کتاب درخت کش گراتزیا دلددا + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب درخت کش

کتاب درخت کش

امتیازبدون نظر

معرفی کتاب درخت کش

کتاب درخت کش نوشته‌ی گراتزیا دلدا با ترجمه‌ی شفاالدین شجاع مجموعه‌ای از چند داستان کوتاه است که نشر ویکتور هوگو آن را منتشر کرده است. این کتاب در کنار داستان اصلی درخت کش چند داستان دیگر از نویسندگان مختلف را نیز در خود جای داده که بخشی از آن‌ها در متن کتاب با نام‌هایی مانند کبوتران سفید و بریک اوت دیده می‌شود. فضای کلی اثر میان روستاهای دورافتاده، کوهستان‌های سرد و شهرها و دریاچه‌های اروپایی در نوسان است و روابط عاطفی، حسادت، غرور، فقر، عشق و انتقام در مرکز روایت‌ها قرار گرفته است. دلدا در داستان درخت کش زندگی روستاییان ساردنی، مناسبات طبقاتی، غرور زنانه و مردانه و خشونت پنهان در پس آداب و رسوم محلی را به تصویر کشیده است؛ درحالی‌که دیگر داستان‌ها بیشتر بر تجربه‌های عاشقانه، تنهایی و کشمکش درونی شخصیت‌ها تمرکز دارند. نثر ترجمه آمیخته‌ای از لحن قدیمی و واژگان امروز است و حال‌وهوای دوره‌ای را که داستان‌ها در آن نوشته شده‌اند حفظ کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب درخت کش

کتاب درخت کش مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است که داستان عنوان‌دار آن نوشته‌ی گراتزیا دلدا است و در کنار آن پنج داستان دیگر نیز آمده که هرکدام حال‌وهوای مستقل خود را دارند. در داستان درخت کش دلدا به جزیره‌ی ساردنی می‌رود؛ جایی که روستاییان با زمین، درختان زیتون، فقر و غرور خود زندگی می‌کنند. شخصیت‌هایی مانند مارتینو، سالواتوره و پاسکا در مرکز این روایت قرار دارند؛ مارتینو جوانی فقیر و پرغرور، سالواتوره ملاکی متمول و پاسکا خواهر زیبا و مغرور اوست که در دهکده اورنه شهره است. دلدا در این داستان از دل یک رسم ساده‌ی روستایی یعنی روز پیوند زدن نهال‌های زیتون، به نزاعی عاطفی و طبقاتی می‌رسد که در آن حسادت، تحقیر، عشق و انتقام در هم می‌آمیزند. در کنار این داستان، کتاب درخت کش شامل داستان‌هایی است که از نظر فضا و مضمون متنوع‌اند؛ از سفر با کشتی روی دریاچه‌ی لمان و آشنایی مهندسی سی‌ساله با دختری شانزده‌ساله در کبوتران سفید تا یادداشت‌های او در دهکده‌ی کوهستانی ایزل و بازگشتش به لوزان و سپس پاریس. این داستان‌ها اغلب در قالب دفترچه‌ی یادداشت، نامه یا روایت اول‌شخص پیش می‌روند و خواننده را وارد ذهن شخصیت‌هایی می‌کنند که میان وظیفه، میل شخصی، اخلاق و هوس سرگردان‌اند. کتاب درخت کش در بخش‌های مختلف خود از روستاهای ساردنی تا پانسیون‌های دخترانه‌ی سوئیس، از تونل‌سازی زیر کوه سیمپلون تا سالن‌های رقص پاریس را در بر می‌گیرد و نشان می‌دهد چگونه یک نگاه، یک گفت‌وگوی کوتاه یا یک تصمیم ناگهانی می‌تواند سرنوشت شخصیت‌ها را تغییر دهد. در داستان کبوتران سفید مهندسی که در کوهستانی دورافتاده کار می‌کند در کشتی‌ای روی دریاچه‌ی ژنو با دختری به نام لولا آشنا می‌شود؛ دختری پرهیجان، بی‌پروا و کنجکاو که نگاهش به عشق، ازدواج و «تفریح‌کردن» با تصورات مرد میانسال تفاوت دارد. گفت‌وگوهای آن‌ها درباره‌ی وظیفه، فرار از مسئولیت، ازدواج و تفاوت خواسته‌های مردان و زنان، هسته‌ی اصلی این داستان را می‌سازد و در ادامه در یادداشت‌های مهندس در ایزل و سپس در دیدار دوباره‌ی او و لولا در پاریس پی گرفته می‌شود. در پایان این خط روایی، لولا در کوهستان، کنار شوهر مهندس و فرزندشان دیده می‌شود و ترانه‌ی محلی «دو کبوتر سفید در کوهستان آشیان گرفتند» همچون حلقه‌ای نمادین داستان را جمع می‌کند. به این ترتیب کتاب درخت کش مجموعه‌ای از روایت‌ها درباره‌ی عشق، غرور، طبقه، وظیفه و انتخاب است که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت به این مضامین نزدیک شده‌اند.

خلاصه داستان درخت کش

درخت کش مجموعه‌ای از چند داستان است که دو خط اصلی در آن برجسته‌تر است: داستان روستایی و خشن درخت کش و داستان عاشقانه و شهری کبوتران سفید. در داستان درخت کش مارتینو جوانی فقیر اما جذاب و پرهیبت در دهکده‌ی اورنه است که همه او را به لقب آرکیبوزاتا صدا می‌زنند. او دوست صمیمی سالواتوره، ملاک ثروتمند ده، است و در عین حال دل در گرو خواهر او پاسکا دارد؛ دختری سیاه‌چشم، زیبا، مغرور و شهرآشوب که در چند ده اطراف نظیر ندارد. مارتینو برای جلب اعتماد سالواتوره و نزدیک‌شدن به پاسکا همه‌جا مثل نوکری داوطلب کار می‌کند، به اصطبل و مزرعه و کارخانه‌ی روغن زیتون سر می‌زند و کارها را می‌چرخاند؛ اما پاسکا او را تحقیر می‌کند و فقرش را به رخ می‌کشد. در روز پیوند زدن نهال‌های زیتون در مزرعه‌ی سالواتوره، روستاییان، چوپان‌ها و زنان دور هم جمع می‌شوند، گوسفند می‌کشند، شراب می‌نوشند و زیر درختان زیتون جشن می‌گیرند. پیترو ماریا، پیوندزن حسود و عاشق پاسکا، از نزدیکی مارتینو و خانواده‌ی سالواتوره می‌سوزد و با سخن‌چینی و تحریف حرف‌ها، آتش کینه‌ی پاسکا را نسبت به مارتینو شعله‌ور می‌کند. در میانه‌ی بزم، پاسکا در جمع، مارتینو را به فقر و بی‌ارزشی متهم می‌کند و او نیز در پاسخ، غرور او را می‌شکند و کنایه‌هایی می‌زند که همه را شوکه می‌کند. دعوای او و سالواتوره بالا می‌گیرد اما ظاهراً با وساطت دیگران فرو می‌نشیند. چند روز بعد، نیمه‌شب، مارتینو که نذر زیارت دارد مسیرش را عوض می‌کند و به مزرعه‌ی زیتون می‌رود. در سکوت و تاریکی، یکی‌یکی پیوندهای تازه را که روستاییان با زحمت بسته‌اند می‌کند و دور می‌اندازد؛ انتقامی خاموش از سالواتوره و پاسکا. اما سالواتوره و چند مرد مسلح در کمین او هستند. او را با تفنگ نشانه می‌روند و سالواتوره به‌جای کشتن، مجازاتی دیگر پیشنهاد می‌کند: مارتینو باید به تعداد درختانی که «کشته» است، برای هر درخت یک هفته، مثل نوکری تمام‌وقت در خدمت او و پاسکا باشد. مارتینو در برابر چهار تفنگ و قانون نانوشته‌ی جزیره، می‌پذیرد. سه سال و چهار هفته، هر روز تحقیر، فرمان‌برداری و نگاه‌های تمسخرآمیز مردم را تحمل می‌کند؛ هر صبح به پاسکا سلام می‌کند و دستورهای او را انجام می‌دهد، درحالی‌که دختر همچنان خواستگارانش را رد می‌کند و به دلبری ادامه می‌دهد. وقتی مدت قرارداد نانوشته تمام می‌شود، مارتینو تفنگ برمی‌دارد، پاسکا را می‌کشد، سپس سالواتوره و در پایان خودکشی می‌کند. داستان با این پایان خونین نشان می‌دهد چگونه غرور، تحقیر و انتقام در فضای بسته‌ی روستا به فاجعه می‌انجامد. در داستان کبوتران سفید راوی مهندسی سی‌ساله است که در کوهستانی دورافتاده مشغول حفر تونل زیر کوه سیمپلون است. او در مرخصی کوتاهی به ژنو و لوزان می‌آید و در کشتی کوچکی روی دریاچه‌ی لمان با گروهی دختر پانسیونی روبه‌رو می‌شود. میان آن‌ها دختری شانزده‌ساله با گیسوان سیاه و بلند، چهره‌ای ظریف و چشمانی درشت بیش از همه توجه او را جلب می‌کند؛ دختری که بعداً می‌فهمیم نامش لولا است. لولا با شور و بازیگوشی به پرندگان دریایی نان می‌دهد، می‌خندد، شوخی می‌کند و در عین حال نسبت به مفاهیمی مثل فلسفه و احساسات رمانتیک نگاه تمسخرآمیز دارد. مهندس مجذوب جوانی و بی‌پروایی او می‌شود. در بندر اوشی، لولا عمداً به‌دنبال او می‌آید، با او گفت‌وگو می‌کند و قرار دیداری برای فردای صبح کنار حمام‌های دریاچه می‌گذارد. در دیدار بعدی، آن‌ها درباره‌ی وظیفه، کار، فرار از مسئولیت، ازدواج و «تفریح‌کردن» پیش از ازدواج حرف می‌زنند. لولا بی‌پرده از میلش به تجربه‌کردن و بازی‌گرفتن مردان متأهل می‌گوید و مهندس میان کشش عاطفی و اخلاقی سرگردان می‌ماند. گفت‌وگو به جایی می‌رسد که او از لولا می‌خواهد اگر حاضر است از جشن و موسیقی و شهر دست بکشد و به کوهستان سرد و زندگی سخت او بیاید، با او ازدواج کند؛ لولا در اوج بازی و جدیت، این پیشنهاد را می‌پذیرد و خود را «نامزد» او می‌نامد، هرچند هنوز حتی نام خانوادگی‌اش را نگفته است. مهندس به کوهستان بازمی‌گردد اما ماه‌ها و سال‌ها لولا را فراموش نمی‌کند. در یادداشت‌هایش در ایزل از تنهایی، زمستان‌های طولانی و خاطره‌ی آن دختر شانزده‌ساله می‌نویسد. مدتی بعد به لوزان بازمی‌گردد و در پانسیون برسن‌هایم می‌فهمد لولا وارسن، دختر رایزن سفارت اتریش در پاریس، پانسیون را ترک کرده و به پاریس رفته است؛ دختری که تا آخرین روزها منتظر بازگشت او بوده. سه سال بعد، در پاریس، دوست نقاشش آرتیکس عکس دختری زیبا را به او نشان می‌دهد که قرار است با بارونی میلیونر ازدواج کند؛ همان لولا است. آرتیکس ترتیبی می‌دهد تا در مجلسی مجلل، مهندس با لولا روبه‌رو شود. او در میانه‌ی رقص، در گوش لولا یادآوری می‌کند که «نامزدی‌شان» هنوز تمام نشده و از او می‌پرسد آیا حاضر است به‌جای زندگی مجلل در کنار بارون، به کوهستان سرد و کار سخت او بیاید و شریک رنج‌هایش شود. لولا که تا آن لحظه در تردید میان گذشته و آینده بوده، اعتراف می‌کند که دیر آمده اما هنوز چند ساعت آزاد است و از او می‌خواهد پیش از رفتن، نزد پدر و مادرش برود. در ادامه‌ی روایت، لولا در کوهستان، کنار بخاری و گهواره‌ی فرزندشان دیده می‌شود که دفتر یادداشت شوهرش را می‌خواند و به ترانه‌ی محلی «دو کبوتر سفید در کوهستان آشیان گرفتند» گوش می‌دهد؛ تصویری که نشان می‌دهد او راه دشوارتر را انتخاب کرده و وعده‌ی جوانی‌اش را به‌نوعی به انجام رسانده است.

چرا باید کتاب درخت کش را بخوانیم؟

درخت کش از دل چند داستان کوتاه، تصویری چندوجهی از عشق، غرور، طبقه و انتخاب به دست می‌دهد. در داستان اصلی، رابطه‌ی میان مارتینو، سالواتوره و پاسکا نمونه‌ای فشرده از برخورد فقر و ثروت، غرور و تحقیر و سنت و خشونت است؛ خواندن این داستان امکان می‌دهد مناسبات قدرت در یک جامعه‌ی کوچک روستایی و تأثیر تحقیر مداوم بر روان فرد دیده شود. قرارداد نانوشته‌ای که مارتینو را به سه سال خدمت اجباری وامی‌دارد و پایان خونین ماجرا، نشان می‌دهد چگونه عرف و «قانون جزیره» می‌تواند به چرخه‌ای از انتقام و نابودی تبدیل شود. در داستان کبوتران سفید و ادامه‌هایش، کتاب درخت کش تضاد میان زندگی شهری و کوهستانی، میان وظیفه‌ی حرفه‌ای و میل شخصی و میان نگاه نوجوانانه و نگاه مردی سی‌ساله را برجسته می‌کند. گفت‌وگوهای لولا و مهندس درباره‌ی ازدواج، تفریح، شهامت و فداکاری، نوعی جدل نسلی و جنسیتی را پیش چشم می‌گذارد که هنوز هم قابل‌درک است. این داستان‌ها نشان می‌دهند چگونه یک آشنایی کوتاه در کشتی می‌تواند سال‌ها در ذهن بماند و تصمیم‌های بعدی را شکل دهد. برای کسانی که به روایت‌های شخصیت‌محور، فضاهای اروپایی، و داستان‌هایی با پایان‌های تلخ یا تأمل‌برانگیز علاقه دارند، این کتاب مجموعه‌ای متنوع از موقعیت‌های عاطفی و اخلاقی فراهم کرده است که هرکدام امکان همذات‌پنداری و فکرکردن درباره‌ی انتخاب‌های دشوار را به همراه دارد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به علاقه‌مندان داستان‌های کوتاه اروپایی، کسانی که به فضاهای روستایی و کوهستانی و تضاد آن با زندگی شهری توجه دارند، دوست‌داران روایت‌های عاشقانه‌ی پیچیده و تلخ، و خوانندگانی که به بررسی روابط قدرت، طبقه و غرور در روابط عاطفی علاقه‌مندند پیشنهاد می‌شود.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۸۳۶٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۳۸ صفحه

حجم

۸۳۶٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۳۸ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان