
کتاب گذری بر روان فرزندان
معرفی کتاب گذری بر روان فرزندان
کتاب گذری بر روان فرزندان نوشتهی سحر حسنوند عموزاده اثری است که به موضوع تربیت و رشد روانی کودکان و نوجوانان در بستر خانواده میپردازد و نشر ناران آن را منتشر کرده است. نویسنده که خود تجربهی مادری در سن پایین و مواجهه با چالشهای فرزندپروری بدون حضور مداوم همسر را پشتسر گذاشته است، در این کتاب تلاش کرده است آموختههای دانشگاهیاش در علومتربیتی را با تجربههای شخصی و مطالعات گسترده در حوزهی روانشناسی کودک و فرزندپروری پیوند بدهد. ساختار کتاب فصلبندیشده و موضوعمحور است و از مباحث پایهای مثل تفاوتهای فردی کودکان، شیوهی رفتار والدین، قانونگذاری در خانه و گفتوگو با فرزند شروع میشود و به موضوعات پیچیدهتری مانند اعتمادبهنفس، رشد اجتماعی، پرخاشگری، خشم پنهان، خودمراقبتی جنسی، مهارتهای ارتباطی، مدیریت هیجان و ترک عادتهای مشکلساز در کودکان میرسد. در ادامه نیز فصلهایی به نقش خانوادهی سالم و ناسالم، تکنیکهای رفتاری متناسب با سن و جنس فرزند و نحوهی مواجهه با واژهها و عبارات نامناسب اختصاص یافته است. نویسنده در جایجای متن از مثالهای روزمره، موقعیتهای آشنا و زبان توضیحی استفاده کرده است تا مفاهیم روانشناسی کودک را به رفتارهای قابلمشاهده در خانه پیوند بزند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب گذری بر روان فرزندان
کتاب گذری بر روان فرزندان با تکیهبر تجربهی زیستهی سحر حسنوند عموزاده بهعنوان مادری جوان و همچنین تحصیلات او در علومتربیتی، تصویری نسبتاً جامع از دغدغههای روزمرهی والدین در تربیت فرزندان ارائه کرده است. نویسنده در پیشگفتار توضیح داده است که چگونه احساس تنهایی در فرزندپروری، نبود آموزش تخصصی در اطرافیان و مواجهه با چالشهایی که برای سن او «بزرگ» بوده است، او را به سمت مطالعهی کتابهای روانشناسی، شرکت در دورههای فرزندپروری و ادامهی تحصیل سوق داده است. همین مسیر، شالودهی محتوای کتاب را شکل داده است؛ یعنی ترکیبی از آموختههای علمی، تجربهی شخصی و مشاهدهی دغدغههای مشترک مادران دیگر. ساختار کتاب ۱۵ فصل دارد که هر فصل به یک محور مشخص در روان و رفتار کودک اختصاص یافته است؛ از «تربیت کودکان و اهمیت دانش روانشناسی کودک» و «اعتمادبهنفس و مسئولیتپذیری در کودکان» تا «تقویت رشد اجتماعی کودک»، «روش درست تحسین کردن رفتار کودک»، «آموزش احترام»، «خانواده و آسیبهای روانی موجود در آن»، «پرخاشگری در کودکان»، «نه گفتن کودک به والدین»، «خودمراقبتی جنسی در کودکان»، «بررسی خشم در کودکان»، «مهارتهای ارتباطی و خودآگاهی»، «مدیریت هیجان و کنترل احساسات»، «ترک عادتهای بد کودکان»، «تکنیکهای رفتاری با فرزندان» و درنهایت «بهکاربردن عبارات و واژههای نامناسب در کودکان». کتاب گذری بر روان فرزندان در هر فصل از تعریف مفاهیم شروع کرده است و سپس به نشانهها، پیامدها و در ادامه به پیشنهادهایی برای رفتار والدین پرداخته است. برای نمونه در فصل اول، نویسنده ابتدا مفهوم فرزندپروری را بهعنوان فرایند مراقبت از رشد فیزیکی، هیجانی، اجتماعی، مالی و فکری کودک توضیح داده است و بعد به تفاوتهای فردی کودکان، نقش تقلید در یادگیری، اهمیت خلقوخوی منحصربهفرد هر کودک و ضرورت هماهنگی پدر و مادر در تربیت پرداخته است. در فصلهای میانی، موضوعاتی مانند نقش بازی در رشد اجتماعی، تأثیر بازی در فضای باز و پارک، شیوهی قانونگذاری در خانواده، گفتوگوی والد و کودک، روشهای افزایش اعتمادبهنفس، ویژگیهای کودک با اعتمادبهنفس بالا یا پایین، و نیز مهارتهایی مثل جرأتمندی، صبر، خودآگاهی و مهارتهای بینفردی مطرح شده است. در فصلهای پایانی، نویسنده به مسائل حساستری مانند خشم پنهان، مدیریت استرس، عادتهایی مثل دروغگویی، جویدن ناخن، لجبازی، خجالت، و نیز تفاوت تکنیکهای رفتاری با فرزند دختر و پسر و نوجوانان پرداخته است. در سراسر کتاب، مثالهای روزمره (مثل بحث کودک و والد بر سر تماشای تلویزیون یا دعوای کودکان بر سر اسباببازی) بهعنوان نقطهی شروع برای توضیح مفاهیم روانشناسی کودک استفاده شده است تا پیوند میان نظریه و زندگی روزمرهی خانوادهها روشن بماند.
خلاصه کتاب گذری بر روان فرزندان
کتاب گذری بر روان فرزندان مجموعهای از ایدهها و توصیهها دربارهی شناخت بهتر کودک و تنظیم رفتار والدین براساس این شناخت است. نویسنده در فصل نخست، فرزندپروری را فرایندی چندبعدی معرفی کرده است که رشد فیزیکی، هیجانی، اجتماعی، مالی و فکری کودک را دربرمیگیرد و تأکید کرده است که والدین باید قبل از هر اقدام تربیتی، تفاوتهای فردی کودکان را بشناسند. در این فصل توضیح داده شده است که بهرههوشی، استعداد، توانمندیهای جسمی و ذهنی، شیوهی یادگیری و خلقوخوی هر کودک منحصربهفرد است و مقایسهی او با دیگران، فشار بیجا و نادیدهگرفتن آمادگیهای رشدی میتواند به احساس ناتوانی و ناکامی منجر بشود. نویسنده بر نقش تقلید در یادگیری کودک و ضرورت الگو بودن والدین، اهمیت محدودیتهای معقول، شنوندهی خوب بودن، محبت غیرشرطی، هماهنگی پدر و مادر در قوانین و برخوردها و مشارکت دادن کودک در قانونگذاری خانه تأکید کرده است. در فصل اعتمادبهنفس و مسئولیتپذیری، کتاب گذری بر روان فرزندان اعتمادبهنفس را «قضاوت و فکر فرد دربارهی خودش» تعریف کرده است و منابع آن را خانواده، اطرافیان و خود فرد دانسته است. نویسنده نشان داده است که مخالفتهای مکرر و «نه» گفتنهای تند، چگونه کودک را به این نتیجه میرساند که «بهدردنخور» است و یا به دو مسیر متفاوت میرود: کودکی منفعل که نمیتواند نه بگوید و از خود دفاع بکند، یا کودکی قلدر که برای اثبات توانمندی به رفتارهای تهاجمی رو میآورد. در ادامه، ویژگیهای کودک با اعتمادبهنفس بالا و پایین فهرست شده است و سپس روشهایی مانند استفاده از کلام خاص بین والد و کودک، تلقین مثبت، معرفی محترمانهی کودک به دیگران، رفتار مؤدبانه با او، دادن حق انتخاب و تشویق مسئولیتپذیری در کودکان و نوجوانان مطرح شده است. فصلهای سوم و چهارم به رشد اجتماعی و تحسین رفتار اختصاص یافته است. نویسنده نقش بازی را در رشد اجتماعی، عاطفی، ذهنی و جسمی کودک توضیح داده است؛ از بازیهای فردی تا بازیهای گروهی در پارک و طبیعت، و این که چگونه بازی در فضای باز با تنوع محرکهای حسی، امکان ارتباط با همسنوسالان و تماس با طبیعت، هم هیجان و استرس را کاهش میدهد و هم سیستم ایمنی را تقویت میکند. سپس به نقش والدین در برنامهریزی برای بازی، فراهمکردن فرصت تعامل با گروههای سنی مختلف، نامگذاری هیجانها، تقویت تخیل و ایجاد فضای امن برای خلوت کودک پرداخته شده است. در فصل تحسین، تفاوت تحسین توصیفی (تمرکز بر رفتار) با تحسین کلی (تمرکز بر «خوب بودن» کودک) توضیح داده شده است و نشان داده شده است که تمرکز والدین بر رفتارهای مثبت و نادیدهگرفتن مداوم خطاهای کوچک، چگونه میتواند الگوی جلبتوجه کودک را از رفتار منفی به رفتار مطلوب تغییر بدهد. در فصلهای میانی، کتاب گذری بر روان فرزندان به آموزش احترام، نقش خانوادهی سالم و ناسالم، و پرخاشگری میپردازد. نویسنده خانوادهی ناسالم را خانوادهای توصیف کرده است که ممکن است در ظاهر «طبیعی» بهنظر برسد اما در آن تحقیر، سرزنش، دروغ، فریبکاری، بددهنی، پرخاشگری، بیتفاوتی نسبتبه نیازهای روانی، نبود گفتوگو، پنهانکاری و فقدان حمایت عاطفی رایج است. چنین خانوادهای فرزندانی میپروراند که از درون احساس خلا، ترس، خجالت و ناامنی دارند و در بزرگسالی نیز با این احساسها زندگی میکنند. در بخش پرخاشگری، انواع پرخاشگری (خصمانه و وسیلهای)، نقش الگوپذیری از والدین، اضطراب، ناکامی، تضادهای درونی، بیماریها و داروها و نیز تأثیر مدرسه و تجربهی قربانی خشونت بودن بر رفتار پرخاشگرانهی کودک بررسی شده است. سپس راهکارهایی برای کنترل خشم و عصبانیت کودکان ارائه شده است؛ از استفاده از حواس پنجگانه، آموزش بیان احساسات با جملات «من احساس میکنم…»، یاددادن کلمات مودبانه، فاصلهگرفتن موقت از موقعیت تنشزا، استفاده از نقاشی برای بیان خشم، تا ایجاد فضای گرم در خانه و آموزش مهارتهای زندگی مانند حل مسئله و مقابله با استرس. در فصلهای بعدی، موضوع «نه گفتن کودک به والدین» بهعنوان بخشی طبیعی از فرایند رشد مطرح شده است. نویسنده توضیح داده است که تکرار «نه» از سوی کودک دو تا سهساله، تلاشی برای تجربهی احساس کنترل و شکلدادن به هویت مستقل است و اگر والدین مدام از «نه» استفاده بکنند، این الگو در کودک نیز تکرار میشود. پیشنهاد شده است که والدین در موقعیتهای غیرحیاتی حق انتخاب محدود بدهند، در امور مهم خود تصمیم بگیرند، از پرسشهایی که پاسخ بله/خیر میطلبد در سنین پایین پرهیز بکنند و بهجای درگیری مستقیم، از شوخطبعی، تغییر لحن، هدایت آرام و یادآوری تغییرات مثبت کودک استفاده بکنند. در فصلهای مربوط به خودمراقبتی جنسی، خشم پنهان، مهارتهای ارتباطی، خودآگاهی، مدیریت هیجان و استرس، و ترک عادتهای بد، نویسنده بر آموزش تدریجی، متناسب با سن و با حفظ حریمها تأکید کرده است؛ از آموزش حریم خصوصی بدن و تفاوت خودلمسی و خودارضایی، تا تکنیکهای کاهش استرس، آموزش جرأتمندی، صبر، خودآگاهی، و بررسی ریشههای عادتهایی مانند دروغگویی، لجبازی، خجالت، جویدن ناخن و مکیدن انگشت. در فصل پایانی نیز به تکنیکهای رفتاری متناسب با فرزند دختر و پسر از بدو تولد، رفتار با نوجوانان، ایمنسازی محیط برای کودکان یک تا سهساله و نحوهی مواجههی والدین با بهکاربردن واژههای نامناسب توسط کودکان پرداخته شده است.
چرا باید کتاب گذری بر روان فرزندان را بخوانیم؟
کتاب گذری بر روان فرزندان برای کسانی که درگیر مسائل روزمرهی تربیت کودک هستند، مجموعهای یکجا از موضوعات پرچالش فرزندپروری فراهم کرده است؛ از رفتارهای سادهی روزانه مثل «چگونه نه بگوییم» و «چطور تحسین بکنیم» تا مسائل پیچیدهتری مانند پرخاشگری، خشم پنهان، خودمراقبتی جنسی و تأثیر خانوادهی ناسالم بر رشد کودک. مزیت اصلی آن کتاب در این است که مفاهیم روانشناسی کودک را در قالب موقعیتهای آشنا توضیح داده است؛ مثل بحث کودک و والد بر سر تماشای تلویزیون، دعوای خواهر و برادر بر سر اسباببازی، یا لجبازی کودک در برابر رفتن به حمام. این رویکرد باعث شده است که خواننده بتواند بهسرعت رفتارهای مطرحشده را در زندگی روزمرهی خود تشخیص بدهد و پیشنهادهای ارائهشده را در همان موقعیتها امتحان بکند. ویژگی دیگر کتاب گذری بر روان فرزندان گسترهی موضوعات آن است. در یک جلد، هم دربارهی تفاوتهای فردی، خلقوخوی، بازی، رشد اجتماعی و اعتمادبهنفس صحبت شده است و هم دربارهی مهارتهای ارتباطی، خودآگاهی، مدیریت استرس، عادتهای مشکلساز و نقش ساختار خانواده. این تنوع باعث شده است که خواننده برای هر مسئلهی رایج در خانه، حداقل یک فصل مرتبط پیدا بکند. نویسنده در بسیاری از بخشها، بهجای تمرکز بر «اصلاح کودک»، بر تغییر نگاه و رفتار والدین تأکید کرده است؛ مثلاً در بحث اعتمادبهنفس، ابتدا به الگوی مخالفتهای مکرر والدین میپردازد و سپس نشان میدهد چگونه میتوان کودک را در حل مسئله شریک کرد. در بخش پرخاشگری نیز ابتدا به الگو بودن والدین و فضای خانه اشاره شده است و بعد به تکنیکهای کنترل خشم کودک. این جابهجایی تمرکز، خواننده را از جستوجوی «راهحل سریع برای کودک مشکلدار» به سمت بازنگری در شیوهی فرزندپروری و روابط خانوادگی هدایت کرده است. برای کسانی که بهدنبال متنی هستند که هم به جنبههای هیجانی و رفتاری کودک بپردازد و هم به ساختار خانواده، کتاب گذری بر روان فرزندان میتواند نقش یک نقشهی کلی را داشته باشد؛ نقشهای که نقاط حساس رشد کودک (اعتمادبهنفس، احترام، بازی، خشم، نه گفتن، عادتها، مهارتهای ارتباطی و هیجانی) را مشخص کرده است و برای هرکدام، پیشنهادهایی متناسب با سن و موقعیت ارائه کرده است. این کتاب همچنین برای والدینی که احساس میکنند در تربیت فرزند تنها ماندهاند و الگوی مشخصی در اطراف خود نمیبینند، نمونهای از مسیری را نشان داده است که نویسنده از سردرگمی تا جستوجوی آگاهانهی آموزش و سپس تدوین تجربهها در قالب متن طی کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب گذری بر روان فرزندان به والدینی پیشنهاد میشود که با مسائلی مانند لجبازی، پرخاشگری، خجالت، دروغگویی، عادتهای بد، نه گفتن مکرر، یا کاهش اعتمادبهنفس در فرزندان خود روبهرو هستند و بهدنبال توضیح و راهکار رفتاری برای این وضعیتها میگردند. همچنین به مربیان مهدکودک، معلمان دبستان، دانشجویان و علاقهمندان به حوزهی روانشناسی کودک و علومتربیتی پیشنهاد میشود که میخواهند تصویری کاربردی از پیوند میان مفاهیم نظری و موقعیتهای روزمرهی خانه و مدرسه بهدست بیاورند.
حجم
۸۰۰٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه
حجم
۸۰۰٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه