
کتاب روایت ناصر
معرفی کتاب روایت ناصر
کتاب روایت ناصر نوشتهی مانی کلانی و لیلا صادقیتبار گفتوگویی بلند و تحلیلی است که بر پایهی اندیشهها و آثار ناصر فکوهی شکل گرفته و به مسئلهی توسعه در ایران میپردازد. انتشارات کتاب شرق آن را منتشر کرده است و متن حاضر حاصل همکاری پژوهشکدهی اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس و پویش فکری توسعه است. در این کتاب، روایت فکوهی از توسعه، نوسازی، فرهنگ، خشونت، شهرنشینی، دولتملتسازی و نقش دانشگاه و روشنفکران در ایران، بهصورت یک روایت منسجم بازخوانی و تدوین شده است. ساختار اثر با پیشگفتار ریاست پژوهشکدهی اقتصاد و مقدمهی دبیر علمی گفتوگوهای توسعه (محسن رنانی) آغاز میشود، سپس با زندگینامهی ناصر فکوهی ادامه پیدا میکند و در دو بخش اصلی «طرح روایت» و «نقد راهبردهای عمل و راهکارهای اجرایی» پیش میرود. روایت ناصر در عین تکیه بر مفاهیم نظری انسانشناسی و جامعهشناسی، به تجربهی تاریخی ایران، از جنگهای ایران و روس تا برنامههای توسعهی معاصر، نظر دارد و میکوشد نشان دهد چرا با وجود دههها برنامهریزی، هنوز توسعه در معنای انسانی و پایدار آن در ایران استقرار نیافته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب روایت ناصر
کتاب روایت ناصر با تمرکز بر اندیشههای ناصر فکوهی، انسانشناس و استاد دانشگاه تهران، تلاشی است برای استخراج یک «روایت» منسجم از مسئلهی توسعه در ایران. نویسندگان، مانی کلانی و لیلا صادقیتبار، بر پایهی سالها گفتوگو، بازخوانی کتابها، مقالات و مصاحبهها و نیز نشستهای «گفتوگوهای توسعه» که با دبیری علمی محسن رنانی برگزار شده، تصویری فشرده از منظومهی فکری فکوهی ارائه کردهاند. در ابتدای کتاب روایت ناصر، پیشگفتار ریاست پژوهشکدهی اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس قرار دارد که در آن، تاریخچهی طرح «روایتنگاری توسعه ایران» و ایدهی شکلگیری گفتمان ملی توسعه توضیح داده شده است؛ از جنگهای ایران و روس و آغاز اندیشیدن به عقبماندگی تا برنامههای توسعهی هفتاد سال اخیر که به تعبیر متن، هنوز به «فرایند پایدار و روشن توسعه» منجر نشده است. پس از آن، مقدمهی مفصل دبیر علمی گفتوگوهای توسعه آمده که در آن، رنانی از تجربهی شخصی خود در فهم توسعه سخن میگوید و نشان میدهد چگونه در گفتوگو با فکوهی، از نگاه صرفاً اقتصادی به توسعه به سوی درکی فرهنگی و انسانمحور حرکت کرده است. بخش «زندگینامه» نیز مسیر زیست و تحصیل ناصر فکوهی را از کودکی در تهران تا سالهای تحصیل در انگلستان و فرانسه، بازگشت به ایران، تدریس در دانشگاه تهران و فعالیتهای پژوهشی و عمومی او در حوزهی انسانشناسی و فرهنگ مرور میکند. کتاب روایت ناصر در ادامه در دو بخش اصلی سامان یافته است. بخش اول با عنوان «طرح روایت» شامل مقدمه و سه فصل «گسستها»، «پیوندهای ناموفق میان دولت و ملت» و «به سوی اشکال پیوندی مثبت» است. در این بخش، نویسندگان با تکیه بر آثار فکوهی، ابتدا مجموعهای از گسستها را در جامعهی ایرانی صورتبندی میکنند: گسست جوانان از تجربهی زیستهی محلی، گسست زنان از «فرهنگ زنانگی» و جماعتهای زنانه، گسست قومیتها از سنتهای محلی و تبدیلشدن آنها به جریانهای واکنشی، گسست طبقاتی و صوریگرایی مصرفگرا، مهاجرت نخبگان و هنرمندان و شکلگیری هنرمندان دیاسپورا، و نیز دگرگونی جماعتهای دینی به سوی بنیادگرایی خشونتبار. سپس در فصل «پیوندهای ناموفق میان دولت و ملت»، تاریخ نوسازی و دولتملتسازی در ایران، از مدرنیتهی صوری پهلوی اول تا دوران پس از انقلاب، از منظر فکوهی بازخوانی شده است؛ جایی که توسعهی کالبدی، صنعتیشدن بیمارگونه، شهرهای روستازده، باستانگرایی سیاسی و صوریگرایی دینی، همگی به تعمیق گسل میان دولت و جامعه منجر شدهاند. در فصل «به سوی اشکال پیوندی مثبت»، متن بهتدریج به سمت طرح ایدههای فکوهی برای نوعی توسعهی انسانمحور و فرهنگمحور حرکت میکند؛ توسعهای که در آن، فرهنگ بومی، خشونتگریزی تاریخی، سنتهای همبستگی و مهارتهای زیباییشناختی، نه مانع که بستر اصلی تحول بهشمار میآیند.
خلاصه کتاب روایت ناصر
در کتاب روایت ناصر، هستهی اصلی بحث، بازتعریف توسعه از منظر ناصر فکوهی است. فکوهی توسعه را پیش از هرچیز «امری انسانی که بر بستری فرهنگی رخ میدهد» میبیند، نه فرایندی صرفاً اقتصادی یا سیاسی. در مقدمهی دبیر علمی، این نکته برجسته شده که فهم توسعه در جوامع توسعهنیافته، خود «توسعهنیافته» است؛ یعنی تجربهی زیسته و وجدانشدهای از توسعه وجود ندارد و آنچه هست، بیشتر دانشی بیرونی، اندازهگرفتنی و قابل آموزش است. از این منظر، توسعه تنها زمانی رخ میدهد که «لطیفهی فرهنگی» آن در جان شهروندان جاری شود؛ چیزی که از نخستین لحظات زندگی، از طریق «ممهای فرهنگی» و در بستر خانواده، زبان، آیینها و روابط روزمره شکل میگیرد. فکوهی در روایت بازسازیشده در کتاب روایت ناصر، بهشدت با تقلیل توسعه به نوسازی کالبدی و رشد اقتصادی مخالفت کرده است. او نشان میدهد چگونه در ایران، طی دههها، مدرسه، دانشگاه، جاده، بیمارستان و سازههای مدرن ساخته شده اما بدون آنکه «انسان» در مرکز فرایند قرار گیرد؛ نتیجه، نوسازی ضدتوسعه است. از نظر او، توسعهی واقعی یعنی توانمندسازی انسانها در بستری از فرهنگ انسانگرا و کاهش نابرابریها، نه صرفاً افزایش تولید یا گسترش فناوری. در همین چارچوب، او بر تمایز میان «توسعهیافتگی» و «توسعهپذیری» تأکید کرده است و معتقد است عصر توسعهیافتگی بهسبک آمریکایی، مبتنی بر پول، فناوری و سازه، به پایان رسیده و اکنون باید بر ظرفیت فرهنگی و انسانی برای پذیرش و هدایت تغییر تمرکز شود. بخش مهمی از روایت به نقد گسستهای متعدد در جامعهی ایرانی اختصاص دارد: گسست از گذشته و سنت، گسست میان نسلها، گسست میان قومیتها و مرکز، گسست میان طبقات، و گسست میان دولت و ملت. فکوهی این گسستها را با مفاهیمی چون «بیثباتی زیستی و ذهنی»، «مدرنیتهی صوری»، «شهرهای روستازده»، «صنعتیشدن بیمارگونه» و «دانش بیفایده» توضیح داده است. او نشان میدهد چگونه نوسازی آمرانه، با از میانبردن نشانههای سنتی و تحقیر فرهنگهای محلی، همزمان هم خشونت را تقویت کرده و هم نوعی خودکمبینی تاریخی نسبت به گذشتهی ایران ایجاد کرده است؛ وضعیتی که در آن، مدرنیته و تجدد بهعنوان «راهحل معجزهآسا» بر ویرانهی سنتی تصویر میشود که فقط با تلخی و کاستی بهیاد آورده میشود. در برابر این وضعیت، کتاب روایت ناصر بر دو محور کلیدی در اندیشهی فکوهی مکث کرده است: «انسانگرایی فرهنگی» و «زیباییشناسی بهمثابه شرط توسعه». فکوهی توسعه را از نقطهی عزیمت انسانگرایی فرهنگی تعریف میکند؛ یعنی هر نظریه، سیاست و برنامهی توسعه باید با محوریت انسان و در هماهنگی با نیازها، اقتضائات و «نازهای» او طراحی شود. او تأکید کرده است که نمیتوان به نام نوسازی، فرهنگ را نابود کرد و انتظار داشت بر بستر بیفرهنگی، «فرهنگ توسعه» ساخته شود. در ادامه، نقش هنر و مهارت درک زیبایی در توسعه برجسته میشود: جامعهای که از نظر هنری رشد نکند، توانایی توسعه ندارد، زیرا توسعه یعنی توانایی دیدن ریزهکاریها، رعایت هارمونی و بهبود مستمر کیفیت؛ همان چیزی که در هنر تمرین میشود. از این رو، آموزش هنر و پرورش حساسیت زیباییشناختی، بخشی از زیرساخت فرهنگی توسعه معرفی شده است. در سطح راهبردی، روایت فکوهی که در این کتاب بازسازی شده، میان دو گرایش حرکت میکند: از یک سو پذیرش ضرورت دولتملتسازی و برخی جهانشمولیتها برای ساماندادن توسعه، و از سوی دیگر دفاع از تنوع فرهنگی، محلیگرایی و بازتفسیر سنتهای مثبت. او انسانشناسی کاربردی را راهی میداند برای میانجیگری میان این دو قطب؛ راهی که در آن، اقدامات بالا به پایین (در سطح دولت) و پایین به بالا (در سطح جامعه) باید همزمان و در چارچوبی کمتنش، به سوی توانمندسازی گروههای اجتماعی و کاهش نابرابریها جهتگیری شوند.
چرا باید کتاب روایت ناصر را بخوانیم؟
خواندن روایت ناصر بهویژه برای فهم عمیقتر مسئلهی توسعه در ایران اهمیت دارد، زیرا این کتاب توسعه را از سطح شاخصهای اقتصادی و برنامههای رسمی به سطح تجربهی زیسته، فرهنگ و زندگی روزمره میبرد. در این اثر، توسعه نه صرفاً بهعنوان مجموعهای از سیاستها، بلکه بهعنوان تغییری درونی در انسانها و روابط اجتماعی تصویر شده است؛ تغییری که بدون توجه به زبان، هنر، آیینها، تربیت کودکان، شیوهی شهرنشینی و حتی نحوهی رانندگی و رفتار در فضای عمومی، قابل تحقق نیست. این زاویهی دید، برای کسانی که عادت کردهاند توسعه را در قالب نمودارها و جداول ببینند، افق تازهای باز میکند. کتاب روایت ناصر همچنین فرصتی است برای آشنایی منظم با منظومهی فکری ناصر فکوهی، یکی از چهرههای پرکار در حوزهی انسانشناسی و مطالعات فرهنگی در ایران، بدون آنکه نیاز باشد همهی آثار پراکندهی او خوانده شود. نویسندگان با کنار هم گذاشتن نوشتهها، گفتوگوها و نقدها، تصویری نسبتاً یکپارچه از نگاه او به نوسازی، خشونت، شهر، دانشگاه، روشنفکری، قومیت و هنر ارائه کردهاند. علاوهبر این، پیوند کتاب با پروژهی «گفتوگوهای توسعه» و «روایتنگاری توسعه ایران» آن را به بخشی از یک تلاش جمعی برای شکلدادن به گفتمان ملی توسعه تبدیل کرده است؛ تلاشی که در متن، بهعنوان مقدمهای برای تدوین «دانشنامهی ملی توسعه» توصیف شده است. برای کسانی که به دنبال درکی چندبعدی از توسعهی ایران، با تأکید بر فرهنگ و انسان هستند، این کتاب میتواند منبعی جدی برای فکرکردن و گفتوگو باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دانشجویان و پژوهشگران رشتههای علوم اجتماعی، انسانشناسی، جامعهشناسی، مطالعات توسعه و برنامهریزی توصیه میشود. همچنین به فعالان مدنی، سیاستگذاران، مدیران حوزههای فرهنگی و آموزشی و کسانی که درگیر پرسشهایی دربارهی چرایی ناکامی برنامههای توسعه در ایران و نسبت فرهنگ، هنر و شهرنشینی با توسعه هستند، پیشنهاد میشود. برای علاقهمندان به اندیشهی ناصر فکوهی و کسانی که میخواهند تصویری منسجم از دیدگاه او دربارهی توسعه در ایران بهدست آورند نیز این کتاب مناسب است.
حجم
۵۰۲٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۹۶ صفحه
حجم
۵۰۲٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۹۶ صفحه