و همچنین نقش سنت‌ها و باورهای مذهبی مثل نذر و هیئت پرداخته است. در بسیاری از داستان‌ها، گفت‌وگوهای روزمره، پیامک‌ها، تماس‌های تلفنی، شبکه‌های اجتماعی و جزئیات کوچک زندگی شهری حضور دارند و در کنار آن‌ها، نشانه‌هایی از زندگی روستایی، دهات، زمین‌های کشاورزی و خانه‌های قدیمی دیده می‌شود. کتاب آن رهگذر با تمرکز بر لحظه‌های بحرانی و تصمیم‌های حساس شخصیت‌ها، نشان داده است که چگونه یک پیام، یک تصادف، یک آتش‌سوزی، یک خواستگاری یا حتی یک فنجان چای می‌تواند نقطه‌ی عطف زندگی باشد و آدم‌ها را به‌سمت انتخاب‌هایی ببرد که همیشه هم قهرمانانه یا درست نیستند.

خلاصه داستان آن رهگذر

در آن رهگذر، سحر حسنوند عموزاده در هر داستان، گره‌ای عاطفی یا اخلاقی را در دل یک موقعیت روزمره قرار داده است. در «زنم با من خوب نیست» راوی مردی است که همسر روستایی‌اش را «پشت کوهی» صدا می‌زند، از ظاهر و رفتار او خجالت می‌کشد و در اداره با همکار چشم‌سبزش وارد رابطه‌ای پنهانی می‌شود. او برای توجیه خیانتش، مدام از زن خود بد می‌گوید، از نازایی تا بدغذاپختن، و با تشویق دختر چشم‌سبز، نقشه‌ای می‌چیند تا با اکانت جعلی در اینستاگرام به همسرش پیام بدهد و او را در موقعیت خیانت قرار دهد تا بهانه‌ای برای طلاق پیدا کند. اما وقتی می‌بیند زن با وجود تنهایی و فشارها، در پیام‌ها مرز می‌گذارد و او را بلاک می‌کند، نقشه‌اش شکست می‌خورد. در نهایت زن خانه را ترک می‌کند و بعد با فرستادن فایل‌های صوتی رابطه‌ی مرد و همکارش، او را وادار می‌کند خانه و دارایی را به نامش بزند. این داستان به‌جای قهرمان‌سازی، مردی را نشان داده است که میان حرص، خودخواهی و ترس از آبرو گیر کرده است. در «تمام شهر خوابیدند» راوی زنی بازنشسته و تنهاست که صبحش را با خبر آتش‌سوزی یک ساختمان بلند آغاز می‌کند. او بین تماشای تلویزیون، خواندن نماز آیات، صلوات‌شماری و خاطره‌ی همسر مرحومش حاجی مرتضی، به سعید فکر می‌کند؛ شاگرد سابق و سبزی‌فروش جوانی که جای پسر نداشته‌اش را پر کرده است. سه روز است سعید با وانت آبی‌رنگش پیدایش نشده و همین غیبت، در ذهن او با تصویر آتش‌سوزی، کمبود تجهیزات و خطر برای «جوونای مردم» گره می‌خورد. در مسیر خرید سبزی، متوجه می‌شود مرد دیگری با وانت سعید در محله می‌چرخد و از جواب سربالا و تند او، دلشوره‌اش بیشتر می‌شود. داستان با رفت‌وآمد میان گذشته و حال، بازنشستگی، حسرت بچه‌دارنشدن، رابطه‌ی معلم و شاگرد، و نگرانی برای سرنوشت جوانی که رؤیای وانت آبی و سبزی خوب داشته، پیش رفته است. «لیمو امانی» بر محور نذر و وسواس یک زن برای درست‌انجام‌دادن آن شکل گرفته است. راوی زنی است که برای پیدا کردن کار خوب نذر خورشت کرده و حالا با دست راست شکسته، زیر نگاه سنگین عمه و سایه‌ی خواستگار خسیس، می‌خواهد هرطور شده نذرش را ادا کند. او از قبل سبزی‌ها را سرخ کرده، لیمو امانی‌ها را پاک کرده و لوبیاها را چندبار تمیز کرده است. حالا با دست چپ و کمک پسرهای فامیل و همان پسرعمه‌ای که جواب رد شنیده، پیازها را خرد می‌کند و در دلش از خساست و نفرین‌های عمه می‌جوشد. این داستان، هم فشار سنت نذر و آبرو را نشان داده است و هم تضاد میان بخشندگی جمعی خانواده و خساست فردی یک خواستگار. در داستان «آن رهگذر» راوی مادری است که ناگهان متوجه می‌شود دخترش به صدا واکنش نشان نمی‌دهد. از جیغ گربه تا صدای صداکردن مادر، هیچ‌چیز بچه را تکان نمی‌دهد. او با همسرش، دختر را نزد دکتر می‌برد، سمعک می‌گیرند و بعد درگیر ثبت‌نام مدرسه می‌شوند. مدیر مدرسه با دیدن گواهی پزشک، بچه را به مدرسه‌ی استثنایی حواله می‌دهد و با لحنی تحقیرآمیز از «جا نداشتن برای بچه‌های سالم» حرف می‌زند. مادر با نامه‌ی آموزش‌وپرورش، تلاش می‌کند حق تحصیل دخترش را در مدرسه‌ی عادی بگیرد و در این مسیر، نگاه سنگین همسایه‌ها، جمله‌های زهرآلود مادر زهره و ترس خودش از قضاوت را تحمل می‌کند. این داستان، هم رنج مادر از ناتوانی فرزند را نشان داده است و هم خشونت پنهان در ساختار اداری و اجتماعی را. «فنجولی» با راوی‌بودن یک فنجان قدیمی، حسادت، فراموش‌شدن و جابه‌جایی را از زاویه‌ای غیرانسانی روایت کرده است. فنجان سال‌ها پشت ویترین خاک‌گرفته مانده تا دختری هنرمند او را بخرد، اسمش را «شاه عباس قشنگم» بگذارد و قول بدهد طرحش را روی تی‌شرت چاپ کند. اما کمی بعد، فنجان فرانسوی تازه‌واردی جای او را می‌گیرد و فنجان قدیمی با کمک لیوان قدبلند و مداد قرمز، نقشه‌ای برای کنارزدن رقیب می‌کشد. در «دیروز رنده‌ی عوضی دستم را خورد» زنی خسته از کار خانه، با دست زخمی، در پارک به زن جوانی که منتظر «عشقش» است، به مرد موتورسوار، به شوهر بیکار خودش و به تصمیم برای طلاق فکر می‌کند. او میان نصیحت‌های مادر، سؤال‌های قاضی درباره‌ی اعتیاد و کتک، و این واقعیت که «دیگر دوست‌داشتن در کار نیست» سرگردان است و هم‌زمان به کتابی که دختر جوان می‌خواند و جمله‌ی «تخت‌خوابت رو مرتب کن دختر» خیره می‌شود؛ جمله‌ای که به‌نوعی نماد نظم‌دادن دوباره به زندگی است.

چرا باید کتاب آن رهگذر را بخوانیم؟

آن رهگذر مجموعه‌ای است که در آن، چندین صدا و چند نوع زندگی کنار هم قرار گرفته‌اند؛ از مردی که در نقش شوهر و داماد، میان حرص و ترس از آبرو گیر کرده تا زنی بازنشسته که با سماور، تلویزیون و خاطره‌ی همسرش روز را سر می‌کند، از مادری که برای نذر و خورشتش جنگیده تا مادری که برای حق تحصیل دختر ناشنوایش می‌جنگد، و از فنجان قدیمی حسود تا زنی که در آستانه‌ی طلاق، در پارک به آینده‌اش فکر می‌کند. خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن جزئیات ریز زندگی روزمره؛ جزئیاتی مثل پیامک‌ها، تماس‌های واتساپی، نذر قیمه و قرمه‌سبزی، سبزی‌فروشی با وانت آبی، صف نان، اداره، مدرسه و حیاط آپارتمان که در کنار هم تصویری زنده از زیست امروز ساخته‌اند. این کتاب نشان داده است که بحران‌ها همیشه با اتفاق‌های بزرگ شروع نمی‌شوند؛ گاهی با یک پیام، یک فایل صوتی، یک آتش‌سوزی در تلویزیون، یک خواستگاری نامناسب، یک فنجان تازه‌وارد یا یک رنده‌ی آشپزخانه آغاز می‌شوند. شخصیت‌ها در آن کتاب قهرمان‌های دور از دسترس نیستند؛ آدم‌هایی‌اند که دروغ می‌گویند، اشتباه می‌کنند، حسادت می‌کنند، می‌ترسند، نذر می‌کنند، می‌خواهند آبروداری کنند و درعین‌حال زیر فشار اقتصادی، عاطفی و اجتماعی خم می‌شوند. برای کسانی که به داستان‌هایی با محور روابط خانوادگی، همسایگی، ازدواج و طلاق، و همچنین تجربه‌ی زنان در جامعه‌ی امروز علاقه‌مندند، این مجموعه می‌تواند تصویری نزدیک و قابل لمس از این موضوع‌ها ارائه کند. علاوه‌براین، حضور داستان‌هایی با راوی غیرانسانی مثل فنجان، تنوع لحن و زاویه‌دید را در کتاب بیشتر کرده است و امکان مقایسه‌ی نگاه‌های مختلف به یک جهان مشترک را فراهم کرده است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های کوتاه شهری و خانوادگی علاقه‌مندند و دوست دارند روابط زن و مرد، فشارهای فامیلی، نذر و هیئت، و تجربه‌ی زنان در ازدواج، طلاق، کار خانه و مراقبت را از زاویه‌های مختلف ببینند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی موضوعاتی مثل ناشنوایی، بازنشستگی، تنهایی سالمندان، شغل‌های کوچک خیابانی و قضاوت‌های اجتماعی دارند و می‌خواهند این مسائل را در قالب روایت‌های کوتاه و شخصیت‌محور دنبال کنند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۵۵۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۰۶ صفحه

حجم

۵۵۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۰۶ صفحه

قیمت:
۱۱۰,۰۰۰
تومان