
کتاب زن طبقه بالا
معرفی کتاب زن طبقه بالا
کتاب زن طبقه بالا (این خانه اول مال او بود) نوشته فریدا مک فادن با ترجمه نسیم شکاری داستان زنی جوان به نام سیلویاست که در میانهی بنبستهای مالی، عاطفی و شغلی ناگهان با پیشنهادی وسوسهانگیز روبهرو میشود؛ پیشنهادی که ظاهرش نجاتبخش است و باطنش پر از ابهام و دلهره. انتشارات ادبیات معاصر این کتاب را منتشر کرده است و متن فارسی کتاب توانسته فضایی پرتنش و پر از تعلیق بسازد که در آن یک خانهی بزرگ در مونتاک، نویسندهای مشهور، همسری بیمار و منزوی و چند شخصیت فرعی مرموز کنار هم قرار گرفتهاند. در این کتاب، روایت از زاویهی دید اولشخص سیلویا پیش میرود؛ زنی که از آپارتمان کوچک و ناامنش در بروکلین کنده میشود تا در خانهای مجلل در لانگآیلند، همزمان هم پرستار غیررسمی و هم همخانهی ویکتوریا بارنت، همسر آسیبدیدهی یک نویسندهی پرفروش باشد. پیشنهاد حقوق بالا، اتاق و غذا و ماشین رایگان، در کنار گذشتهی پر از شکست سیلویا، تضادی میسازد که از همان صفحات اول حس چیزی اینجا درست نیست را در متن پخش کرده است. رمان زن طبقه بالا با تکیه بر فضاهای بسته، گفتوگوهای پرکشمکش و جزئیات رفتاری شخصیتها، بهتدریج از یک موقعیت سادهی شغلی به ماجرایی پر از سوءظن، راز و ترس تبدیل میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زن طبقه بالا
کتاب زن طبقه ی بالا با عنوان اصلی The wife upstairs داستانش را با یک صحنهی بهظاهر قهرمانانه شروع میکند: سیلویا در خیابانی شلوغ جان پیرزنی را از تصادف نجات میدهد و بهجای تشکر، متهم به حمله میشود. همین شروع، لحن کلی کتاب را مشخص میکند؛ جهانی که در آن نیت خوب لزوماً نتیجهی خوب ندارد و هر حرکت میتواند برعکس شود. فریدا مک فادن در ادامه، سیلویا را در بدترین وضعیت مالی و شغلی نشان میدهد؛ زنی که برای یک مصاحبهی پیشخدمتی آماده شده، لباسش در همان حادثه خراب میشود و درست در همین آشفتگی است که آدام بارنت، مردی خوشتیپ با کتوشلوار مرتب و دندانهای بینقص، وارد میشود.
بارنت نویسندهای موفق است که برای همسر بیمار و خانهی بزرگش در مونتاک بهدنبال کسی میگردد تا در طول روز کنار ویکتوریا باشد، با او وقت بگذراند و مراقبش باشد. کتاب زن طبقهی بالا در چند بخش و فصل پیدرپی، مسیر آشنایی، تردید و جابهجایی زندگی سیلویا را دنبال کرده است؛ از کافهی کوچک شهر تا قطار لانگآیلند و در نهایت خانهی عظیم و کمی متروکهی آدام و ویکتوریا. در این میان، شخصیتهایی مثل اوا (پرستار قویهیکل و کمحرف)، مگی (خدمتکار پرانرژی و صمیمی) و فردی (مردی از گذشتهی سیلویا که هنوز رهایش نکرده) به داستان اضافه میشوند و هرکدام لایهای تازه از تنش و ابهام میآورند.
خانهی دوطبقه با پلههای خطرناک، باغ رهاشده، اتاق جداگانهی ویکتوریا در طبقهی بالا و جزئیات روتین روزانهی او، در فصلهای مختلف با عنوانهایی که حول کار، مراقبت، سفر و سکون میچرخند، بهتدریج تصویری از یک زندگی لوکس اما فروپاشیده میسازند. رمان زن طبقهی بالا در هر دو پاراگراف، بیش از آنکه به حادثههای بیرونی تکیه کند، روی حسهای درونی سیلویا، پیشآگاهیهای مبهم و تضاد میان ظاهر آرام خانه و چیزی که زیر پوست آن میجوشد تمرکز کرده است.
خلاصه داستان زن طبقه بالا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان زن طبقهی بالا بر محور انتخابی میچرخد که زندگی سیلویا را از یک آپارتمان کوچک و پر از آژیر و تیراندازی در بروکلین، به خانهای عظیم و پررمزوراز در مونتاک پرتاب میکند. سیلویا زنی است با گذشتهای پر از شکست: اخراج شغلی، بدهیهای پزشکی، صاحبخانهای که تهدید به بیرونکردن او کرده و رابطهای ویرانشده با فردی که هنوز با پیامها و حضور فیزیکیاش رهایش نمیکند. در همان روزی که برای مصاحبهی پیشخدمتی میرود، حادثهی خیابان و خرابشدن لباسش باعث میشود مصاحبه از دست برود؛ اما همین اتفاق او را سر راه آدام بارنت قرار میدهد. آدام که برای استخدام کسی به شهر آمده، از نیامدن داوطلب قبلی میگوید و در کافهای کوچک، پیشنهاد کاری غیرمنتظرهای به سیلویا میدهد: زندگی در خانهی او و ویکتوریا در مونتاک، بدون پرداخت اجاره، استفاده از ماشین، بیمهی درمانی، تعطیلیهای منظم و حقوق ۱۵۰۰ دلار در هفته؛ در ازای اینکه روزها کنار ویکتوریا باشد، با او حرف بزند، برایش بخواند و مراقب غذا و حضورش باشد.
ویکتوریا بعد از سقوط از پلههای خانه دچار ضربهی مغزی شدید شده، سمت راست بدنش فلج است، تکلمش آسیب دیده و برای تغذیه به لولهی شکمی و غذاهای پورهشده وابسته است. آدام تأکید کرده است که نمیخواهد همسرش به خانهی سالمندان برود و میخواهد در خانه از او مراقبت شود. سیلویا با وجود حسی عمیق از دلهره و پیشآگاهیِ «اتفاق وحشتناک»، بهخاطر فشار مالی و بیخانمانیِ در کمین، پیشنهاد را میپذیرد. سفر طولانی با قطار لانگآیلند، سرمای مونتاک و دیدن آدام در ایستگاه، مقدمهی ورود او به خانهای است که با دروازهی آهنی بلند، چمنهای بلندشده، باغ رهاشده و چراغهای خاموش، بیشتر شبیه ملکی متروکه است تا خانهی یک نویسندهی پرفروش. داخل خانه اما همهچیز مجلل و گرانقیمت است؛ اتاق نشیمن عظیم، شومینه، تلویزیون بزرگ و عکس مشترک آدام و ویکتوریا روی طاقچه که تصویری از زنی زیبا، شاد و صمیمی نشان میدهد.
وقتی سیلویا برای اولین بار ویکتوریا را در ویلچر کنار پنجره میبیند، با شوکی شدید روبهرو میشود: صورت زخمی، چشمهایی که هر کدام به سویی خیره شدهاند، موهای طلایی بیروح و بدنی که نیمهی راستش بیحرکت است. ویکتوریا کمحرف است، گاهی فقط کلماتی شکسته مثل سلام یا باشه را میگوید و بیشتر وقتش را به خیرهشدن به منظرهی بیرون یا تلویزیون میگذراند. سیلویا باید با غذاساز مخصوص، غذا را پوره کند، مراقب خطر خفگی باشد و اگر ویکتوریا کم خورد، بقیهی مواد را از طریق لولهی تغذیه وارد کند. در کنار این روتین، سیلویا با دو زن دیگر در خانه آشنا میشود: اوا، پرستار قویهیکل و کمحرفی که از ابتدا با نگاهی سرد و مشکوک به او مینگرد و مگی، خدمتکار جوان و پرانرژی که از دیدن یک همسنوسال در خانه ذوقزده است اما وقتی صحبت به گذشتهی ویکتوریا و حادثهی پلهها میرسد، ناگهان ساکت و محتاط میشود. آدام در گفتوگوهای پراکنده، از عشق در نگاه اولش به ویکتوریا در اورژانس، تصمیمشان برای خرید این خانهی بزرگ و احساس گناهش از اینکه هنگام سقوط او در خانه نبوده گفته است.
سیلویا در اتاق خودش، روی تشک کهنهی آپارتمان سابق، مدام تخت نرم و ملحفههای ابریشمی خانهی مونتاک را تصور میکند و بین ترس و اشتیاق معلق میماند. پیامهای مکرر فردی، صحنهی تقلیدی او از فیلم چیزی بگو، در زیر پنجره و تصمیم سیلویا برای بریدن کامل از گذشته، با پیشنهاد شغلی آدام گره میخورد و او را بیشتر به سمت این شروع دوباره هل میدهد. در اتاق ویکتوریا، وقتی سیلویا سعی میکند به او غذا بدهد و با او حرف بزند، ناگهان کلمهی نامفهوم دورن از دهان ویکتوریا بیرون میآید و با تکرار عصبی آن نشان میدهد چیزی در این خانه، در این اتاق یا در گذشته، هنوز گفتهنشده و خطرناک است. از اینجا به بعد، مراقبت روزانه از یک زن بیمار، بهتدریج به مواجهه با رازهایی تبدیل میشود که پشت پلهها، عکسها، سکوتها و نگاههای نیمهخاموش پنهان شدهاند.
چرا باید کتاب زن طبقه بالا را بخوانیم؟
کتاب رمان زن طبقهی بالا از دل یک موقعیت سادهی شغلی، فضایی پر از تعلیق و سوءظن ساخته شده است. پیشنهاد کاری آدام به سیلویا روی کاغذ بینقص به نظر میرسد: حقوق بالا، خانهی مجلل، ماشین، بیمه و امنیت؛ اما متن نشان داده است که هر امتیاز، بهایی پنهان دارد. این تضاد میان ظاهر رؤیایی و حس درونیِ خطر، یکی از محورهای جذاب کتاب است و خواندن آن را برای کسانی که به داستانهای پرکشمکش در فضاهای محدود علاقه دارند، جالب میکند. در این اثر، خانهی بزرگ مونتاک فقط یک پسزمینه نیست؛ خودش به شخصیت تبدیل شده است: دروازهی آهنی، باغ رهاشده، پلههای خطرناک، اتاق جداگانهی طبقهی بالا و سکوت سنگین راهروها همگی حس ناامنی و انزوا را تقویت کردهاند.
رابطهی آدام و ویکتوریا نیز لایهی دیگری به داستان اضافه کرده است؛ مردی که به عهد ازدواجش پایبند مانده و حاضر است برای مراقبت از همسرش هزینهی زیادی بپردازد، در کنار زنی که دیگر نمیتواند حرف بزند، راه برود یا حتی بهروشنی نشان دهد چه میخواهد. این تضاد میان وفاداری، گناه، میل و ناتوانی کتاب را از یک داستان صرفاً معمایی فراتر برده است. شخصیت سیلویا هم نقطهی تمرکز مهمی است. او نه قهرمان بینقص است و نه قربانی کاملاً منفعل؛ زنی است با گذشتهای پر از اشتباه، بدهی و رابطهای سمی که هنوز سایهاش را روی زندگیاش انداخته است. نگاه او به جهان، ترکیبی از بدبینی، شوخطبعی تلخ و میل شدید به بقاست.
همین نگاه سیلویا روایت را زنده کرده و باعث شده است خواننده در کنار تعلیق داستان، با دغدغههای بسیار زمینی مثل اجارهخانه، بدهی، کار موقت و ترس از بیخانمانی هم همراه شود. برای کسانی که به داستانهایی با ریتم نسبتاً تند، دیالوگمحور و پر از جزئیات روزمره علاقهمند هستند، این کتاب تجربهای است که هم حس کنجکاوی را تحریک کرده و هم پرسشهایی دربارهی اعتماد، وابستگی، مراقبت و بهای انتخابها پیش میکشد. کتاب زن طبقهی بالا نشان داده است که چگونه یک شغل خوب میتواند به نقطهی شروع زنجیرهای از اتفاقها تبدیل شود که مرز میان نجات و نابودی را محو میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن داستان زن طبقه ی بالا به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای پرتعلیق در فضاهای محدود، روابط پیچیدهی میان اعضای یک خانه و روایتهای اولشخص با لحن صریح و گاهی طناز علاقه دارند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغههایی مثل ناامنی شغلی، فشار مالی، روابط عاطفی آسیبدیده و تجربهی مراقبت از بیمار را از نزدیک لمس کردهاند و میخواهند این موضوعها را در قالب یک داستان پرکشمکش دنبال کنند.
حجم
۱٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۳۰۳ صفحه
حجم
۱٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۳۰۳ صفحه